سوریه ای کردن ایران، آخرین استراتژی رژیم ولایت مطلقه فقاهتی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مجید ناصری-

تهدید اتحادیه اروپا توسط  ظریف که با تکیه بر حمایت چین و روسیه از رژیم جمهوری اسلامی صورت می گیرد، نشان ازآن دارد که رژیم،  سوریه ای کردن ایران را آخرین راه نجات خود می بیند. بسترهای تحقق این استراتژی چقدر آماده هست؟

آشکار شدن ابعاد و گستردگی  جنایتی که در  سرکوب قیام  مردم تحت ستم ایران و خصوصا اکثریت جوان آن صورت گرفته، و حمایت روسیه و چین از این سرکوب خونین، پروژه سوریه ای کردن ایران توسط رژیم حاکم را تداعی می کند.

فرمان خامنه ای رهبر رژیم مبنی بر سرکوب قیام به هر قیمتی شده، دست اطاق های فکری دستگاه های سرکوب چند لایه ای را در لت و پار کردن جوانان بی سلاح و  با توسل به مرگبارترین سلاح ها باز کرد و منجربه  فاجعه عظیمی شد که جامعه ایران را در سوگی عمیق و خشمی در حال انفجار فرو برده است. هر روز که می گذرد، با پیدا شدن جسم های بی جان جوانان عزیز ما درآب ها، جاده ها، آشغالدانی ها، مزارع، دانشگاه ها، بانک های تخریب شده ،مردم ایران هر چه بیشتر به این امر پی می برند که جان فرزندان مردم تحت ستم ایران و خصوصا طبقات فرودست آن برای خامنه ای جنایتکار و فرماندهان سرکوب، فاقد ارزش هست. عمق و گستردگی جنایت نشان می دهد که حتی رژیم های اشغالگر، در سرزمین های اشغالی این چنین بی محابا، به کشتار انسان های معترض و بی گناه دست نمی زنند.

علی خامنه ای پس از این سرکوب عریان ادعا کرد که دشمن را به عقب رانده و سرداران گفتند که در صد شهر ایران همچون کربلای 4 جنگیده اند و حرکت مردم را به شکست کشانده اند. آنان در این اندیشه هستند که می توانند مردم ستمدیده و خشمگین ایران را در حال خفگی  نگه دارند، و علی خامنه ای، دست های خونین فرماندهان سرکوب چند لایه ای را برای هر نوع اقدام  باز گذاشته است، به این شرط که مردم را به زانو درآورند. برای علی خامنه ای بقای حاکمیت حتی اگر به نابودی نصف جمعیت ایران هم منجر شود، مشروع هست. و به همین خاطر همه استراتژی های خونین و ویرانگر را تجربه خواهد کرد تا بر سر قدرت بماند و یکی از آن استراتژی ها سوریه ای کردن ایران هست. امری که استمرار طلبان مردم را از آن می ترسانند.

می دانیم که حافظ اسد ده ها سال با مشت آهنین در سوره حکومت کرد و به دنبال آن بشار اسد توسط حزب خانوادگی بعث، با یک انتخابات نمایشی به جانشینی وی برگزیده شد و این همزمان بود با بهار عربی و قیام خلق های تحت ستم عرب در خاورمیانه. تحت تاثیر همین بهار عربی ،نسیم آزادی خواهی و دموکراسی در سوریه هم وزیدن گرفت و مردم به شکل مسالمت آمیز به اعتراض برخاستند ولی این اعتراضات مسالمت آمیز آنان، با سرکوب خونین رژیم بشار اسد مواجه شد که به شدت از طرف رژیم جمهوری اسلامی و دولت روسیه حمایت می شد.

سرکوب خونین اعتراضات مسالمت آمیز مردم سوریه و همزمان ظهور داعش  و گروه های افراطی سوپر ارتجاعی سنی که خود عکس العملی در قبال استراتژی ارتجاعی گسترش هلال شیعی رژیم جمهوری اسلامی در خاورمیانه بود، سوریه را به کشوری ویران، با صد ها هزار کشته و مجروح، و میلیون ها نفر آواره تبدیل کرد. درشروع اعتراضات موسوم به بهار عربی در سوریه، غالب کشور های اروپایی و کشور ترکیه با ماندن بشار اسد بر سر قدرت مخالف بودند، اما سال ها جنگ ویرانگر و خونین با شرکت ایران و روسیه، بمباران های رژیم اسد همراه با بمباران های کور روسیه، کشوری ویران با مردمی مجروح همراه با  میلیون ها آواره سوری که راهی اروپا می شوند، امروز آنان را متقاعد کرده است که به بقای بشار اسد جنایتکار بر سر قدرت رضایت دهند.

و این زنگ خطری برای مردم ایران هست که  بیت خامنه ای به همراه سرداران خونریز، که خود خرمهره های مافیای غارت در ایران هستند، برای بقای خود و حفظ رژیم  فاسد، فاشیستی ولایت مطلقه، در آخرین سنگر چنین استراتژی را تعقیب خواهند کرد. خصوصا که رژیم به خوبی دریافته است که سقوط اش معادل خواهد بود با سقوط اسلام حوزه ای، اسلام ولایتی و اسلام فقاهتی، و پنبه شدن همه بافته های پدران تاریخی ارتجاع در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله بعد از اسلام. رژیم دریافته است که یک تضاد تاریخی نهفته در ایران را فعال کرده و مردم ایران را در رابطه با  بزرگترین مانع بیداری، و رشد و ترقی اش بیدار کرده است.

آیا سوریه ای شدن ایران ممکن هست؟

جامعه سوریه آلترناتیو جایگزینی برای رژیم اسد نداشت، خانواده اسد همه آلترناتیو های احتمالی خودرا از بین برده بود، در حالیکه ایران گرچه هنوز دارای یک آلترناتیو قدرتمند نیست، اما اکثریت مردم ایران به یک نظام سکولار دموکراتیک باور دارند.

جامعه سوریه ، جامعه نهادینه نشده هست، توده سوریه توده بی شکل هست، نهادهای سیاسی، صنفی، فرهنگی در آن وجود ندارد و یا تماما وابسته به حزب خانوادگی بعث سوریه هست. در حالیکه در خلال ۴۰ سال زیر فشار استبداد فقاهتی ، جامعه ایران به سمت نهادینه شدن گرایش پیدا کرده است و الان نهاد های کارگری، زنان، معلمین، کامیونداران، بازنشستگان  شکل گرفته است.

جامعه سوریه متشکل از اقلیت علوی و اکثریت سنی هست که علوی ها  تکیه گاه اصلی رژیم حاکم هستند. در حالیکه در ایران کنونی، اولا اسلام حوزه ای شیعی، به شدت ضربه خورده ، ثانیا حتی اگر اعتقادی هم وجود داشته باشد، اکثریت شیعه آن مخالف خود رژیم هستند و بستر شکل گیری گروه های افراطی مذهبی و اتنیکی وجود ندارد.

کشور سوریه فاقد منابع غنی نفت و گاز هست و تنها از نظر ژئوپلیتیک برای امریکا، اروپا و روسیه اهمیت دارد.برای همین جنگ فرسایشی سالهاست که ادامه دارد در حالیکه امریکا به یاری اتحادیه فرانسه و انگلیس در عرض چند هفته به اشغال کویت توسط عراق خاتمه داد. کشور ایران با داشتن منابع غنی نفت و گاز و سایر منابع زیر زمینی برای امریکا و اتحادیه اروپا از اهمیت زیاد استراتژیکی برخوردار هست.

سوریه الان به کشوری ویران تبدیل شده که نیروهای متعدد دست اندرکار تعیین سرنوشت آینده این کشور هستند، امریکا ، ترکیه، ناتو، ایران، روسیه نیروهایی هستند که هرکدام استراتژی خودرا تعقیب می کنند. بنابراین این تنها بشار اسد نیست که آینده سوریه را رقم می زند، پذیرش این چنین آینده ای برای رژیم ایران با توجه به مخالفت ٨۰ درصد مردم ایران، با توجه به کینه و نفرت انباشته ۴۰ ساله مردم علیه این رژیم فاشیستی، خود می تواند او را به ورطه تمام عیار نابودی بکشاند. این آن روی استراتژی سوریه ای کردن ایران توسط رژیم هست. ریسکی که خودکشی را هم با خود به همراه دارد.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»