«تنگه هرمز» با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه سال جاری مسدود شد و تاکتیک‌های نظامی و غیرنظامی برای بازگشایی آن تاکنون بی‌اثر بوده است

ایالات متحده به همراه چند کشور حاشیه خلیج فارس تلاش کردند ازطریق قطعنامه‌ای در سازمان ملل، جمهوری اسلامی را به بازگشایی وباز نگه‌داشتن این آبراه بین‌المللی ملزم کنند؛ اما شورای امنیت سازمانملل، علیرغم چندین نشست، نتوانسته است تصمیم قاطعی برای بازشدن تنگه هرمز اتخاذ کند.

Marco Rubio، وزیر امور خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت (۶مه) در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید گفت: «این یک آزمون واقعی برای سازمان ملل است که آیا این سازمان توانایی اقدام مؤثر را دارد یانه؟» بارها درباره توان اجرایی سازمان ملل نوشته‌ایم که این سازمان عملاً قدرت اجرایی مؤثری ندارد. حتی بسیاری از قطعنامه‌هایی که بااکثریت آرا تصویب شده‌اند، در عمل بدون نتیجه باقی مانده‌اند. برای مثال، چندین قطعنامه علیه اسرائیل به دلیل سرکوب مردم فلسطین صادر شده، اما اسرائیل هیچ‌یک از آنها را اجرا نکرده است. به‌ویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل، بنیان‌گذاران اصلی این سازمان برای خود حق وتو در نظر گرفتند. در حال حاضر، پنج قدرت بزرگ جهان می‌توانند مانع تصویب هر قطعنامه‌ای شوند که با منافع آنها سازگار نباشد.

از سوی دیگر، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، جهان  را به دو قطب شرق و غرب تقسیم کرده است. در چنین شرایطی، دستیابی به تصمیمی همه‌جانبه و قاطع در سازمان ملل دشوار به نظر می‌رسد. روبیو امیدواربود که چین و روسیه به دلیل منافع تجاری خود، از قطعنامه بازگشایی و باز نگه‌داشتن تنگه هرمز حمایت کنند، که چنین نشد . با این حال، مذاکراتی در دوران آتش‌بس میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان در اسلام‌آباد آغاز شد، اما تاکنون نتیجه مثبتی در پی نداشته است.

اصولاً این پرسش مطرح است که چگونه آمریکا و ایران، در حالی که آتش‌بس را پذیرفته‌اند، همچنان از طریق محاصره دریایی و بسته نگهداشتن تنگه هرمز به اقدامات خصمانه ادامه می‌دهند؟ از دیدگاه نظامی، چنین اقداماتی نقض آشکار آتش‌بس محسوب می‌شود. آتش‌بسی که در آن طرفین همچنان به منافع یکدیگر حمله می‌کنند،عملاً آتش‌بس واقعی نیست، بلکه ادامه جنگ در قالبی دیگر است.

در فصل هفتم منشور سازمان ملل آمده است که شورای امنیت می‌تواند اقداماتی از تحریم اقتصادی تا عملیات نظامی را تصویب کند؛ با این حال، قطعنامه پیشنهادی درباره آزادی دریانوردی در خلیج فارس، هرچند مورد بحث قرار گرفت، اما هرگز به مرحله تصویب نرسید.

برخی تحلیلگران از Donald Trump، که تقریباً هر روز مواضع خود را درشبکه‌های اجتماعی تغییر می‌دهد، می‌پرسند: «آقای ترامپ، دقیقاً به دنبال چه هستید؟» تصمیمات یک‌جانبه او نه ‌تنها به پایان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران منجر نشده، بلکه بر پیچیدگی بحران افزوده است. جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، با وجود تحمل خسارت‌های سنگین، سیاست خود را تغییر نداد و به نظر می‌رسد تا زمان دستیابی به توافقی از طریق مذاکره نیز تغییری در رویکردش ایجاد نکند. برخی تحلیلگران نتیجه می‌گیرند که ترامپ به دنبال «گلوله نقره‌ای» برای پایان دادن به بحران ایران است؛ راه‌حلی ناگهانی و قاطع که شاید اساساً وجود خارجی نداشته باشد.

رئیس‌جمهور آمریکا تلاش می‌کند با فشار اقتصادی بر تهران، بدون ارائه یک مصالحه بزرگ و آبرومندانه، به توافق برسد. اما ایران از زمان گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در سال ۱۹۷۹ تاکنون تقریباً به‌ طورمداوم تحت تحریم بوده و توانسته است با روش‌های مختلف سیاسی واقتصادی بخشی از این فشارها را دور بزند و مقاومت کند. این پرسش مطرح می‌شود که آیا دولت‌های آمریکا و اسرائیل ارزیابی دقیقی از اینوضعیت نداشته‌اند؟

ترامپ در نخستین حمله هوایی ژوئن گذشته، با هدف «نابودی» برنامه هسته‌ای ایران، مدعی شد که برنامه اتمی ایران کاملاً نابود شده است. سپس حملات گسترده فوریه، با همکاری اسرائیل، آغاز شد؛ حملاتی که به گفته او با هدف تغییر رژیم و تحریک قیام مردمی طراحی شده بودند. پس از آن نیز روی محاصره دریایی و محدود کردن تسلط ایران برتنگه هرمز شرط ‌بندی کرد. او حتی تهدید کرد که «تمدن ایرانی» را نابودخواهد کرد و برای آن ضرب‌الاجل تعیین نمود؛ اما ساعاتی پیش ازگسترش حملات، با میانجیگری پاکستان، آتش‌بس اعلام شد.

اکنون ترامپ در تلاشی تازه برای شکستن کنترل ایران بر تنگه هرمز، طرحی برای هدایت کشتی‌های سرگردان ارائه کرده است. ایران نیز درپاسخ، با موشک و پهپاد واکنش نشان داده و با توجه به خطرات موجود، بعید است بسیاری از نفتکش‌ها جرأت عبور از این آبراه راداشته باشند.

تحلیلگران معتقدند باور ترامپ مبنی بر اینکه این فشارها جمهوریاسلامی را وادار به تسلیم خواهد کرد، دچار ضعف اساسی است. به گفته آنها، این نگاه ناشی از برداشت نادرست از استراتژی، روانشناسی سیاسی و توانایی جمهوری اسلامی در مقاومت و سازگاری بابحران‌هاست. حکومت ایران بر این باور است که همچنان دست بالا رادارد و می‌تواند همانند گذشته، فشار اقتصادی ناشی از تحریم وانسداد دریایی را تحمل کند؛ حتی طولانی‌تر از آنچه آمریکا قادر به تحمل افزایش قیمت انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز خواهد بود.

تردیدی نیست که محاصره بنادر ایران فشار اقتصادی سنگینی برجمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و احتمال افزایش نارضایتی عمومی و حتی خیزش‌های مردمی را بالا می‌برد؛ اما حکومت ایران تاکنون باسرکوب شدید، اعدام معترضان و کنترل امنیتی گسترده، مانع شکل‌گیری اعتراضات فراگیر شده است.

ترامپ بارها در مصاحبه‌های خود در واشنگتن گفته است که محاصره بنادر ایران و تنگه هرمز «شگفت‌انگیز» بوده و «هیچ‌کس آن را به چالش نخواهد کشید». او همچنین بار دیگر ادعا کرده که «ایران خواهان توافق است»، اما تاکنون تهران در برابر فشارها مقاومت کرده و به خواسته‌های او تن نداده است.

در همین رابطه، Sanam Vakil، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در Chatham House، معتقد است دو طرف شناخت محدودی ازیکدیگر دارند و به‌ندرت مذاکرات مستقیمی در یک اتاق داشته‌اند (۱). اومی‌گوید: «دو طرف از نظر فرهنگی، نگاه بسیار متفاوتی به مفهوم توافق و مذاکره دارند.» وی همچنین افزوده است: «فکر می‌کنم رئیس‌ جمهور ترامپ واقعاً درک نمی‌کند چه عواملی ایرانی‌ها را به حرکت وامی‌دارد. آنها صرفاً بر اساس شاخص‌های اقتصادی تصمیم نمی‌گیرند؛ اگر چنین بود، سال‌ها پیش توافق کرده بودند.»

اگرچه خطرات اقتصادی برای ایران بسیار بالاست، اما به نظر می‌رسد ترامپ در ارزیابی میزان تاب‌آوری جمهوری اسلامی دچار اشتباه شده است. او گمان می‌کند ظرفیت ایران برای ذخیره نفتی که امکان صادرات آن را ندارد، به ‌زودی به پایان خواهد رسید و تهران ناچار به دادن امتیازات بزرگ خواهد شد. با این حال، تجربه نشان داده است که ایران در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز در برابر تحریم‌های شدید مقاومت کرد و احتمالاً اکنون نیز چنین خواهد کرد.

کارشناسان نفت معتقدند ایران دست‌کم چند هفته فرصت دارد تا پیش از توقف کامل تولید نفت، راهکارهای جایگزین را دنبال کند. ایران که در ماه آوریل حدود ۱.۸۱ میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد، می‌تواند تولید خود را کاهش دهد و بخشی از نفت را در نفتکش‌های قدیمی ذخیره کند؛ نفتکش‌هایی که هر یک توان نگهداری حدود دو میلیون بشکه نفت را دارند. همچنین بخشی از صادرات می‌تواند از طریق جاده و راه‌آهن به پاکستان منتقل شود.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، ایران صادرات نفت خود را به حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد، بدون آنکه تولید داخلی به ‌طورچشمگیری متوقف شود. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ایران توان ادامه این وضعیت را برای مدت طولانی دارد و زمان الزاماً به نفع ترامپ عمل نخواهد کرد.

ترامپ پروژه‌ای موسوم به «پروژه آزادی» را، که قرار بود به آزادسازی کشتی‌های تجاری گرفتار در خلیج فارس کمک کند، پیش از آغاز رسمی متوقف کرد. این در حالی است که پنتاگون روز سه‌شنبه اعلام کردحدود ۲۲ هزار و ۵۰۰ دریانورد در ۱۵۵۰ کشتی همچنان در محاصره قراردارند (۲). به گفته سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا، از زمان آغازجنگ ایران، ۲۶ حمله به کشتی‌های تجاری در خلیج فارس ثبت شده است. این سازمان همچنین اعلام کرده که از ۲۸ فوریه تاکنون، ۴۶حادثه «در داخل و اطراف» خلیج فارس، خلیج عمان و تنگه هرمزگزارش شده که شامل ۲۶ حمله و ۱۸ مورد فعالیت مشکوک بوده است.

با توجه به این شرایط، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران چشم‌انداز روشنی برای کشتیرانی جهانی ترسیم نمی‌کند. ترامپ و کابینه او تصور می‌کنند که محاصره دریایی بنادر ایران و فشار اقتصادی ناشی از آن، جمهوریاسلامی را در برابر خیزش مردمی نا راضی قرار خواهد داد و حکومت رابه پذیرش مصالحه مورد نظر واشنگتن وادار می‌کند. اما جمهوری اسلامی تاکنون با اتکا به سرکوب داخلی، اعدام مخالفان و حمایت نیروهای نیابتی خود مانند حشدالشعبی عراق، توانسته است دوام بیاورد.

جمهوری اسلامی تلاش می‌کند بخشی از نفت تولیدی خود را بااستفاده از «ناوگان سایه» از محاصره دریایی عبور دهد. برخی کشتی‌ها موقعیت جغرافیایی نادرست اعلام می‌کنند یا نام‌های جعلی روی بدنه خود می‌نویسند. برخی دیگر از طریق انتقال نفت از کشتی به کشتی درآب‌های آزاد، منشأ محموله را پنهان می‌کنند و تعدادی نیز بدون مجوز، با پرچم کشورهای مختلف تردد می‌کنند.

بنابراین، علیرغم محاصره دریایی آمریکا، تصویر روشنی از آنچه واقعاً درتنگه هرمز رخ می‌دهد در دست نیست. با این حال، جمهوری اسلامی موفق شده است تعدادی از کشتی‌ها را با خاموش کردن سامانه‌های ارتباطی از منطقه عبور داده و نفت را به بازار جهانی منتقل کند.

تردد کشتی‌های تجاری، به‌ویژه زمانی که از قوانین بین‌المللی دریانوردی پیروی نمی‌کنند، صرفاً یک مشکل محدود نیست. این تاکتیک ‌فریبکارانه، تجارت غیرقانونی را در سطح جهان تسهیل می‌کند و به کشورهایی مانند روسیه، ایران و ونزوئلا، و همچنین گروه‌های غیردولتی مانند کارتل‌های مواد مخدر، امکان می‌دهد محموله‌های خود را ازطریق آنچه «ناوگان شبح» یا «ناوگان سایه» نامیده می‌شود، به‌ صورت مخفیانه جابه‌جا کنند.

در پایان، وضعیت تنگه هرمز نشان می‌دهد که این تاکتیک‌ها تا چه اندازه می‌توانند در دور زدن تحریم‌ها مؤثر باشند. اگر کشتی‌ها بتوانند تقریباً نامرئی از آبراهی به این اهمیت و با عرضی تنها چند ده کیلومترعبور کنند، ردیابی یک کشتی در اقیانوس آزاد، آن هم زمانی که عمداً نمی‌خواهد شناسایی شود، به‌ مراتب دشوارتر و پیچیده‌ تر خواهد بود.

ناخدا محمد فارسی

۱۴ مه ۲۰۲۶

 

1 – https://www.nytimes.com/2026/05/05/world/middleeast/trump-blockade-iran-war.html?emc=edit_wor_20260506&nl=the-world&segment_id=219424

2 – https://www.bbc.co.uk/news/live/c152zyj0599t

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»