سرنگونی هواپیمای مسافربری، عمد یا غیرعمد؟

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

قلاوندی (جمهوری خواهان ایران)-

تفاوت عمدی بودن یا آنگونه که حکومت اسلامی خطای انسانی میخواند در چیست؟
در عمدی بودن یک عمل میتوان به انگیزه و قصد قبلی اشاره کرد.

اما پیش از بررسی قصد قبلی بهتر است به بررسی انگیزه برای سرنگونی یک هواپیمای مسافربری بپردازیم.

اهمیت این موضوع از انجا است که اگر انگیزه ای وجود نداشته باشد لزومی به بررسی قصد قبلی وجود ندارد و اگر انگیزه اثبات شود لازم است که به بررسی قصدقبلی دست زد.

در تاریخ ۴۱ ساله پس از انقلاب ۵۷ شاید این درگیری مستقیم نظامی اخیر جمهوری اسلامی و امریکا بی سابقه جلوه کند اما حقیقتا یک درگیری بزرگ و مستقیم دیگر وجود دارد که ویژگی های بسیار مهم مشترکی با مورد اخیر دارد.

درگیری مستقیم نظامی جمهوری اسلامی در سالهای ۶۶ و ۶۷ که همچون درگیری اخیر با برتری نظامی امریکا و قرارگیری سپاه پاسداران و حکومت جمهوری اسلامی در موضع ضعف انجامید سرنگونی هواپیمای مسافربری ۶۵۵ ایران ایر توسط امریکا صفحه را به نفع جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران برگرداند، در خارج و داخل ایران، امریکا را در افکار عمومی بین الملل و داخلی در موقعیت ضعف ظالم و سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی را در موقعیت قدرت مظلوم قرار داده و به رهبر جمهوری اسلامی کمک کرد که در موقعیت مظلومیت جام زهر را بنوشد و به فشار چند ساله ناشی از جنگ و تحریم های بین المللی و مشکلات اقتصادی داخلی پایان بخشد و حکومت جمهوری اسلامی را از اضمحلال سیاسی و فروپاشی اقتصادی که نتیجتا به سرنگونی جمهوری اسلامی می انجامید نجات دهد.

این میتواند همان انگیزه ی احتمالی برای سرنگونی عمدی هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط سپاه پاسداران باشد، قراردادن امریکا در موقعیت ظالم و قاتل مردم ایران و سپاه پاسداران در موقعیت مظلوم و مدافع مردم ایران و احتمال شکست انتخاباتی ترامپ بر اثر موج تبلیغاتی ناشی از این اتفاق توسط دموکراتها و لابی های رژیم اسلامی همچون نایاک، آنچنان که مسئولان جمهوری اسلامی در روزهای پس از سرنگونی عنوان کردند که بررسی ها یکسال طول خواهد کشید.

انگیزه فوق رامیتوان با فرض پاسخ به حمله نظامی سپاه پاسداران به اهداف نظامی امریکا واعلام سرنگونی یک هواپیمای مسافربری اوکراینی بوسیله امریکا توسط جمهوری اسلامی جستجو کرد.
شاید به این دلیل ترامپ پیش دستی کرده و اسناد محرمانه سرنگونی هواپیما رابه کانادا ارائه کرد.
ابتدا به شباهتها وتفاوت های این دو درگیری اشاره کنیم.
شباهت ها:
۱_ درگیری ها ابتدابه صورت غیرعلنی بین نیروهای نظامی امریکا وجمهوری اسلامی شروع و درپایان درگیری ها علنی و رودررو شد؛
۲_ این درگیری ها باضربه زدن به اهداف در خاک یا منافع کشور ثالث شروع شد(عراق/کویت)؛
۳_ تلفات جانی و خسارات جمهوری اسلامی چندین برابر نیروهای نظامی امریکا بود بطوری که باعقب نشینی نظامی جمهوری اسلامی و اجتناب از درگیری بیشتر ازسوی جمهوری اسلامی انجامید؛
۴_در هردو مورد درگیری ها با سرنگونی هواپیمای مسافربری در ایران پایان یافت؛
۵_در هردو مورد مقامات نظامی ادعا داشتند که هواپیمای مسافربری را با هدف نظامی اشتباه گرفته اند؛
۶_ در هردومورد هواپیمای مسافربری با دوموشک مورد هدف قرار میگیرد؛
۷_در هردومورد هواپیمای مسافربری یک پرواز خارجی دقایقی پس از برخاستن مورد اصابت موشک قرار میگیرد؛
۸_ درهردو مورد روز سرنگونی هواپیما نیروهای سپاه پاسداران به هدف نظامی امریکایی حمله کرده بودند؛
۹_در هردومورد دلیل عدم لغو پرواز مسافربری در زمان درگیری نظامی را عدم هماهنگی سازمان هواپیمایی کشوری و نیروی های نظامی عنوان میکنند؛
۱۰_ در هردومورد مقامات جمهوری اسلامی در مورد حادثه دروغ گفته و بعد از مدتی دروغ آنها برملا شده است (در مورد ۱۳۶۷ امریکا عنوان کرد که هواپیما را با یک فروند هواپیمای نظامی f14 که درهمان زمان از فرودگاه بندرعباس برخاسته اشتباه گرفته است و مقامات جمهوری اسلامی منکر چنین هواپیمای نظامی شدند تا پس از ۳ دهه سرتیب شهرام رستمی که جانشین وقت نیروی هوایی ارتش بود به وجود این هواپیما و اشتباه ایران اعتراف کرد).

تفاوت ها:
۱- مهمترین تفاوت این دو درعدم پاسخ نظامی امریکا به حمله اخیر سپاه پاسداران است؛
۲_ دراین مقطع تاریخی رئیس جمهوری در امریکا قدرت را دردست داردکه بارها اسناد محرمانه نظامی امریکا رابدون درنظرگرفتن طبقه بندی آن افشا کرده چنانچه گزارش نیویورک تایمز ازشلیک اشتباهی یگانهای هوایی ایران به دو هواپیما در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ اشاره دارد که در اسناد محرمانه پنتاگون امریکا وجود داشته اما مقامات سابق امریکایی آنها را فاش نکردند؛
۳_در مورد اخیر نخست وزیر کانادا تمام قد پیگیر واقعیت حادثه بود و بدلیل پیشرفت رسانه ها وتکنولوژی وموقعیت قرارگیری حادثه ویدئو و مدارک زیادی دال بر دروغگویی مقامات جمهوری اسلامی وجود داشت.

با وجود انگیزه اکنون میتوان به قصد قبلی پرداخت
قصد قبلی در ارتکاب عمدی در برنامه ریزی مقدمات ممکن سازی اجرایی و تلاش برای ازبین بردن شواهد نمایان میشود:
۱_ عدم لغو پرواز هواپیماهای مسافربری در حالت جنگی (پاک کردن آسمان) که این سرنگونی را امکانپذیرمیکرد؛
۲_ تایید اجازه پرواز به هواپیما از سوی برج مراقبت که نشان دهنده ارایه کد مشخصات پرواز به نماینده پدافند هوایی در فرودگاه حداقل نیم ساعت پیش از پرواز است که این نماینده اطلاعات پرواز را به پدافندهای سپاه و ارتش منتقل میکند درنتیجه پدافند مذکور از این پرواز آگاهی داشته اس؛
۳_ موقعیت شلیک موشک موقعیتی ثابت در پایگاه موشکی سجاد سپاه پاسداران بوده و مسیر حرکتی هواپیما هم همان مسیر استاندار بوده که در طول روز بارها هواپیماها از آن مسیر حرکت میکردند و خلاف آنچه که فرمانده هوافضای سپاه به دروغ عنوان میکند که هواپیما تغییر مسیر داده و به سمت یک مرکز نظامی نزدیک میشده به هیچ وجه مسیر خود را از مسیر استانداردی که در طول یکسال اخیر بارها همین خلبان از آن استفاده کرده تغیر نداده و تنها پس از برخورد موشک تغیر مسیر داده است؛
۴_ فرمانده هوافضای سپاه در دروغی دیگر عنوان میکند که اپراتور تنها ۱۰ ثانیه فرصت تصمیم گیری داشته است و به دلیل اختلال و محدود بودن زمان برای هماهنگی دچار این خطای انسانی شده که در صورت ثابت کردن نقیض این استدلال میتوان خطای انسانی را نقض کرد و این درصورتی است که این سامانه با برد رادار تجسسی ۲۲کیلومتر و برد رادارکنترل آتش ۱۲ کیلومتری از لحظه ای که در رادار اول هدف رامشاهده کرده طبق محاسبات کارشناسان نظامی برای مجله فوربس ۱۱۳ ثانیه فرصت داشته تا بتواند با آتش ۲ موشک برای انهدام قطعی هواپیما اقدام کند، این زمان چنانچه فرمانده هوافضای سپاه در اولین کنفرانس بر روی نقشه نشان میدهد که هواپیما مستقیما ازروی سامانه ردمیشده میتوانسته تا ۲۳۹ ثانیه به اپراتور زمان برای سرنگونی هواپیما دهد؛
۵_ فاصله ی ۳۰ ثانیه ای بین دو شلیک: برنامه آموزشی این سامانه ها در حمله به یک هدف به گونه ای است که ۲ موشک پیاپی برای قطعی سازی انهدام با فاصله تقریبی ۲ ثانیه شلیک می شوند اما در این مورد خاص ابتدا یک موشک شلیک شده تا کمترین ردپای خود را روی هواپیما بگذارد اما پس از اینکه هواپیما آتش نگرفته و شواهد انهدام نمایان نشده احتمالا استعلام و با کسب اجازه از فرماندهی موشک دوم را آتش میکند که موجب آتش گرفتن و انهدام قطعی هواپیما میشود؛
۶_ فرمانده هوافضای سپاه پاسداران با تقلیل یک جنایت به دروغ عنوان میکند که خطای یک شخص است که نتوانسته هواپیما را از موشک کروز تشخیص دهد همچنین در سیستم پدافندی سپاه به آنها اعلام شده که چند موشک کروز از سوی غرب و جنوب به طرف ایران شلیک شده.
نکته ها در این اظهارات نهفته است
در بخش اشتباه تشخیص یک هواپیما باموشک کروز که علاوه بر بوسترو موتورانتهایی کروز و دوموتور جانبی هواپیما و سرعت ۲ تا ۹ برابری کروز نسبت به این هواپیمای مسافربری و نیزسطح ارتفاع بالارونده هواپیما در زمان اوج گیری و سرعت ۵۰۰ کیلومتری و جهت مرکز به خروج از سوی فرودگاه (ونه خارج از کشور به داخل) و تفاوت چندبرابری سطح مقطع طولی و چند ده برابر سطح مقطع عرضی در رادار قابل تشخیص است و تشخیص از آنجا راحت تر میشود که همین سیستم با همین اپراتور در طول روز بارها هواپیماهای مسافربری را با همان سطح مقطع و مسیر و جهت و سرعت در رادار خود می دیده است.
بررسی ها نشان میدهد که اولین موشک زمانی که هواپیما در فاصله تقریبا ۱۲ کیلومتری سامانه است آتش میشود که ثابت میکند بی درنگ اپراتور به محض ورود هدف به رادار کنترل آتش قفل گذاری و آتش میکند حال آنکه تقریبا ۱۱۳ ثانیه فرصت داشته است!( دستوری از پیش وجود داشته است )
اما گزارش ورود چند موشک کروز برای سناریویی است که پس از پاسخ نظامی امریکا مدارکی برای گزارش های مقدماتی خود برای ساخت چنین سناریویی را فراهم میکند چنانچه پدافند ارتش گزارشی از ورود موشک کروز نداده است.
دلایل سرنگونی عمدی را نیز در اقدامات پس از سرنگونی میتوان دید آنهم نه پس از اقدام به سرنگونی، بلکه پس از اینکه مشخص شد که امریکا پاسخ نظامی نخواهد داد:
۱_ اظهارنظر قطعی مشکل فنی از سوی مقامات ایرانی در ساعات اولیه در صورتی که در موارد مشابه هیچگاه اظهارنظر قطعی درساعات اولیه صورت نمیگیرد؛
۲_ اظهارات متناقض هواپیمایی ایران در مورد قطع ارتباط رادیویی خلبان و برج مراقبت در لحظه‌ی خارج شدن از رادار در روز چهارشنبه و اظهارات ثانویه در مورد هماهنگی برای بازگشت توسط خلبان در روز جمعه؛
۳_سعی در از بین بردن مدارک و شواهد با جمع آوری قطعات و جلوگیری از ورود گزارشگران و نمایندگان و بازرسان بین المللی تا عصر جمعه (روز سوم پس از سرنگونی)؛

۴_ بسیج کلیه مقامات و سیاستمداران جمهوری اسلامی ودستگاههای اطلاع رسانی و تبلیغاتی حکومت از کلیه جناحها و افراد همچون صداوسیما و روزنامه ها و.. برای پنهانکاری و القای فرضیه نقص فنی و مقابله تبلیغاتی با اعلام رسمی امریکا و کانادا در مورد سرنگونی با موشک؛
۵_بی شک دولت و هواپیمایی ایران مطلع بودند که سپاه هواپیما را سرنگون کرده چرا که اعلام میکنند که خلاف قوانین هواپیمایی بین المللی جعبه سیاه را برای باز خوانی به شرکت سازنده هواپیما تحویل داده نمیشود و همچنین اینکه جعبه سیاه باید در ایران باز شود و به خارج از ایران ارسال نمیشود، خلاف نمونه های مشابه در سراسر جهان (اما پس ازاینکه مجبور به اعتراف شدند اعلام کردند که مایل هستند جعبه سیاه را به اوکراین تحویل دهند)؛
اما با اینکه خلاف قوانین بین الملل تمام صحنه سقوط را پاکسازی کرده و قطعات را جابجا کردند گروه بازرسی اولیه تنها ۳ ساعت پس از بازدید قطعات اسنادی دال بر اثر موشک انتشار می دهند و پس از بازدید اولیه هیات اوکراینی ستادکل نیروهای مسلح اعلام میکند که فردا صبح کنفرانس برگزار میکند و اعلام نظر میکند و ۱۲ ساعت پس از انتشار این عکس ها و بازدید اولیه بازرسان اوکراینی جمهوری اسلامی بیانیه صادر کرده و اعتراف میکند نشان از تلاش تمام عیار تا آخرین لحظه ممکن برای پنهان کاری و از بین بردن شواهد است؛
۶_ سکوت رهبر جمهوری اسلامی در ساعات پس از سقوط هواپیما، چنانچه چند ساعت پس از سرنگونی هواپیما توسط سپاه با خونسردی تمام حتی در مورد این اتفاق هیچ صحبتی به میان نمی آورد، و اینکه مقامات جمهوری اسلامی عنوان میکنند که ۶۰ ساعت پس از سرنگونی هواپیما خامنه ای مطلع شده است حال آنکه براساس گفته های فرمانده هوافضای سپاه که “در همان ساعت اولیه اطمینان حاصل کرده که هواپیمای خودی را زدند و بلافاصله به مقامات اطلاع رسانی کرده است” با دانستن سلسله مراتب قانونی میتوان به راحتی دریافت که در همان ساعت اولیه به چه مقاماتی اطلاع داده است؛
۱_ طبق بندهای ۶_۴ اصل ۱۱۰ قانون اساسی رهبری اولین کسی است که از چنین اتفاقاتی باخبر می شود؛
۲_ فرمانده هوافضای سپاه منصوب شخص خامنه ای است و مقام بالادستی او خامنه ای است پس فرمانده هوافضای سپاه همچون فرمانده سپاه قدس و ریاست ستادمشترک مستقیما به شخص خامنه ای گزارش میدهند و باتوجه به اینکه در همان ساعات اولیه به فرمانده کل سپاه پاسداران اطلاع داده شده و اطلاعات سپاه هم مطلع شده میتوان بدون شک گفت که در همان ساعات اولیه صبح شخص خامنه ای مطلع بوده ودروغی که عنوان میکند هم برای مبراکردن خود از ۳روز دروغگویی مسئولان جمهوری اسلامی و هم برای شستن دست خود ازاقدام به سرنگونی است.
شاید از خودبپرسید که چگونه ممکن است رهبرجمهوری اسلامی و سپاه پاسداران دست به چنین ریسکی زنند؟
اگه یکبار توسط شما جرمی صورت گرفته باشد و بتوانید آن را پنهان کنید مطمئنا از تکرارش ترسی نخواهید داشت. پاسخ در حادثه ای کاملا مشابه اتفاق افتاده است
سقوط هواپیمای مسافربری پرواز شماره ۷۹۰۸ هواپیمایی کاسپین که در ۲۴ تیر ۱۳۸۸ در اطراف قزوین سقوط کرد وتمامی سرنشینان آن کشته شدند.
بگذارید به شباهتهای این پرواز با هواپیمای اوکراینی اشاره کنم:
۱_ هردومورد از معدود سقوط هواپیمایی خارجی درایران هستند
۲_ هردو مورد دقایقی پس از برخاستن از فرودگاه خمینی سقوط میکنند
۳_درهردومورد ازسوی سازمان هواپیمایی عنوان میشود که هیچ مکالمه ای پس ازایجاد نقص فنی باخلبان نداشته است
۴_در هردومورد منابع محلی اشاره به صدای ۲ انفجار خفیف و آتش سوزی شدید پیش ازبرخورد هواپیما به زمین شده اند(گزارش خبرنگار اعزامی روزنامه ایران ۱۳۸۸/۴/۲۵ که با کشاورزان و روستاییان شاهدسقوط مصاحبه کرده است)
۵_در هردومورد کارشناسان وبازرسان خارجی گزارش هواپیمایی ایران که علت حادثه را نقص فنی موتور عنوان کرده رد می کند(کارشناسان روسی که هواپیمای کاسپین را موردبررسی قرار دادند نقص فنی را ردکردند)
۶_در هردومورد قطعات هواپیما واجساد بشدت آسیب دیده و درمنطقه بسیاروسیعی پخش شده اند
۷_ در هردومورد سپاه پاسداران به طور مستقیم در تحقیقات گزارش علت سقوط نقش دارد(جالب تر آنکه رهبری تیم تحقیقات در مورد هواپیمایی کاسپین بر عهده ی احمد مجیدی نهاده شده که مدیر مهندسی ساختمان سپاه پاسداران کل کشور بوده است)
۸-هردو مورد به فاصله کوتاهی پس از بزرگترین کشتار معترضان در تظاهرات ضد حکومتی در دهه خود توجه افکار عمومی را به خود منحرف کرده است
نتیجتا باتوجه به اینکه درصورت موفقیت پروژه سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط امریکا، بزرگترین برنده شخص خامنه ای و حکومتش و بزرگترین بازنده ترامپ می بود و تکرار عملی که قبلا سال ۸۸ باموفقیت پنهان شده اجازه چنین ریسکی ازسوی خامنه ای را داده است.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»