مصیبت‌های یک اقتصاد رانتی؛ مورد ایران

گفتگوی شهرگان با جمشید اسدی-

در کتاب جدید خود تلاش کرده‌اید تبیینی از اقتصاد امروز ایران ارائه دهید. گمان می‌کنید ویژگی‌های اصلی این اقتصاد چیست؟ پیش از هر چیزی باید توضیح دهم که در این کتاب از چه دیدگاهی به اقتصاد ایران پرداخته شده‌است. چنان‌چه در مقدمه کتاب آورده‌ام، این کتاب درباره شالوده‌های کلاسیک اقتصاد ایران نیست. به طور معمول اقتصاد هر کشوری را به واسطه آمارهایی چون درآمد ناخالص ملی، تورم، بودجه، بی‌کاری و بازرگانی برون‌مرزی و درون‌مرزی می‌سنجند،اما در این کتاب اقتصاد جمهوری اسلامی از منظری دیگر مورد توجه قرار گرفته‌است. به یک معنا من به ویژگی‌های نامبارک این اقتصاد پرداخته‌ام که عبارت است از رانت‌خواری و اقتصاد زیرزمینی. چنان‌چه در یکی از مقالات به موضوع قدرت گرفتن سپاه در اقتصاد رانتی ایران پرداخته‌ام. اما کتاب، مجموعه‌ای از مقالات نویسندگان مختلف را شامل می‌شود که من گردآوری کرده‌ام، مانند مقاله میشل مکینسکی، متخصص امور ایران که در آن به مقوله رانت نفتی پرداخته شده‌است و تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد که آیا رانت نفتی می‌تواند ضامن بقای جمهوری اسلامی باشد یا نه. نمونه دیگر، مقاله‌ای از دکتر حمید زنگنه، مقیم آمریکاست که در آن تحلیلی از اقتصاد زیرزمینی ایران به دست می‌دهد. رانت‌خواری از چه زمانی در نظام اقتصادی ایران نهادینه شد؟ دلایل آن چه بود؟ و چگونه رشد کرد؟ باز ترجیح می‌دهم که قبل از پاسخ به این پرسش تعریفی از رانت‌خواری ارائه بدهم. رانت‌خواری در اقتصاد، شبیه دیکتاتوری در سیاست است. همان‌گونه که در نظام دیکتاتوری، حق حاکمیت از آن مردم نیست و قدرت سیاسی در انحصار عده محدودی است در اقتصاد رانتی هم مردم حق فعالیت و مشارکت در عرصه اقتصاد را ندارند و این حق از آن آدم‌ها و گروه‌های خاصی است. آنها امتیازات خاصی را به واسطه روابط و نه به واسطه توانایی‌ها یا رقابت با دیگران به دست آورده‌اند. اگر در سیاست این صندوق رای است که نماد رقابت آزاد شهروندان محسوب می‌شود، در اقتصاد بازاربنیاد نیز این رقابت آزادانه در بازار است که تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند به امتیاز بالاتر، یعنی سود و فروش بیشتر دست یابد. اما در یک اقتصاد رانتی، این رقابت آزاد جای خود را به روابط می‌دهد؛ آدم‌ها تبدیل به خودی و غیرخودی می‌شوند و تنها خواص می‌توانند به امتیازات ویژه دسترسی داشته باشند. پس اقتصاد رانتی یک نسبت مستقیم با استبداد پیدا می‌کند. به این معنا که هر چه حکومت استبدادی‌تر باشد، رانت‌خواری نیز در آن رواج بیشتری دارد. درست است؟ بله، همین‌طور است. رانت‌خواری همیشه همراه و همزاد استبداد بوده‌است به این خاطر که خواص و خودی‌ها برای حفظ امتیازات اقتصادی ویژه خود احتیاج به زور دارند و این زور، یعنی همان استبداد سیاسی. از این رو یک ارتباط شوم و نامبارک میان این دو پدید می‌آید. قدرت سیاسی استبدادی و غیردموکراتیک، امتیازات اقتصادی را در اختیار عده‌ای خاص می‌گذارد و آن عده نیز سود حاصل از این امتیازات را با پشتیبانان سیاسی خود تقسیم می‌کنند و این دور شوم ادامه می‌یابد، مانند آن‌چه در ایران می‌گذرد. در یک حکومت دموکراتیک، احزاب سیاسی هرگونه فساد و رانت‌خواری احزاب رقیب را افشا می‌کنند و از این نظر همیشه نظارت بر اصحاب قدرت وجود دارد، اما در ایران این مسائل بیشتر برای سرگرم کردن عموم یا گرفتن امتیازات بیشتر است. برای مثال، آقای احمدی‌نژاد تهدید می‌کند فهرست صد و بیست تن از رانت‌خواران و اختلاس‌گران را در جیب دارد و می‌خواهد افشا کند، اما پس از مدتی مشخص می‌شود که اغلب یاران و اطرافیان خود او نیز در اختلاس‌های کلان دست دارند. به یک معنا اگر هم رقابتی باشد تنها میان کسانی است که قدرت سیاسی را در دست دارند. و امیدی هم به محاکمه این رانت‌خواران و اختلاس‌گران نیست؟  هرگز. ممکن است که سر و صدایی بکند، اما عاملان اصلی اختلاس‌ها هیچ‌گاه محاکمه نمی‌شوند و حداقل تا زمانی که قدرت را در دست دارند، چنین نخواهد شد. آنها مرتب همدیگر را لو می‌دهند و دست به افشاگری می‌زنند، اما از محاکمه واقعی خبری نیست. مادامی که جامعه مدنی تحقق پیدا نکند و مردم فرادست نشوند، در بر روی همین پاشنه می‌چرخد.

مقالات مندرج در سایت نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»