مقاومت مدنی، مبارزه ای خشونت پرهیز برای تضمین دمکراسی

محسن سازگارا

مقاومت مدنی را تنها به این دلیل انتخاب نمی‌کنیم که با تکیه برخشونت پرهیزی، انسانی‌تر واخلاقی‌تر است و امکان بیشتری برای تولد دمکراسی پس از پیروزی دارد، بلکه این شیوه از مبارزه را برمی‌گزینیم چون غیرازموارد بالا، موثرترهم هست و کارنامه درخشانی برای غلبه بر دیکتاتوری‌ها و حکومت‌های تمامیت گرا دارد.

مقاومت مدنی با تکیه برقدرت مردم و به قول واسلاوهاول، قدرت بی‌قدرتان، می‌تواند خشن‌ترین و وحشی‌ترین دیکتاتورها را به زیر بکشد. مقاومت مدنی روی سه ستون استوار است که دربرنامه ریزی باید باهم حرکت کنند و درتاثیر متقابل بریکدیگر پیروزی نهایی را رقم بزنند. این سه ستون عبارتند از:

۱ـ اعتراضات عمومی

۲ـ عدم همکاری‌ها

۳ـ ریزش ازحکومت

ستون اول یعنی اعتراضات عمومی روش‌های گوناگونی دارد وشناخته شده‌ترین روش آن تظاهرات خیابانی است، اما این تنها روش اعتراض عمومی نیست. اتفاقا درحضور دیکتاتوری خشن و سرکوب‌گر، خطرناک‌ترین روش است. ده‌ها روش دیگر برای اعتراضات عمومی وجود دارد که گاهی موثرتر از تظاهرات خیابانی عمل می‌کند.

هیچ مبارزه مدنی تنها با تکیه براعتراضات عمومی پیروز نشده است. ستون دوم یعنی تاکتیک‌های عدم همکاری است که درنهایت حکومت را فلج می‌سازد. شناخته شده‌ترین روش عدم همکاری، اعتصاب است، اما ده‌ها روش دیگر برای عدم همکاری وجود دارد که می‌توانند دردستورقراربگیرند. نافرمانی‌ مدنی وبایکوت وتحریم از موثرترین این روش‌ها هستند.

درهیچ مبارزه مدنی، از روز اول همه مردم مشارکت نداشته‌اند، همیشه درشروع، اکثریت مردم شکاک، مردد و بی‌تفاوت بوده‌اند. با پیشرفت مبارزات به تدریج صف مردم گسترده‌ترشده ودراعماق جامعه نفوذ یافته است. آمارنشان می‌دهد که اگرتنها سه درصد مردم آماده مبارزه باشند، می‌توان به تدریج بخش بزرگی از مردم را به میدان آورد.

ستون سوم یعنی ریزش از حکومت و حل شدن درمردم، به اندازه دوستون دیگر اهمیت دارد. باید لایه‌های مختلف حکومت را مثل برگ‌های پیاز، ازپشت نقطه کانونی قدرت بازکرد. نباید با تهدید بی‌جا صف حامیان دیکتاتور را فشرده‌ترساخت، هنراین است که با مشروعیت‌زدایی از دیکتاتور وحکومتش، پایه‌های نگه دارنده قدرت او را درمردم حل کنیم وکارگزاران حکومتش را وادار کنیم که برای حفظ آینده خودشان هم که شده به مردم بپیوندند. هرگاه این ریزش به دستگاه‌های سرکوب‌گرواسلحه به دست برسد، کارحکومت تمام می‌شود.

دریک نگرش عمومی، تاکتیک‌های مقاومت مدنی به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول تاکتیک‌هایی است که با افرادی اندک ولی سازمان یافته وآموزش دیده قابل انجام است. دسته دوم تاکتیک‌هایی است که با دعوت عمومی، جمع بزرگی از مردم به آن می‌پیوندند. همیشه درابتدای مبارزه، وقتی مردم خسته وناامید ومردد هستند، به جای دعوت عمومی باید به سراغ تاکتیک‌های دسته اول رفت.

مقاومت مدنی برای پیروزی نیازمند به سه اصل حداقلی است: اتحاد، برنامه ریزی و حفظ دیسیپلین مبارزات بی‌خشونت. اما برای اتحاد نیروهای مخالف نیز سه نیاز اولیه وجود دارد، رهبری منسجم، ترسیم وتوافق بر دورنمای آینده و برنامه روشن مبارزاتی و اجرایی برای گذار از وضع موجود به آن دورنمای ترسیم شده.

سخن آخر این که مقاومت مدنی مثل یک جنگ نظامی نیازمند استراتژی، برنامه ریزی، فرماندهان و افسران و کادرهای ورزیده است. نقشه وتجهیزات وکادرهای آموزش دیده نیاز دارد. هرچه دربرنامه ریزی و تهیه نقشه‌های کار، دقیق‌تروحساب شده‌ترعمل شود، شانس موفقیت بیشتر است. توپخانه مقاومت مدنی، رسانه است. رسانه‌ها امروزه بردودسته هستند، رسانه‌های جمعی و رسانه‌های اجتماعی. تهیه امکانات دراین دودسته رسانه، بخش مهمی ازهربرنامه ریزی برای مقاومت مدنی است.

مقالات مندرج در سایت نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.