نقش بازدارنده سپاه در تحولات آتی

رضا شیرازی-

در یادداشت قبلی اشاره کردم که روحانیت سازمان یافته درایران بعنوان یکی از نیروهای بازدارنده در پس و پیش هر بحران نمایان میشود و حال نکاتی را در باره قشر سپاهی – امنیتی بیان خواهم کرد تا شاید بتوانم نشان دهم بافت دو قشر اصلی روحانی – نظامی چگونه قادرند رنسانس در ایران را به تاخیر بیاندازند.

به دلیل فضای بسته و انسداد سیاسی پژوهش گران اجتماعی، جامعه شناسان ایرانی فاقد هر گونه اطلاعات جامع و کارساز از نیروهای نظامی سپاهی و امنیتی جهت تجزیه و تحلیل هستند.

در اصل جامعه فاقد هرگونه پژوهش های میدانی در باره ترکیب اجتماعی، نقش ارزشهای حوزه در قشر سپاهی، رشد ارزشهای عرفی در این نیرو، درجه نارضایتی بدنه اجتماعی آن یا همسویی با حاکمیت، وضعیت امکاناتی که در عرصه آموزش، مسکن، بهداشت و بیمه های درمانی در اختیار این قشر قرار می دهند، می باشد.

جمهوری اسلامی همه تقلای خود را بکار می برد تا عدم شفافیت وضعیت قشر سپاهی از هر نظر ادامه یابد تا نقش و وزن سپاه در تصمیم گیری های کلان و سیاست های داخلی و خارجی روشن نگردد.

طی سالهای گذشته تا به امروز روشن شده است که سپاه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی هم در مافیای قدرت و هم در مافیای ثروت ید طولانی دارند و هم نظام سرکوب را مدیریت و هدایت می کنند. در اصل نماینده واقعی دولت سایه به شمار می آیند.

حال پرسش اصلی این است که آیا حاکمیت جمهوری اسلامی که با بحرانهای گوناگونی در عرصه سیاست های خارجی و داخلی روبروست قادر خواهد بود قشر سپاهی امنیتی را ماندگار و ریشه دار کند؟ آیا ممکن است که در بزنگاه قیام سراسری بدنه سپاه با مطالبات جامعه همراه گشته و علیه فرماندهان سپاه صف آرایی نماید؟ یا اینکه نه در خیزش سراسری و در هنگام فروپاشی حاکمیت قشر سپاه بدنبال کودتای نظامی خواهد بود؟

با وجود تمامی جوانب عدم شفافیت قشر سپاهی و عدم اطلاع از صف بندی درونی فرماندهان آن، به نظر میرسد که اس و اساس سپاه و نیروهای امنیتی به روحانیت حاکم گره خورده و بود و نبود هر یک به دیگری وابسته است. لذا برای تضعیف همه جانبه این قشر راهی نیست مگر اینکه بدنه اجتماعی این نیروی نظامی با مطالبات اجتماعی ، فرهنگی و طبقاتی جامعه ما آشنا و آگاه شود که ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی باعث نابودی ملک و ملت است و بس.
مانع اصلی تحولات بنیادین مناسباتی که هم اکنون دو قشر روحانی و سپاهی سلسله جنبان آن به شمار می آیند، امری روشن و آشکار است.

پرسشی که وجدان های آگاه و آزاده ایرانیان را به خود مشغول کرده است این است که براستی راهکارهای تضعیف و از میان برداشتن این دو قشر چیست و کدام است؟

سخن آخر؛ هنگامی رنسانس در ایران بوقوع خواهد پیوست که این دو جریان و قشر کاملا تضعیف شده باشند تا جائیکه نتوانند نقشی در مناسبات سیاسی – اقتصادی و فرهنگی ایفا کنند.

*مقالات مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»