تهیه و تنظیم: کیا حمیدی-
آنچه در سپهر سیاست ایران شاهدش هستیم، نوعی فعالیت “جریان های سیاسی” است که به طور کلی رهبری فکری بخش هایی از جامعه را برعهده دارند.
مقدمه
اساساً احزاب در ایران با آنچه به عنوان تعاریف استاندارد و شناخته شده از حزب موجود است، تفاوت دارند. چرا که فعالیت های حزبی در کشورمان صرفاً به دوران پیش از انتخابات محدود می شود، و با مشخص شدن نتیجه صندوق آرا، چراغ دکان خود را خاموش می کنند و بعد از آن به جز برپایی برخی گردهمایی ها همچون سالگرد تاسیس و یا گرامی داشت برخی شخصیت های برجسته خود و یا صدور بیانیه های تکراری در مناسبت های ملی و مذهبی، فعالیت و دستاورد عملی خاصی که بتواند بیانگر یک حزب پویا و موثر باشد را ندارند.
لذا آنچه در سپهر سیاست ایران شاهدش هستیم، نوعی فعالیت “جریان های سیاسی” است که به طور کلی رهبری فکری بخش هایی از جامعه را برعهده دارند. در توضیح این موضوع باید اذعان داشت که این جریان های سیاسی هستند که با تلقین و ایجاد انگیزه های فکری و احساسی، اقشار مردم را برای مشارکت سیاسی و ملی مذهبی متقاعد می کنند.
درحالی که اگر مدل فعالیت های سیاسی در ایران بر پایه احزاب شکل می گرفت، قطعاً نظرات و خواست حامیان و اعضای احزاب، زمینه و بستر حرکت سیاست گذاران کشور را مشخص می کرد. در حقیقت در یک جمله و چیکیده می توان گفت که تحزب در ایران اصلا مردمی نیست!
اما به هرحال امروز شاهد نام و نشان هایی هستیم که در تعاریف رسمی، خود را حزب معرفی می کنند و برای خود مرامنامه و منشور دارند. برای ارائه مشت نمونه خروار باید به اطلاع رساند که درحال حاضر نزدیک به 300 حزب ثبت شده در تارنمای وزارت کشور وجود دارد که حتی پیشکسوتان و فعالان عرصه سیاست هم آنها را نمی شناسند و کسی نظارت بر فعالیت آنها ندارد.
معرفی و تقسیم بندی جریان های سیاسی در دو دهه اخیر
تحولات سیاسی سریع سالهای اخیر و تغییرات در عرصههای سیاست داخلی و خارجی بر جریانهای سیاسی داخلی ایران بیتأثیر نبوده است. اگر چه جریان های سیاسی با همان نیروها و با همان خط مشی و اهداف و شعارهای گذشته اکنون نیز فعالیت خود را ادامه میدهند اما تغییرات مقطعی در روشها و عملکردها، همچنین تحولات درجابجایی نیروهای سیاسی حاکم بر کشور بخصوص پس از انتخابات شوراهای شهردوره دوم و مجلس دوره هفتم (عبور از دوران اصلاحات) تأثیرات شگرفی بر روی مواضع سیاسی احزاب (جریان های سیاسی) مختلف گذاشته است.
از سوی دیگر جریانهای سیاسی جدیدی در این اثنا در معادلات سیاست داخلی خودنمایی نمودهاند که جای بحث فراوان دارند. بخصوص تقویت موضع نیروهای سیاسی مستقل (اعتدال گرایان) از دو جناح چپ و راست که طی یک دهه اخیر توانسته است نیم قطب سومی را در تقسیم بندی های سیاسی برای خود ایجاد کنند.
به همین سبب در ادامه به توصیف و بازتعریف برخی تغییرات در سه جریان سیاسی مشهور کشور، یعنی اصولگرایان، اصلاح طلبان و جریان مستقل یا اعتدال گرایان می پردازیم.
اصولگرایان:
اصولگرایان در سال های پایانی دولت اصلاحات و با شکل گیری شورای شهردوم و مجلس هفتم توانستند، خود را بازیابی کنند و با اتحاد درونی زمام تمام امور کشور را به دست بگیرند. این اتحاد منجر به روی کارآمدن گزینه اصولگرایان برای انتخابات نهم و دهم یعنی محمود احمدی نژاد گردید.
طی این سال ها به واسطه محدودیت ها و رد صلاحیت های گسترده نیروهای اصلاح طلب، علیرغم اینکه اصولگرایان دست برتر را در تمام قوا داشتند و از حمایت نظامیان نیز بهره می بردند، اما دچار انشقاق و چند دستگی شدند.
این انشقاق باعث تبدیل شدن جریان اصولگرایی در چند قالب، اصولگرایان سنتی، اصولگرایان تندرو و اصولگرایان معتدل و بهاری ها (جریان احمدی نژادی) گردید.
الف) اصولگرایان سنتی:
۱- یکی از جریان های اصولگرایی سنتی “جامعتین” شامل جامعه مدرسین به ریاست محمد یزدی و افرادی همچون سیداحمدخاتمی، سیدهاشم حسینی بوشهری و محسن اراکی و جامعه روحانیت مبارز به ریاست مهدودی کنی و پس از فوت وی برعهده موحدی کرمانی می باشد. این انشقاق و اختلاف در جبهه اصولگرایی باعث شد تا طی دو دهه اخیر افرادی همچون هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری و حسن روحانی با عدم شرکت درجلسات روحانیت مبارز، این اختلاف را به رخ بکشند.
“جامعتین” در فضای اصولگرایی درجایگاه رهبری نیروهای اصولگرا قرار دارد و کانال موثری برای تاثیر گذاری روحانیت محافظه کار بر انتخابات است. لذا به سبب تسلط نسبی بر تمام گروههای اصولگرا، در چارچوبی وسیعتر استراتژی آنها را تعیین میکند.
۲- جبهه پیروان خط امام و رهبری: احزاب مختلفی در این جبهه با یکدیگر ائتلاف دارند که همواره دنباله رو روحانیت محافظه کار در جریان اصولگرایی بودند. دبیرکل این جبهه ابتدا حبیب الله عسگراولادی بود و پس از آن محمدرضا باهنر انتخاب شد. از احزاب در این جبهه می توان به موئتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، انجمن اسلامی پزشکان ایران و جامعه زینب اشاره کرد.
٣- جریان های کم وزن: احزاب و جریان های سیاسی متعددی در تقسیم بندی اصولگرایی جای دارند که نقش و تاثیرگذاری ملموسی در روند سیاست گذاری های اصولگرایی ندارند. از جمله آنها می توان به حزب تمدن اسلامی، جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی، ائتلاف آبادگران، جمعیت رهپویان، کانون دانشگاهیان، حزب نواندیشان، جمعیت پیشرفت و عدالت، جبهه متحد اصولگرایان، حزب توسعه و عدالت، حزب سبز ایران و جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی.
ب) اصولگرایان تندرو
۱- جبهه پایداری: این جریان با رهبری معنوی مصباح یزدی و دبیرکلی مرتضی آقاتهرانی و حضور افرادی همچون صادق محصولی، مهدی کوچک زاده، مجتبی ذوالنور، علیرضا زاکانی، حمیدرسایی،روح الله حسینیان و… می باشد که طی دو دوره ریاست جمهوری اخیر از سعید جلیلی و ابراهیم رئیسی حمایت کرده است.
تمام اعضای جبهه پایداری را نمی توان بدون درنظر داشتن نام احمدی نژاد شناخت چرا که همگی از وزرا و هواداران و همکاران دولت های وی بوده اند. به زعم برخی سیاسیون نیروهای این جبهه همچنان در پس پرده حامی احمدی نژاد هستند اما به سبب بروز مسائلی همچون جریان انحرافی (حمایت احمدی نژاد از اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی) از وی برائت می جویند.
پایداری را باید محور اصلی انشقاق در جریان اصولگرایی دانست چرا که از بدو تشکیل، سازی مخالف با نظرات روحانیت محافظه کار و سنتی داشته است. هرچند که این جریان در دسته بندی اصولگرایی تقسیم می شود، اما بارها نشان داده است که سر سازش با جریان های معتدل اصولگرایی ندارد و معتقد به برخورد حداکثری با جریان اصلاحات و همکاری با غرب ولو به بهای نادیده گرفتن منافع ملی می باشد.
۲- انصارحزب الله: اعضای این جریان خود را یک تشکل سیاسی فرهنگی می دانند که پیرو و حامی ولایت فقیه هستند. اعضای این جریان را لباس شخصی ها و نیروهای بسیج و سپاه تشکیل می دهند که با تفکرات رادیکالی خود در زمره اصولگرایان تندرو قرار می گیرند. درحال حاضر دبیرکل این جریان عبدالحمید محتشم می باشد و از اعضای آن می توان به حسین الله کرم، سعید قاسمی، امیرفرشاد ابراهیمی و… اشاره کرد.
٣- جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی: از تشکلهای سیاسی اصولگرایی است که دبیرکل سابق آن حسین فدایی ازسپاهیان دوران جنگ و مسئول کنونی بازرسی بیت رهبری بود و در حال حاضر نیزدبیرکلی آن را محمدجواد عامری برعهده دارد. محمود احمدینژاد رئیس دولت نهم و دهم عضو این حزب بودهاست.
ج) اصولگرایان معتدل
این طیف از اصولگرایان را می توان در دوبخش “نواصولگرایان” و “جریان رهروان” تقسیم بندی کرد.
۱- نو اصولگرایان از بعد از دور دوم انتخابات حسن روحانی و با رهبری محمدباقر قالیباف شکل گرفته است. این جریان با هدف و شعار «تغییر اساسی در نحوه کنش جریان اصولگرایی» شکل گرفته است. به عبارتی می توان این جریان را نشأت گرفته از شکست چندین باره و بی اعتنایی جریان سنتی اصولگرایی به قالیباف و هوادارانش در انتخابات های ریاست جمهوری دانست.
جمعیت پیشرفت وعدالت اسلامی و شش حزب دیگر که به رهبری محمدباقر قالیباف و همراهی محسن پیرهادی، محسن مهدیان، فرشاد مهدیپور و سعید آجرلو و… شکل گرفته و در انتخابات اخیر مجلس “طرح مجلس نو” را کلید زدند و به دنبال کسب ریاست مجلس هستند.
۲- “رهروان ولایت” حزب ثبت شده ای نیست و برآمده از فراکسیون اکثریت اصولگرایی در مجلس نهم و دهم است. این جریان حامیان علی لاریجانی میباشد . عمدهترین وجه فکری هوادارانش اعتدال و پراگماتیسم در چارچوب اصولگرایی است. روابط آنها با دولت روحانی برپایه همکاری و با اصولگرایان سنتی حسنه است ولی با اصولگرایان تندرو مخالفت شدید دارند. توان جناح لاریجانی – موسوم به گروه رهروان – در حدی نیست که به صورت حزب ظاهر شود و رهبری جبهه اصولگرایان را در دست گیرد، اما به سبب نوع روابط حسنه لاریجانی با مراجع و احترامی که برای وی قائلند از شأن پذیرفته ای نزد اصولگرایان برخوردار است. از چهره های این جریان می توان به بهروز نعمتی، عبدالرضا مصری، کاظم جلالی،حشمت الله فلاحت پیشه و… اشاره کرد.
د) جریان بهار و یکتا
۱- جریان بهار: احمدی نژاد پس از اتمام دوران ریاست جمهوری و مسائل حاشیه ای که برای وی در حمایت از اسفندیار رحیم مشایی و حمیدبقایی به وجود آمد و با عنوان جریان انحرافی شناخته شد، از نام “بهار” برای فعالیت های سیاسی خود استفاده کرد. جریان بهار و حلقه سه نفره اش با رهبری احمدی نژاد، مشایی و بقایی می باشد و دیگر معاونین و حامیان احمدی نژاد همچون محمدشریف ملکزاده ، علیاکبر جوانفکر، محمد علیآبادی ، عباس امیری فر ، مجتبی ثمره هاشمی و … از اعضای ان می باشند.
۲- جبهه یاران کارآمدی و تحول ایران اسلامی (یکتا): یک تشکل سیاسی اصولگرایی است که برخی اعضای دو دولت نهم و دهم و برخی نمایندگان حامی احمدی نژاد آن را تشکیل دادند. این جریان سعی کرده با نزدیک شدن به تشکل های ریشه دار و باسابقه اصولگرا، خط و ربط خود به اصولگرایی را پررنگ تر از نزدیک بودنشان به دولت سابق نشان دهند، اما وابستگی و وام دار بودن آنها از جریان دولت نهم و دهم غیرقابل کتمان است. دبیرکلی این جبهه برعهده حمیدرضا حاجی بابایی و از اعضای این جبهه می توان به سیدمحمدحسینی، مهرداد بذرپاش، محمد شیخان، مصطفی محمد نجار، سیدمهدی هاشمی و … اشاره کرد.
اصلاح طلبان:
پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و وقایع سال ۱٣۸٨ عملا اصلاح طلبی به انزوا کشانده شد و شخصیت ها و احزاب اصلاح طلب قادر به فعالیت موثر نبودند. در این دوران تنها اصلاح طلبان راستگرا معروف به حلقه نیاوران همچون حسن روحانی و مجید انصاری و محمدرضا عارف به فعالیت های محدود می پرداختند و پشتوانه خود را اکبرهاشمی رفسنجانی و جماران می دانستند. اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم “ائتلاف فراگیر اصلاح طلبان” را تشکیل دادند.
ائتلاف فراگیر اصلاح طلبان شامل:
۱- مجمع روحانیون مبارز: این جریان که از سال ۱٣٦٦ تشکیل شد ورهبری آن ابتدا با مهدی کروبی وبعد ازکناره گیری وی محمد خاتمی به سمت رئیس شورای سیاستگذاری و محمد موسوی خوئینی به سمت دبیر مجمع روحانیون انتخاب شد. در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، مجمع روحانیون مبارز حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کرد. در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از حسن روحانی حمایت کرد. از اعضای این جریان می توان به سیدهادی خامنه ای، مجید انصاری، علی اکبرمحتشمی پور، سید محمد ابطحی و … اشاره کرد.
۲- کارگزاران سازندگی: این حزب که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تشکیل شده بود در گذر زمان خود را در جناح اصلاح طلبان جاگذاری کرد. دبیرکل این جریان غلامحسین کرباسچی شهردار سابق تهران، رئیس شورای مرکزی محسن هاشمی رفسنجانی، و سخنگوی آن حسین مرعشی می باشد.
کارگزاران در انتخابات سال ۱٣۸٨ برخلاف نظر کرباسچی که از کروبی حمایت می کرد، نامزد خود را میرحسین موسوی اعلام کرد. کارگزاران بعد از جریان انتخابات به طور گسترده با دستگیری و بازداشت اعضا مواجه شد. این جریان در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به توصیه هاشمی رفسنجانی رهبرمعنوی خود، از حسن روحانی حمایت کرد.
٣- حزب اعتماد ملی: یکی از احزاب اصلاح طلب و فعال طی یک دهه اخیر به رهبری مهدی کروبی است. این حزب پس از شکست مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری نهم و کنارهگیری او از دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز تأسیس شد. بعد از حوداث سال ۱٣۸٨ و حصرکروبی، دبیرکلی این حزب برعهده رسول منتجب نیا گذاشته شد و در آخرین کنگره آن در سال ۱٣۹٦ و انتخاب شورای مرکزی جدید الیاس حضرتی به عنوان دبیرکل انتخاب شد.
مسعود سلطانیفر وزیر ورزش، سید کامل تقوی نژاد رئیس سازمان امور مالیاتی کشور و نوروززاده مدیرعامل شستا، احمدمازنی نماینده مجلس، و محمدجواد حقشناس، سید ابراهیم امینی و حجت نظری از اعضای حزب اعتماد ملی بودند که توانستند در انتخابات شورای شهر پنجم تهران وارد لیست امید شوند و سه کرسی از شورای شهر تهران را به خود اختصاص دهند. همچنین سید محمد علی افشانی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در اردیبهشت ماه ۹۷ با رأی اعضای شورای شهر، برای دوره ای شهردار تهران شد.
۴- جبهه مشارکت: این جریان بعد از وقایع سال ۱٣۸٨ عملا با دستگیری تمام اعضا از دور کنار رفت اما همچنان شخصیت ها واعضای آن را با انتساب به این جریان می شناسند. این جریان منتسب به دانشجویان پیرو خط امام و مجاهدین انقلاب اسلامی می باشد. از چهره مشهور این جریان می توان به محمدرضا خاتمی (برادر رئیس جمهور اصلاحات)، محسن میردامادی، مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده، سعیدحجاریان و… اشاره داشت که در دو انتخابات اخیر از حسن روحانی حمایت کردند.
۵– احزاب اقماری و شخص محور:
همچون جریان اصولگرایی که دارای احزاب فراوان و کمتر شناخته شده می باشد، جریان اصلاح طلبی نیز اینگونه است. برخی از احزاب تشکیل دهنده ائتلاف فراگیر اصلاح طلبان به شرح زیر است:
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم متعلق به آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی
حزب مردم سالاری متعلق به کواکبیان نماینده مجلس
حزب ندای ایرانیان متعلق به صادق خرازی نماینده سابق ایران در سازمان ملل و سفیر فرانسه
حزب خانه کارگر متعلق به علیرضا محجوب نماینده مجلس
حزب اسلامی کار متعلق به مصطفی کمالی وزیر کار دولت هاشمی و خاتمی
حزب اراده ملت ایران متعلق به احمد حکیمی پور عضو شورای شهر تهران
مجمع ایثارگران اصلاح طلب متعلق به محمدجواد امام مدیرعامل بنیاد باران و…
اعتدال گرایان:
گفتمان اعتدال گرایی در فضای انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم در سال ۱٣۹۲و با استفاده از طرح شعار “تدبیر و امید” شکل گرفت. بند ناف اعتدال گرایی به جریان اصلاح طلبان گره خورده است و لذا باید اذعان داشت که گام دوم ائتلاف فراگیراصلاح طلبان عملاً در راستای حمایت از جریان اعتدال گرایی بود و با چهره شاخص خود یعنی سیدمحمدخاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و محمدرضا عارف توانستند دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، مجلس دهم شورای اسلامی، مجلس پنجم خبرگان رهبری و اخرین انتخابات شورای شهر را با پیروزی بر رقبای اصولگرا پشت سر بگذارند.
ضعف این جریان در گذر زمان با فوت هاشمی رفسنجانی به عنوان ستون خیمه اعتدال گرایی و عدم توجه حسن روحانی به عنوان رهبرجریان اعتدال گرایی، به حامیان اصلاح طلب و وعده های انتخاباتی باعث عقب گرد اصلاحات از حمایت جریان تدبیر و امید گردید. لذا مشاهده می کنیم که در مجلس دهم علیرغم در دست داشتن فراکسیون اکثریت (فراکسیون امید) به ریاست محمدرضا عارف، دولت و مجلس هیچیک نتوانستند از همراهی انتخاباتی با یکدیگر بهره ببرند.
به عبارتی می توان جریان اعتدال گرایی را نقطه ای مشترک در مسیر اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل دانست که به سبب نداشتن توان کسب آرا به تنهایی با یکدیگر ائتلاف می کنند و خود را اعتدال گرا می خوانند. کما اینکه دیدیم در لیست ائتلاف امید که توسط اصلاح طلبان و اعتدال گرایان شکل گرفته بود اشخاصی همچون علی لاریجانی، علی مطهری، کاظم جلالی و… که با شناسنامه اصولگرایی شناخته می شوند، توانستند به مجلس دهم راه یابند. اما در ادامه راه به سبب همین تفاوت بنیادی در باورهای سیاسی از همپوشانی و همگرایی یکدیگر در تصمیمات سیاسی سرباز زدند.
اما در فضای این اعتدال گرایی تنها می توان به یک حزب قدرتمند اشاره داشت و دیگر احزاب جایگاهی در فضای سیاسی کشور ندارند و همچون ده ها حزب موجود در ایران فقط نام هستند.
۱- حزب اعتدال و توسعه
این حزب در سال ۱۳۷۸ توسط یاران و حامیان هاشمی رفسنجانی تأسیس شد. از جمله موسسان این حزب می توان به محمدباقر نوبخت، اکبرترکان، محمود واعظی، محمدرضا نعمت زاده اشاره داشت. این حزب تا پیش از روی کار آمدن حسن روحانی جایگاه وزینی نداشت، اما با مطرح شدن حسن روحانی برای ریاست جمهوری و حمایت های هاشمی رفسنجانی از باورهای اعتدال گرایانه وی و منصوب شدن اعضای حزب در پست ها ومناصب مهم مورد توجه قرار گرفت.
از دیگر احزاب در دسته بندی اعتدالگرایی می توان حزب “مستقل و اعتدال ایران” به دبیرکلی قدرتعلی حشمتیان از نمایندگان ادوار مجلس و حزب رفاه ملت ایران به دبیرکلی بهروز نعمت زاده سخنگوی هیئت رئیسه مجلس دهم اشاره داشت.
شاید بهتر باشد که بگوییم اعتدال گرایی در ایران یک گفتمان است که افراد از گرایشات مختلف سیاسی راست و چپ در چارچوب آن قرار می گیرند و حرکتی صورت می دهند. اما این قرار گرفتن درکنار هم تاکنون موجب ایجاد یک حزب و جریان سیاسی قوی و موثر نگردیده است.
*مقالات مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.