یک دبیر تهرانی به دویچه وله میگوید: « اسفند برای کسانی که برای نظافت و شیشهشویی و خانه تکانی میآمدند، اوج کار بود و در واقع بقیه سال را از این درآمد میخوردند. پول اصلی شان اسفند بود که عیدی هم میگرفتند. امسال اینها به شدت در تنگنا قرار گرفتهاند. یک قشر دیگر سلمانیها هستند. بیا و بروی کار آرایشگاهها دو هفته آخر اسفند است که خانمها برای رنگ مو و بند و ابرو میروند و کارکنان آرایشگاهها کلی عیدی میگیرند. الان مشتری نیست و اینها از نان خوردن افتادهاند. کسی آرایشگاه نمیرود چون بخصوص ابرو و بند، صورت به صورت است و میترسند ویروس منتقل شود.»
یک کارمند بازنشسته هم از خلوتی بیسابقه مترو تهران – کرج میگوید و تک و توک دستفروشهایی که وارد واگنهای خالی از مسافر میشوند: «مسافرکشها و رانندههای تاکسی هم خیلی افت درآمد پیدا کردهاند. تعداد افراد در خیابانها خیلی کم شده و دهها تاکسی دنبال مسافر بوق میزنند و فوقاش پول بنزین را به زحمت در میاورند.»
او میگوید در بازارچه نزدیک خانهاش هنوز چند نوجوان واکسی، سبزی فروش یا جگرکی بساط پهن میکنند. نه ماسک دارند نه دستکش: «میگویند برای دو تا مشتری هم شده میآیند چون اگر کار نکنند چیزی ندارند خانه ببرند…»
یک کاربر توییتر مینویسد ميزان حضور مردم در خیابانها با وضعيت مالى شان نسبت عكس دارد. هرچه دارایی بيشتر، ترس از کرونا هم بيشتر: «برای اشخاصى كه تمکن مالى ندارند، مبتلا شدن به بیماری يك احتمال است در حالی که گرسنه ماندن برایشان حتمی است.»