حکومت جمهوری اسلامی مقصر و موجب اصلی جنگی است که از ۲۸ فوریه آغاز شده و مسئولیت کشته شدن شهروندان ایران و تمامی خسارتهایی که به کشور ما وارد شده است، بر عهده او است.
سیاست خارجی مداخله گرانه در حیات سیاسی کشورهای منطقه تحت عنوان صدور انقلاب و پیشبرد سیاست غرب ستیزی و نابودی اسرائیل از زمان تاسیس جمهوری اسلامی، ایجاد نیروهای نیابتی بعنوان بازوی ایدئولوژیک سیاست خارجی در خاورمیانه برای دخالت در امور داخلی این کشورها، ماجراجویی هسته ای در بیش از دو دهه اخیر و تقویت تروریسم دولتی، بستر اصلی جنگی است که اینک جریان دارد. کلیه اقدامات انجام شده توسط جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون علیه منافع ملی کشور ایران و در جهت به خطر انداختن حاکمیت ملی و موجودیت سرزمینی آن بوده است.
برخورد غیر مسئولانه در مذاکرات با دولت آمریکا از زمان به قدرت رسیدن مجدد آقای ترامپ و کوبیدن بر طبل جنگ از جانب علی خامنه ای و سرداران سپاه، عدم همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی و بی توجهی به تمام سازوکارهای بین المللی در کنار کشتار سازمان یافته و قتل عام دولتی بیش از ده ها هزار نفر از شهروندان ایران در قیام مسالمت آمیز دی ماه، زمینه ساز و محرک اصلی حمله امریکا و اسرائیل به کشور ما است.
بعد از جنگ۱۲ روزه مقامات جمهوری اسلامی بارها خواهان بازنگری در سیاست دفاعی کشور، ساختن سلاح اتمی و خروج از پادمان اتمی جهانی شدند.علی خامنه ای و جناح آخر زمانی حکومت برای خروج از بن بست ساختاری نظام، سیاستی را پیشه کردند که جنگ را به هر قیمتی به توافق با جهان ترجیح میداد، چون اصل در حکمرانی اسلامی بقا و ماندگاری ولایت فقیه بوده است و نه منافع ملی کشور و مردم ایران.
درحال حاضر دو جنگ در کشور ایران جریان دارد، جنگ ملت ایران با جمهوری اسلامی و جنگ امریکا و اسرائیل با همین حکومت. خواست مردم ایران از این جنگ با خواست های آمریکا و اسراییل اگر چه در جاهایی همپوشانی دارند، ولی متفاوت است. حکومت جمهوری اسلامی هم تهدیدی است برای امنیت جهانی و کشور اسرائیل، و هم ناقض حق حاکمیت ملی شهروندان ایران، حکومتی غیر متعارف که نه روابط و حقوق بین المللی بین کشورها را بi رسمیت می شناسد و نه به رابطه بین دولت و ملت پایبند و متعهد است. جمهوری اسلامی چهار دهه است که جنگ علیه مردم ایران را بیرحمانه پیش می برد و مطالبات، حقوق اساسی و حقوق بشر شهروندان ایران را با گلوله، اعدام و تجاوز پاسخ میدهد. خواست آمریکا از این جنگ در نهایت رفع تهدیدهای اتمی، نیابتی و موشکی جمهوری اسلامی است و نه تغییر رژیم در ایران، اما خواست اکثریت مردم ایران گذر از کلیت حکومت اسلامی به یک نظام دموکراتیک است. اینکه خروجی این جنگ چگونه میتواند به خواست مردم ایران کمک بکند، دغدغه اصلی مردم و اپوزیسیون دموکراسی خواه است.
در طول سه هفته اخیر جنگ، مردم ایران و جهانیان دیدند که سرداران جنگ طلب سپاه پاسداران چگونه با حمله به کشورهای منطقه حاکمیت آنان را نقض کرده و سطح تنش را بدون در نظر گرفتن عواقب آن برای کشور بالا بردهاند. تجربه ثابت کرده است که زیر ساخت های کشور و جان مردم ایران برای سرداران سپاه اهمیتی ندارد و اگر لازم باشد همانطور که بارها گفته اند، برای بقای نظام اسلامی: سیاست “سرزمین سوخته” در قبال کشور و ساکنان این سرزمین پیش خواهند برد.
.
اما جدا از اینکه سپاه پاسداران چه سیاستی را پیش خواهد برد، این سئوال جدی را باید مقابل امریکا و اسراییل هم قرار داد که آنها با چه بهایی می خواهند پیروزی خود را در این جنگ بدست بیاورند؟ جنگ این دو کشور علیه جمهوری اسلامی، نباید به هیچ وجه به جنگ علیه کشور و مردم ایران تبدیل شود. حمله به تاسیسات نظامی و دستگاه سرکوب برای تضعیف حکومت می تواند به مردم در سرنگونی رژیم کمک کند، اما حمله به زیر ساخت ها ی انرژی و عمومی، مستقیما زندگی شهروندان را مختل و سرمایه های کشور را تخریب می کند. چنین سیاستی همراستایی این جنگ با خواست مردم ایران را زیر سئوال برده و معادله را به نفع جمهوری اسلامی تغییر خواهد داد.
اگر جمهوری اسلامی مسئولیت ناپذیر است، این توقع از دولت های امریکا و اسراییل میرود که به خواست مردم ایران توجه و حساب مردم ایران را از این حکومت جدا کنند! استراتژی این جنگ زمانی قابل توجیه است که پرهیز از یک خروجی نامعلوم و فروپاشی کشور ایران باشد و همواره بین نابودی حکومت اسلامی و کشور ایران تمایز قائل شود.
شورای گذار تاکید می کند که جمهوری اسلامی حافظ منافع ملی و جان و مال شهروندان ایران نیست و این را در طی ۴۷ سال زمامداری خودش ثابت کرده است و در اثنای همین جنگ هم فعالین مدنی و حقوق بشری را تهدید، بازداشت و اعدام می کند. انتظار می رود بعد از پایان این جنگ ،حکومت موج انتقام از مخالفین را با بهانه واهی همراهی با اسراییل در کشور به راه بیندازد. بنابراین هر نوع توافق و یا آتش بس در جنگ با حکومت اسلامی و یا خروجی سیاسی آن باید ناظر بر صیانت از جان زندانیان سیاسی و تامین امنیت شهروندان ایرانی باشد. قتل عام وحشیانه مردم در فاصله دو شبانه روز در دی ماه را نباید فراموش شود.
شورای گذار در این شرایط دشوار، خاطر نشان میسازد اگر این جنگ به یک توافق با جمهوری اسلامی ختم شود، مشکلات مردم حل نخواهند شد و مبارزه آنان برای پایان دادن به حکومت اسلامی و استقرار دموکراسی که خواست اصلی اکثر مردم ایران در دو دهه اخیر بوده، همچنان ادامه خواهد یافت. مدیریت جنگ و پایان آن توسط هر دو کشور آمریکا و اسرائیل بایستی در راستای خواست مردم ایران و ایجاد شرایطی برای دخالت و عاملیت آنان در حق تعیین سرنوشت خود باشد، در غیر اینصورت نه امنیت به خاورمیانه و جهان بر می گردد و نه خشونت و کشتار متوقف خواهد شد.
صلح پایدار در ایران، منطقه خاورمیانه و جهان در گرو گذار از حکومت اسلامی و استقرار دموکراسی در ایران است.
دبیرخانه شورای گذار
پنجم فروردین ۱۴۰۵
۲۵ مارس ۲۰۲۶