حکومتی که برخاسته از ملت و مطابق با خواست جامعه شکل نگرفته باشد، همانند نوزاد نارس و ناقصی است که هرچه بر عمر آن افزوده شود، عیوب و نواقصش بیش از قبل هویدا می گردد و برای اطرافیان زحمت و مشقت افزون تر ایجاد می کند.
جمهوری اسلامی نیز از بدو تولد ناقص بود و ناقص ماند، و با عبور از استانداردهای حکومتی به سمت الگوهای افراطی و سلیقه ای حرکت کرد تا تمام جریان های فکری را مغلوب خود سازد. برهمین اساس با ایجاد مدل های “سیاه و سفید” و با تقسیم اقشار جامعه به “دوست یا دشمن” ، “خودی و غیرخودی”، از رشد هرگونه جریان دگراندیش جلوگیری و معترضان را به چوبه دار یا حبس و فرار از کشور محکوم کرد.
دراین فضا تکلیف غیرخودی ها مشخص است…
اما آنها که خودی شدند با خودفروختگی به نظام و با جریان سازی سیاسی، وارد رقابت با یکدیگر شدند و به دنبال کسب منافع و قدرت برآمدند. خیانت این خودی ها به ملت کم از سران حکومت جمهوری اسلامی به مردم نیست. چرا که طی این چهل سال، هربار با قرار دادن ملت درمیان انتخاب میان “بد و بدتر”، مانع از تحقق خواست اصلی مردم در مشارکت های سیاسی و اجتماعی شده اند.
اصولگرایان و اصلاح طلبان در ایران همواره بین خود نقش “بد و بدتر” را تقسیم کرده اند، تا وفاداری خود به رهبری نظام را اثبات کنند. طی این سال ها مردم به سبب فشارهای بی امان و فساد سران نظام در چندین نوبت دست به اعتراض زدند که درآخرین نمونه های آن یعنی در اعتراضات دی ماه ۹٦ و آبان ۹٨، شاهد کشتار بیش از هزار و پانصد نفر از معترضین و صدها نفر بازداشت بودیم.
اما در کنار واکنش خشونت آمیز و سرکوب از سوی رژیم به این اعتراضات، باردیگر شاهد خوش رقصی های جریان های سیاسی برای حمایت از نظام جمهوری اسلامی هستیم. البته اصولگرایان ازهمان ابتدا با انتساب این اعتراضات به نیروهای وابسته به دشمنان خارجی و خطاب قراردادن معترضان به عنوان خودفروختگان وطنی مهر ابطال به خواست مردمی زدند.حال اصلاح طلبان نیز توسطً سید محمد خاتمی به عنوان رهبر جریان اصلاحات مردم را مقصر و عامل بروز خشونت از سوی حکومت معرفی می کنند!
رئیس جمهور دولت اصلاحات در اظهارات اخیر خود بیان داشته: « تمایل مردم به خشونت، باعث خشونت متقابل حکومت میشود». این برداشت فردی است که خود را ابداع کننده گفتگوی تمدن ها می داند و در جایگاه به اصطلاح دگر اندیش خود را به عنوان اپوزیسیون داخلی معرفی می کند. اقای خاتمی چشم بر خواست عمومی می بندد و درحمایت از حکومت بر می آید. اقای خاتمی نمی گوید بر اساس کدام قانون پاسخ اعتراض عمومی گلوله جنگی مسقیم است! آیا شلیک به سر و قلب معترضان نشانگر خشونت معترضین است؟!
خاتمی در قضایای اعتراضات سال ۹٦ و ۹٨ نیز مردم معترض را «عناصر فرصت طلب و عوامل آشوبگر» توصیف کرده بود که به «قتل انسانهای بیگناه» در جریان اعتراضات اقدام کردند. این درحالی است که مقامات رسمی حکومت طی این سال ها مسئولیت کشتار و سرکوب معترضان را پذیرفته اند و آن را با عنواین مختلف برای خود افتخار و خدمت به ولی فقیه قلمداد کرده اند. در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه نیز مقامهای جمهوری اسلامی از جمله مقامات دولت روحانی به صراحت از کشتار معترضان سخن گفتند.
عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در توضیحات خود در مجلس شورای اسلامی پیرامون چرایی بروز حوادث آبان ماه و نحوه برخورد به معترضان در پاسخ به سوالی مبنی بر این که چرا به سر معترضان شلیک کردید، گفت به پایشان هم زدیم! لیلا واثقی، یکی از فرمانداران دولت روحانی به صورت علنی تاکید کرد که شخصا دستور شلیک به سوی مردم معترض را صادر کرده است.
علی مطهری نماینده مجلس نیز طی اظهارات اخیر خود وزارت کشور را مسئول کشتار معترضین در آبان معرفی کرده بود و عدم ارائه آمار کشته شدگان را اقدامی عامدانه از سوی وزیر کشور دانست و خواستار استیضاح وی شد. این نمونه های یادشده را درکنار فجایع کهریزک و کشتار و شکنجه معترضان طی دو دهه اخیر به یاد بیاورید.
این قبیل واکنش ها نشان دهنده عدم اهمیت جریان های سیاسی درون حکومت (راست و چپ و اعتدالگرا) به خواست و اعتراضات مردمی است. این رفتارهای دوگانه از سوی این جریان های سیاسی نشانگر مشی کاسب گرایانه و منفعت طلبی آنهاست. اشخاصی همچون سید محمد خاتمی از یکسو از نارضایتی های مردم حرف میزند و زمانی که پای کشتار ملت که می رسد، جناب حکومت را می گیرد و مردم را عامل خشونت معرفی می کند!
جریان های سیاسی درون حکومت طی اعتراضات مختلف طی چند دهه اخیر همواره بیان داشته اند که معترضان نسبت به برخی ناکارآمدی ها گلایه دارند و هدفشان “براندازی نظام” نیست. این موضوع را سیدمحمد خاتمی نیز بارها اعلام کرده و اعتراضات را برگرفته از دسیسه های خارجی و موج سواری وابستگان داخلی آنها نامیده است!
درحالی که هدف اصلی معترضان همانا براندازی و عبور از این نظام حاکم بوده و می باشد. در کدام اعتراض عمومی مردم برای ابراز نارضایتی ساده حاضر می شوند که از جان خود بگذرند؟ آیا اعتراضات آبان و گرانی بنزین تنها ریشه اقتصادی و معیشتی داشتند؟ اگر ریشه اعتراضات اقتصادی است، چرا شعارها برعلیه رهبری نظام و سرداران سپاه بود؟! آیا برای یک اعتراض اقتصادی مردم جان خود را کف دست می گیرند و به خیابان می آیند؟!
واقعیت این است که میزان نارضایتی عمومی از حکومت ، مردم را برای عبور از این نظام به جایگاهی رسانده که حاضرند از خون خود نیز بگذرند تا فرزندان و آیندگان نجات یابند. حال اگر امثال آقای خاتمی که “پوست میش سفید” برتن کرده اند و با لطایف الحیل سعی دارند این خون ها را از دست حکومت بشویند، باید بدانند که سطح آگاهی و فهم مردم بیش از این رفتارهای مزورانه ایشان است. مردم دریافته اند که اصولگرایی و اصلاح طلبی و این اواخر اعتدالگرایی، بازی خیمه شب بازی حکومت برای مردم است تا جامعه از خواسته های مدنی و حقوق خود منحرف شود.
اما این بازی های سیاسی رنگ باخته است و باید امیدوار بود که دیگر جوانان و نسل امروز فریفته ظاهرالصلاح هایی همچون خاتمی نشوند و اثبات کنند که هرگونه بیان اعتراض مدنی، که بعضاً به خشونت و سرکوب کشیده می شود، نه از باب بیان یک نارضایتی اقتصادی یا اجتماعی، بلکه از بروز بدون پرده مخالفت با ماهیت و کلیت نظام جمهوری اسلامی است.
کیا حمیدی
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.