اهمیتِ اتحادِ گستردۀ ملی، دررفع انواعِ تبعیض بویژه تبعیضِ اتنیکی

ضیاء صدرالاشرافی

مقدمه: ایران کشوری است که همچون پلی میان دریای خزر و خلیج فارس و بحرعمان قرارگرفته است، از پیش از تاریخ یعنی قبل از تشکیل دولت و نوشتار، مردمانی که از آفریقا به آسیا آمدند و سپس تمدن و دولت ایجاد کردند، یا درمهاجرت های بعدی وهجومها وجهانگشائی های خود، همگی بناچار از ایران گذشتند و یا درآن ساکن شدند. بنابراین ایران دارای یکی ازقدیمترین تمدنهای بشری (تمدن ایلام) پس ازنخستین تمدن مؤثر و مداوم بشری یعنی (تمدن سومر) میباشد. گوناگونی فرهنگی و قومی در آن، امری طبیعی است، و بهمین سبب، ایران کشوراقلیت ها بوده و هست، وهر اقلیتی هم در سرزمین خود، اکثریت است.

اگر با نگاهِ انحصارطلبی، قیم مأبی وامنیتی به این موضوع نگاه نکنیم، این تنوع و کثرت، خود یکی از شانس های تحقق دموکراسی درایران آینده یعنی بعد از گذار از ولایت فقیه (جمهوری اسلامی) خواهد بود.

درتاریخ دور و درازِ ایران مان، سه نوع حکومت داشته ایم:

اول: درآغاز و دربرزخ بین سلسله ها، ملوک الطوایفی یا خان خانی (هرکه شاهی) وجود داشت که دورۀ زندیه آخرین آن درقرن هیجدهم بود.

دوم: شاهنشاهی: خانِ نظامیِ ایلِ حاکم، هم ایل یا قوم خود را اداره میکرد وهم شاهان دیگررا با گرفتن گروگان و مالیات و قشون برای دفاع عمومی اداره مینمود. که بدستی آنرا فدرالیسم سنتی نامیده اند که در آن ساختارِ دولت و حکومت، بر ساختارچندگانۀ جامعه چندقومی وچندفرهنگی ایران منطبق بود: ایلام، هخامنشی،اشکانی وسلجوقی شاهنشاهی بود، که قدرتمندترین دورانِ تاریخ ایران هستنند.

سوم: پادشاهی: درکشورتنها یک شاه وجود داشت. حکومتِ سلطنتی یا پادشاهی، بسببِ استبداد، بیلان خوبی، درتاریخِ کشورمان ایران نداشت: ساسانیان و بعدازسجلوقیان، حکومتِ ایران پادشاهی بود، که ازجمله صفویه و پهلوی و ملاشاهیِ خمینی و خامنه ای را می توان همچون شاخض ترین آنها نام برد.

***

برخلافِ تمدن های سنتی، که به دین یا تبار ِخاصی تعلق داشتند، تمدنِ مدرنِ سرمایه داریِ صنعتی، در تکاملِ خود تاکنون، با شعارهایِ آزادی وبرابری (یعنی رفع هرنوع تبعیض) و جدائیِ نهادِ دین ازنهادِ سیاست و حکومت (یعنی سکولاریسم یا لائیسته) و نیزبا اصل تفکیک قوا: (مجریه، مقننه وقضائیه واستقلال رسانه های گروهی) در اروپایِ قرنِ هیجدهم و همزمان درایالات متحده، برای اولین بار، پا به عرصۀ وجود گذاشت ودر تکاملِ خود، درپایانِ قرنِ بیستم، تمام تمدن هایِ سنتی را به تاریخ سپرد، وتنها جنبۀ فرهنگی و اعتقادی آنها باقی ماند. تمدنِ مدرنِ (اقتصادی – سیاسی) با تمدنهایِ سُنتیِ(دینی -اعتقادی) از یک جنس نیست که باهم گفتگوئی داشته باشند. همانندِ جمع کردنِ( لیترومتر)، این کارممکن نیست. ارزش های این دوتمدن هم باهم متفاوت است. ادیان بشریت را به زن و مرد و مؤمن وغیرمؤمن تقسیم می کنند، و تمدنِ مدرن، در یک نظام سکولار یا لائیک، همچون شهروندان آزاد و برابربه آنها نگاه میکند.

انتشار کتاب ثروت ملل آدام اِسمیت و تصویب اعلامیه استقلال امریکا در ۱۷۷۶ و انقلاب کبیر فرانسه در ۱۷۸۹ اتفاق افتاد که به نوشته شدن حقوق بشر منجرگردید و اصل برابری، برابریِ اقتصادی و عدالت اجتماعی مطرح شد.

تولدِ ملتِ مدرن، واتحادِ خودخواستۀ ملت، برای حفظِ منافعِ ملی ومشترکشان، دریک سیستم سکولار، وابسته به تأمینِ آزادیهایِ قانونیِ منطبق با حقوق بشرو برابریِ انسانیِ شهروندان (یعنی رفع هرنوع تبعیض) بوده و می باشد. درمورد کشورهای چند قومی ویا چند ملیتی (سویس، دولتهای یا ایالات متحدۀ امریکا، کانادا، هند، و…)، این دموکراسی با سیستم عدم تمرکز(فدرال) هم توأم است.

دولتهای ایران، متاسفانه ازقرارداد ترکمانچای (۱۸۲۸) به بعد، سیاست مستقل ملی نداشتند و همگی درمیان دو سنگ آسیا، اغلب با سیاست موازنۀ مثبت و یکبار با سیاست موازنۀ منفی، انجام وظیفه می کردند.

جز در برزخ استقرار مشروطیت (مجلس اول ودوم) و از عزل رضا شاه در شهریور(۱۳۲۰) تا بیست و هشت مرداد (۱۳۳۲) تاکنون، ملت یا مردمان ایران، با دیکتاتوریِ حاکمان و دولت های دست نشانده آنها روبرو بودند، یعنی نه نَسیم آزادی درایران وَزید و نه برابریِ انسانیِ شهروندان یعنی رفعِ هرنوع تبعیضِ (جنسیتی، دینی، زبانی و تباری و نژادی) مطرح شد. از۱۳۰۴( ۱۹۲۵م) بر گل تبعیضِ دینی – مذهبیِ تاریخیِ مان، سبزۀ تبعیضِ زبانی و فرهنگی هم افزوده شد. مردمان ایران، علاوه بر تبعیض مزمِنِ جنسیتیِ زن و مرد و تبعیضِ دین و مذهب رسمی، شاهدِ تبعیض زبانی و فرهنگی هم شدند که درتاریخ ایران سابقه نداشت:

تمام کتیبه های داریوش بزرگ به سه زبان نوشته شده است، که بیانگر و دلیلِ خردِ سنتی و تاریخی، درآخر ایران باستان بود: زیرا سه نهادِ اداری هریک زبانی داشتند و نوعی تفکیکِ قوا به صورتِ عملی درایران بود که تا انقراض قاجاریه ادامه داشت: ۱- زبانِ پارسی باستان: زبانِ شاه، قشون و اشرافیت حاکم و دفاع سراسری / ۲- زبانِ ایلامی: زبانِ دولت و اداره/ ۳- زبانِ بابلی: زبانِ بین المللی و تجارت// دردورۀ اشکانی و ساسانی نیزکتیبه ها به سه زبان بود: ۱- پهلوی/ ۲- آرامی و/ ۳- یونانی. بعدازاسلام نیز از قرن چهارم هجری، به همان ترتیب:1- ترکی/ ۲- فارسی/ ۳- عربی که زبان دین و فلسفه وعلم نیزشد.

اکنون درعصرِگلوبالیزاسیون وانفورماتیک و در گذار از رژیم ارتجاعیِ ولایتِ فقیه، شورای مدیریت گذار همچون یک تشکلِ سیاسی کثرت گرا و دموکرات است که به سکولاریسم وآزادی و برابریِ انسانی یعنی رفع هرنوع تبعیض ازشهروندان معتقداست و به نظرمیرسد بهتراست از تاریخ قابلِ افتخارخود به صورت مدرن الهام بگیریم و زبان هایِ مادری را همچون میراثِ تاریخِ بشری محترم بداریم، ودر این راستا:

اول-: تحصیلِ زبانهایِ مادری را برای کودکان، با توجه به روانشناسی کودک، وبنا به اعلامیۀ جهانیِ حقوقِ زبانی، که بخشی ازاعلامیۀ حقوقِ بشراست، به رسمیت بشناسیم که رژیم های شاه و خمینی نیز آنرا امضاء کرده اند.

http://www.humanrights-iran.ir/news-16758.aspx

دوم- زبان فارسی همچون زبان رابط و سراسری، موردِ مخالفت نیست. آنرا ازصورتِ زبانِ انحصاری، به زبانِ رابط و سراسری مبدل سازیم، تا بنا به تاریخش، ازداد وستد با زبان های دیگر، غنی ترشود.

سوم-: برای رسیدن به کاروان پرشتاب علم و تمدن مدرن، درسهایِ علمی (ریاضیات، منطق، فیزیک، شیمی، زیست شناسی، اقتصاد و انفورماتیک) را علاوه بر زبان سراسری فارسی و زبان های محلی برای دسترسی به منابع اصلی به انگلیسی و درشهرهای بزرگ در حد امکان به دیگر زبان های خارجی (آلمانی،فرانسه، روسی، چینی، ژاپنی و…) هم تدریس نمائیم.

درپایان توضیحی کوتاه درمورد هویت خودم برابر با دیکسیونر آکسفورد درمورد ملت، ملیت و قوم میدهم.

۱- درجواب سئوال کجائی هستی یعنی ازکدام کشوری؟ جوابم: من جزو ملت ایرانم: یعنی (نی شن) من ایرانی است، این حقوق را به فرزندانم به ارث میگذارم: دریک رژیم دموکرات، وقتی خود و خانواده ام  واردِ ایران شویم، کسی از ما، ویزا و مدت اقامت نمی پرسد و حق انتخاب کردن و کاندید شدن را داریم.

۲- درایران ملیت هایی با ابعاد میلیونی (به انگلیسی: ساب نی شن ها) زندگی میکنند، که گاه، بخشی ازهمزبانان آنها، درآنسوی مرزهای ایران، به ملت مستقلی تبدیل شده وعضو کشورهای سازمان ملل متحد هستند،جمهوری های: آذربایجان، ترکمنستان، أفغانستان، تاجیکستان و کشورهای عربی.

۳- قومیت ها: که کل جمعیت هر یک از آن ها به یک میلیون نفرنمیرسد. همگی دین واغلب شان دین وزبان خاصی دارند وبرای حفظ خود، بیشتر ازدواج درون گروهی میکنند: بهائی ها، ارمنی ها، زرتشتی ها، یهودی ها، آسوری ها، بابی ها، کسروی ها وصُبی ها و…

چون مترادفی برای واژۀ مدرن (ملت) وجود ندارد، ناچار واژۀ قرانی (ملت) را درمعنای جدید آن از زمان میرزافتحعلی آخوندزاده بکارمیبریم، و چون برای (ساب نی شن) ترجمۀ (زیرملت / یا / خرده ملت) اهانت آمیزاست، بناچار واژۀ (ملیت) را بکار میبریم تا واژۀ مناسبی پیشنهاد شود. (اتنیک) مترادف (قوم) است که سعدی درگلستان بخوبی بیان کرده است.

ملت (nation):

https://en.oxforddictionaries. com/definition/nation


ملیت (subnation):

https://en.oxforddictionaries. com/definition/subnation


قوم (ethnic):

https://en.oxforddictionaries. com/definition/ethnic

مقالات مندرج در سایت نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.