اکنون ایران و ایرانی در آستانه یک خطر بزرگ و یک فاجعه ملی قرار گرفتهاند. با شیوع ویروس کرونا در ایران اگر از همین اکنون درکشور قرنطینه کامل برقرار شود و همه چیز متوقف شود، در اوج این اپیدمی که ازماه اردیبهشت شروع خواهد شد، با هزاران کشته مواجه خواهیم بود و ادامه روند فعلی، ایران را دربرابر کشته هایی درحد میلیون قرار خواهد داد. تمام آمارهای حکومت دروغ است و نه فقط محافل بینالمللی به این امر اشاره کردهاند، بلکه صدای افراد داخل حکومت هم بلند شده که آمار دروغ به ملت و دنیا ندهید.
این نوشته در صدد ذکر مصیبت چهل سال انباشتگی بی لیاقتی و فساد در مدیریت کشور نیست. کار از ذکر مصیبت گذشته و هرکس دلی در گرو نجات ایران و ایرانی دارد، باید به چاره و راه حل فکر کند. به مدیران حکومت در این بحران ملی هیچ امیدی نیست. دریک طرف بیش از هشتاد درصد امکانات اقتصادی و اجرایی و سیاسی و تبلیغاتی کشور در دست های علی خامنهای است که رسما روان پریش است. به کسی که در نطق سالیانه خود در فروردین ماه، ویروس کرونا را ساخته آمریکا برای ایرانی ها مینامد و میگوید کمکتان را نمیخواهیم چون ممکن است آلودگی بیشتر به ما بدهید، افرادتان هم اگر بیایند، میخواهند کارکرد این حمله بیولوژیک شما درایران را اندازه بگیرند و برهمین اساس حتی پزشکان بدون مرز فرانسه را هم دستور میدهد که بیرون کنند، چه نامی جز روان پریش میتوان داد. روان پریشی که این روزها به آن دشمن معروف و عجیب و غریبی که همیشه میگوید، اجنه را هم اضافه کرده است و رسما جن زده شده است. به دستور همین فرد ملت ایران به گروگان گرفته شده و غلامان حلقه به گوش او در وزارت خارجه و سایر دستگاه های کشور هم به جای انتقال پول از میلیاردها دلار ذخایر ارزی کشور به کانال بانک های سوئیس برای خرید دارو و وسایل پزشکی، دنبال انتقال پول نقد از ذخایر ارزی به کشور از طریق رفع تحریمهای آمریکا هستند تا شرارتهای خامنهای علیه ملت ایران و کشورهای منطقه ادامه یابد. علی خامنهای با تمام خانواده به تاسیسات پشت سد لتیان برده شده و در حفاظتی چندلایه قرار دارد. از چند کیلومتری محل اقامت او کسی نمیتواند عبورکند و گویی از مردم ایران و یا تمام ملتهای منطقه و دنیا میخواهد انتقام بگیرد و فرصتی به دست آورده تا آنها را به کشتن بدهد.(۱) درطرف دیگر حدود بیست درصد امکانات کشور هم در دستان دولت است. دولتی که رئیس آن یعنی حسن روحانی بدون شک ضعیف ترین و بی لیاقت ترین رئیس دستگاه اجرایی درتمام دوره های جمهوری اسلامی از بازرگان تاکنون است و وزرایش هم یکی از ضعیف ترین کابینه های تاریخ ایران را شکل دادهاند. کافی است به تصمیمات دیرهنگام و متناقض این دولت نگاهی انداخت و دید که حتی گاهی هم که تصمیم درستی میگیرد، توان اجرایش را ندارد و یا در برابر دستگاههای زیر نظر رهبری یا دخالتهای شخص او، همین تصمیمات هم رنگ میبازند.
چه باید کرد؟ من موارد زیر را پیشنهاد میکنم و امیدوارم با مشارکت هرچه بیشتر صاحبنظران این لیست تکمیل شود. (شماره بندی این لیست به معنی تقدم و تاخر موارد نیست، بلکه باید به فکر تمام موارد از هم اکنون و همزمان بود) :
۱ـ نامهای با امضای بیش از هزار و دویست نفر از داخل و خارج از ایران، منتشر شده که از سازمان بهداشت جهانی میخواهد مدیریت مقابله با کرونا درایران را سازمانهای بینالمللی به عهده بگیرند. بسیاری از امضاء کنندگان نامه از کادر پزشکی و درمانی کشور هستند که درصف اول نبرد با بیماری قرار دارند. باید این خواسته را به یک کمپین ملی تبدیل کرد و با امضای میلیونها ایرانی در داخل و خارج، از جامعه بینالملل خواست که از طریق سازمانهای بینالمللی از مدیریت جمهوری اسلامی در برابر این بیماری سلب صلاحیت کند و به یاری مردم ایران بشتابد.
۲ـ دربسیاری از شهرها، به خصوص در استانهای مازندران و کردستان و گیلان و… دلسوزان مردم اقدام به تشکیل گروههای همیاری کردهاند تا درسطح محله و منطقه، هم به کادر درمانی کمک کنند و هم به مردم یاری برسانند که درخانه بمانند. برای کاهش آسیب بیماری تمام دنیا درحال حاضر تنها یک راهحل دارد و آن بریدن زنجیره ارتباط مردم با یکدیگر است. این کار نیازمند رساندن پول و آب و غذا به مردم است تا درخانه بمانند. دولت اگر اندکی لیاقت داشت الآن باید درهر ماه به حساب کارت یارانه هر ایرانی که حقوق ثابت ندارد، دست کم پانصد هزار تومان میریخت تا مطمئن باشد که مردم پول برای خرید مایحتاج اولیه خود دارند. این عدد که حداکثر به ۴۰ هزار میلیارد تومان در ماه هم نمیرسد، اگر شش ماه هم ادامه یابد به نزدیک نصف بودجه دولت میرسد. کشورهای دیگر مثل آمریکا با تصویب اعدادی بزرگتر از دو سوم بودجه دولت به یاری مردم رفتهاند. به قول بیل گیتس اکنون جان مردم مهم است و تورم و مشکل اقتصادی بعدی، راه حل دارد و قابل درمان است. دولت اگر هم بودجه کم داشته باشد، باید دست درکیسه بزرگترین موسسات کشور که زیر نظر خامنهای هستند بکند و این پول را تامین کند. خامنهای بیش از نیمی از اقتصاد کشور را تصاحب کرده و از مردم دزدیده است. اکنون باید آن را به مردم برگرداند. با بیلیاقتی و خیانت حکومت ایران درکمک به مردم برای نشستن در خانه، اکنون خود مردم مدیریت این مهم را باید به دست بگیرند. توسعه این گروههای همیاری و ارتباط آنها با یکدیگر و با افراد نیکوکار درشهرها و استانها و درنهایت درسطح ملی، میتوان از ابعاد وحشتناک این فاجعه کاست و شیب منحنی تصاعدی این اپیدمی را کم کرد.
۳ـ مراکز انرژی کشور یعنی نیروگاهها و پالایشگاه ها شریان حیات کشور هستند. اگر انرژی با اشکال مواجه شود و سوخت یا برق نباشد، همین امکانات فعلی درمانی هم کار نخواهند کرد. مراکز آب و نان و کارخانه هم متوقف میشوند. بسیار احتمال دارد که با گسترش بیماری و ابتلای کارکنان، به خصوص افراد متخصص و کلیدی این مراکز، تولید انرژی و انتقال آن با وقفه مواجه شود. فعلا که خبری از وزرای نفت و نیرو نیست و گویا همراه آقای روحانی، آنها هم در کاخ سعدآباد پنهان شدهاند. تشکیل گروههای همیاری در داخل نیروگاه ها و پالایشگاه ها توسط کارکنان این مراکز اولا برای کنترل بیماری و رعایت موارد بهداشتی و تست و فاصله گذاری درمیان کارکنان و ثانیا برای برنامه ریزی و کسب آمادگی برای زمان اوج بیماری از واجبات است. دراین مسیر افراد صاحب فکر این مراکز که کم هم نیستند، نباید منتظر اقدامات مدیریت از بالا و دستورالعملهای وزارتی باشند.
۴ـ بیش از هشتاد و چهار هزار واحد صنعتی کشور امکانات بالایی دارند که با بسیج این امکانات و تغییر خطوط تولید، میتوان بسیاری از نیازهای مردم و کادر درمانی و بیمارستانها در شرایط بحرانی پیش رو را تامین کرد. در راس آنها صنایع غذایی کشور قرار دارند که از ادامه کار آنها باید مطمئن بود. آنگاه صنایع لوازم خانگی و خودرو سازی و الکترونیک و کاغذسازی و سلولوزی و نساجی کشور قرار میگیرند که میتوانند با برنامه ریزی درست برای پاسخ به نیازهای بحران پیش رو کار کنند. صنعت کشور میتواند به راحتی تخت بیمارستانی و دستگاههای هوادهی و ماسک و سایر لوازم مورد نیاز بیمارستانها را تهیه کند. تا دو ماه دیگر کشور نیازمند میلیونها تخت بیمارستانی و بیش از یک میلیون دستگاه هوادهی برای بیماران بدحال خواهد شد. محققین بسیاری از شرکتها و دانشگاه های مختلف ازجمله دانشگاه ام آی تی (MIT) آمریکا دستگاههای سادهای برای هوادهی به بیماران طراحی و ارائه کردهاند که با چندصد دلار به جای سی هزار دلار قیمت این دستگاهها، قابل ساخت است(۲). من یقین دارم مهندسان و صنعتگران توانمند ایران میتوانند این دستگاه ساده را درفاصله دو ماه مانده تا اوج بیماری، طراحی و در تیراژ میلیونی تولید کنند. وزیر صنعت و معدن و تجارت هم مثل بقیه وزرا فعلا ناپدید است، منتظر وزارتخانه و وزیر نباید شد. درکارخانه ها اولین مشکل، حضور کارگران در زیر یک سقف و احتمال سرایت بیماری به یکدیگر است و سپس مسئله تغییر خطوط و تولید مطرح میشود. تشکیل گروههای همیاری ازمیان کارگران و مهندسین و مدیران کارخانه دراینجا هم کارساز است. میدانم که مشکل نقدینگی و مواد اولیه و دهها مشکل ریز و درشت دیگر تمام صنایع ایران را آزار میدهد، اما دراین شرایط بحرانی، مطمئنم که مدیران و مسئولین دلسوز کارخانهها دربانکها و دیگر موسسات کشور افراد مسئول و ایراندوستی را پیدا خواهند کرد که به یاری آنها بشتابند.
۵ـ. به زودی برقراری امنیت، یکی از مسائل اصلی کشور خواهد شد. تهیه طرحهای احتیاطی برای حفظ جان مردم و مراکز حساس مثل مرکز کنترل شبکه برق سراسری در تهران یا مراکز آب شهرهای بزرگ و …. نیازمند برنامه ریزی از هم اکنون است. بسیار احتمال دارد که با گسترش بیماری، بسیاری از پرسنل نیروهای نظامی و انتظامی از گردونه خارج شوند و نتوانند انجام وظیفه کنند. به این مهم بعدا و به صورت جداگانه با تفصیل بیشتری خواهم پرداخت.
۶ـ گروههای آسیب پذیر اجتماعی مثل ۱۳ تا ۱۷ میلیون حاشیهنشین شهرهای بزرگ، کارتنخوابها، معتادان، کارگران جنسی، کودکان کار و خیابان، زندانیان و دستفروشان و میلیونها بیکار کشور و … اولین قربانیان رشد اپیدمی درهفتههای اوج خواهند بود. درسالهای اخیر بسیاری از سازمانهای مردم نهاد به سراغ حل مشکلات این گروه از مردم رفتهاند. اگرچه حکومت گاهی از کار آنها جلوگیری کرده وحتی پاره ای از فعالین را به زندان هم انداخته است، اما این سازمانهای مردم نهاد نشان دادهاند که علیرغم تمام ناملایمات با احساس وظیفه انسانی و ملی از پا نمینشینند. اکنون زمانی است که تجربیات و سازماندهی این نهادها به کار نجات این گروههای آسیبپذیر اجتماعی بیاید. دراین جا هم منتظر دولت و حکومت نمیتوان نشست. شاید تماس با اعضای سالم و منتخبین واقعی شوراهای شهر و روستا و استفاده از امکانات شهرداریها بتواند تاحدی کمک کننده باشد. مطمئنم که فعالین مدنی ما با استفاده از افراد سرشناس درمیان هنرمندان و ورزشکاران و… میتوانند به سراغ افراد و موسسات نیکوکار بروند و دستهای نیرومندی برای فشردن دست همکاری پیدا خواهند کرد. دانشجویان از بهترین گروههای اجتماعی هستند که میتوانند دراین بخش کمک کنند.
من میتوانم این لیست را بازهم ادامه بدهم. اما درهمین جا قلم را در میکشم و امیدوارم این نوشته بتواند باب گفتگوی ملی را باز کند تا افراد و نهادهایی دلسوز بر غنای این بحث بیافزایند و آن را توسعه دهند و تکمیل کنند وقدم در راه اجرا بگذارند. درخاتمه این جمله معروف روزولت، رئیسجمهور آمریکا در بحران بزرگ اقتصادی را تکرار میکنم که گفت ” تنها چیزی که باید از آن بترسیم خود ترس است.” ایران در خطر است و کشور نیازمند همیاری تمام فرزندان ایران زمین است.
محسن سازگارا
فروردین ۱۳۹۹
۱- درجریان جنبش سبز ، هاشمی رفسنجانی برای من پیغام داد که ولایت فقیه کار نکرد و من یک آرزو دارم و آن اینکه تا زنده هستم این اشتباه را جبران کنم. سر او را زیر آب کردند و این آرزو را به گور برد. اگر هرکس اندک شکی هم در فساد و ناکارآمدی و جنایتکار بودن نظام ولایت فقیه داشت، اکنون کافی است به عملکرد این نظام در مقابل بحران ویروس کرونا نگاه کند تا شک او مرتفع شود. علی خامنهای اگر اندکی به سرنوشت مردم ایران اهمیت میداد، با قصور و تقصیر در ایجاد این بحران و صدها سیاهکاری دیگر، کنار میرفت و خاتمه نظام ولایت فقیه را اعلام میکرد.
۲- https://scitechdaily.com/mit-posts-free-plans-online-for-an-emergency-ventilator-that-can-be-built-for-100/