بازگشایی مدارس در ایران و زبان مادری

ناهید بهمنی

دگربار مهرماه است و بازگشایی مدارس درایران، که طی آن میلیون ها دانش آموز به مدارس ابتدایی راه می یابند. آمارها حاکی از آنند که شمار بزرگی از این نونهالان را دختران و پسران جویای تحصیل غیرفارسی زبان تشکیل می دهند.

در کشورچند فرهنگی و چند زبانه ایران که میلیون ها نفر به زبانهایی غیر از فارسی تکلم می کنند آموزش و پرورش تنها به یک زبان وآنهم به نام زبان “رسمی” بر کودکان این سرزمین تحمیل می شود. قدمت این ستم فرهنگی واجتماعی به حدود یکصد سال می رسد (ازسال ۱۳۰۴ ه.ش) و در پیامد آن انواع سرکوب و محرومیت های تحصیلی و اجتماعی صورت می گیرد و برای نادیده گرفتن این مسئله کاملا حقوق بشری بهانه ها و دستاویزهای سیاسی مطرح می شود.

آموزش زبان مادری به آن اندازه دارای اهمیت است که سازمان جهانی یونسکو یک روز در سال – دوم اسفندماه هجری شمسی برابر با بیست ویکم ماه فوریه میلادی – را که تنها یک مسئله آموزشی هم نیست، به نام “روززبان مادری” نام نهاده است. فلسفه انجام این کاراز نگاه یونسکو این است که “فرهنگ صلح جویانه” تنها در شرایطی می تواند نهادینه شود که درآن همه حق داشته باشند زبان مادریشان را آزادانه و به طورکامل در همه عرصه های ضروری زندگی به کارگیرند”.

با وجود میلیون ها دانش آموز دگرزبان در ایران، آموزش زبان مادری جای درخوری در سیستم آموزشی ندارد و لذا اهمیت دادن به آن و یا هرنوع کنشی در جهت برجسته کردن این امر با عواقب سخت و سرکوب همراه می شود. حال آنکه به نظر دانشمندان و پژوهشگران رشته های زبان و روان شناسی، زبان مادری هم زیربنای نمادهای فرهنگی یک ملت است و هم وسیله موثر و نیرومندی در رشد شخصیت کودک. یادگیری زبان مادری بنا بر پژوهش ها کمک بلاواسطه ای در افزایش هوش، قدرت تحلیل و منطق فرد در شناخت او از پیرامون خود و توازن هنجارهای رفتاری و شخصیتی اش است.

محرومیت از یادگیری زبان مادری، درک از خود، دیگران و پیرامون را تصعیف می کند و فرد را به سوی ناهنجاریهای رفتاری سوق می دهد. بنا به همین پژوهش ها، دوازده سال اول زندگی هرفرد از حیث فراگیری زبان، دوران تطبیق محسوب می شود، اما در ایران این دوران تطبیق جای خود را به یورش فراگیری زبان نا آشنای مدرسه از اولین روز تدریس و ایجاد اغتشاش فکری و فشار روانی برای کودک می دهد و بدیهی است که این مشکلات  که فرایند ضعف آموزش زبان مادری است، پهنه وسیعی از تنش های اجتماعی را نیز موجب می شود. بنا به اقرار خود مسئولان دولتی در جمهوری اسلامی، درصد بالایی از دانش آموزانی که به ترک تحصیل متوسل می شوند کودکان دوزبانه برخاسته از مناطق”قومیتها” هستند و می توان دریافت که این خود یکی از نتایج زیانبار سیاست “زبان کشی” درایران است.

با توجه به جایگاه و نقشی که زبان مادری در زندگی فرد دارد، این پرسش از جانب مدافعان حقوق فردی و اجتماعی کودک و نیز مدافعان حقوق و خواسته های ملیت های ایرانی مطرح می شود که دلیل قید نکردن نیاز آموزش به زبان مادری درمیان مطالبات حوزه مربوط به حقوق بشراز جانب نهادهای مدنی و تشکل های سیاسی دموکرات ایرانی چیست و چرا بسیار به ندرت در این باره فکر و قلم روشنفکران به کار می افتد؟ هرگاه هم از جانب فعالان فرهنگی بر ضرورت آموزش زبان مادری در مراکز آموزش و پرورش ایران تاکید می شود و یا اقدامی صورت می گیرد، این تلاش ها انگ زمینه سازی برای “استقلال طلبی” و یا به زعم مقامات رژیم  مبنایی برای “تجزیه طلبی” می خورد و به تابویی بدل می شود!

در این نوع نگاه و تفکر، نه تنها مسئله ای چنین مهم در تعالی شخصیت فرد، به عنوان امری فرهنگی و حقوق بشری پذیرفته نیست، بلکه مطالبه ای”غیرقانونی” تلقی می شود چرا که می تواند پایه های دیگر مطالبات ملی را تقویت کند. حال آنکه آموزش به زبان مادری یکی از پایه ای ترین اصول حقوق کودک در جهان ماست. در حال حاضر بیش از دویست کشور عضو سازمان ملل متحدند اما شش هزار زبان در محدوده این کشورها تکلم و تدریس می شود، که نشانگرآن است که در اغلب کشورها نه یک زبان بلکه زبانهای متعددی کاربرد آموزشی دارند و حق بهره مندی شهروندان متعلق به ملیت های مختلف از یادگیری و به کارگیری زبان مادری یک امرپذیرفته شده است. این حقی است که در اکثر کشورهای چند زبانه ی جهان به رسمیت شناخته شده و با نادیده گرفتن اش در حقیقت نوعی “ژنوساید ونسل کشی فرهنگی” نسل در نسل در سیستم آموزشی ساکنان مناطق غیرفارسی زبان در ایران نهادینه شده است.

زبان، مذهب و تبار هیچگاه نباید مبنایی برای تبعیض قومی و ملی در محدوده ای از کشور باشد، زیرا با رسمیت دادن به هر کدام ازاین عناصر در یک جامعه رنگارنگ فرهنگی و مذهبی و زبانی، بخش های دیگری از حقوق شهروندی و اجتماعی خود بی بهره می مانند. چرا نباید دراین همه اجتماعات و گردهماییهای بین المللی راجع به پایمال کردن حقوق فرهنگی،زبانی در ایران،(که بخش قابل ملاحظه ای از این فجایع نسبت به کودکان صورت می گیرد وازآن جمله بی نصیب بودن کودکان ملیتهای ساکن ایران از حق بکارگیری زبان مادری در تحصیل)،درخواستی مطرح کرد و به دیگران نشان داد که چگونه این اولیه ترین مطالبه برحق به بهانه های مختلف سیاسی به تابو تبدیل می شود.

جا دارد که محروم ماندن بسیاری از کودکان ایران از آموزش به زبان مادری در همه اجتماعات و گردهمایی های بین المللی مربوط به دفاع از حقوق بشر مطرح شود و آنهایی که به عنوان مبارزان راه دمکراسی و آزادی و برابری فعالیت می کنند، منشور بین المللی حقوق بشر و ضمیمه های آن را بدون ملاحظات سیاسی و دسته بندی و قائل شدن تقدم و تاخر در اجرای اصول آن سرلوحه فعالیت خود قرار دهند و همه ما شهروندان ایران شرایط را برای یک همزیستی مسالمت آمیز و صلح جویانه در کشور ایران که رنگین کمان زیبایی از فرهنگها و زبانها است، فراهم نمائیم.

مقالات مندرج در سایت نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.