![]()
مجید ناصری-
چهره آخوند محمد خاتمی را آخرین بار پس از محکوم کردن قیام مردم ایران در آبان ۹٨ که به قربانی شدن هزاران نفر از قیام کنندگان به ستوه آمده از فقر، تنگدستی، تبعیض ، سرکوب و غارت در اعتراض به سه برابر شدن ناگهانی قیمت بنزین انجامید وسپس درجریان انتخابات مجلس ” شورای اسلامی ” در حالی که خنده بر لب رای اش را به صندوق می انداخت، مشاهده کرده بودیم . مجلسی که اکثریت قاطع مردم ایران به آن رای ندادند.
رای دادن او پس از قتل و کشتار جانگداز مردم بی پناه ایران، ماهیت خیانتگارانه او و وابستگی تمام عیار او به رژیم ” قرون وسطائئ استبداد مطلقه فقاهتی ” را برای چندمین بار آشکار کرد. ماهیتی که در جریان کشتار دانشجویان در تیر 78، در جریان سرکوب جنبش مسالمت آمیز و حق طلبانه مردم در خرداد ۸٨، در جریان سرکوب خونین قیام فرودستان در دی ماه 96 و قیام سراسری مردم ایران در آبان ۹٨ را، پیشاپیش محرز شده بود.
انتظار می رفت که پس از دریده شدن ماسک کریه و آلوده به خون ” اصلاح طلبی” مورد ادعای خاتمی توسط مردم ایران، دیگر او با چنین ماسکی در مقام اندرز دادن ظاهر نشود. اما ازآنجاییکه وقاحت ، بی شرمی و بی حیایی از ویژگی های انکار ناپذیر اخلاق و اندیشه آنان هست، او را تا آخرین لحظات سقوط این رژیم ضد بشری ، مداوما و در موضع دفاع از رژیم خواهیم دید. کما اینکه دیروز تکرار همین موضع را در سخنرانی اینترنتی او مشاهده کردیم. اودر این سخن رانی می گوید:
” ممکن است جامعه برای ابراز نارضایتی و رهایی از ناامیدی میل به خشونت پیدا کند و طبعا ممکن است حکومت به خشونت متقابل متوسل شود و یک سیکل ایجاد شود.”
او این حرف ها را برای جامعه ای می زند که مردم آن در خلال چهل سال، برای احقاق حقوق پایمال شده خود در همه عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، جنسیتی ، فرهنگی ، ملی ، همه روش های مسالمت آمیز را تجربه کرده و تنها جوابی که از رژیم استبداد مطلقه فقیه دریافت کرده، گلوله ، زندان ، شکنجه بوده است.
ا
و در این پیام اش ، قاتل و مقتول ، شکنجه گر و شکنجه شده ، غارت گر و غارت شده را در یک ترازو می سنجد. او هزاران مادر و پدری که فرزندان خودرا از دست داده اند، هزاران کودکی که پدر و مادرش را از دست داده اند ، با عوامل وحشی سرکوب و قمه کش ها ، بسیجی های اسید پاش و تبر خلاص زن ها جمهوری اسلامی در یک پیمانه قرار می دهد.
پیام اول اش در این سخنرانی این است که ” اگر مردم به تنگ آمده برای احقاق حقوق خود قیام کردند ، عکس العمل “طبیعی” حکومت متوسل شدن به خشونت هست . به کلمات توجه کنید : و ” طبعا ” ، “ممکن” است حکومت به خشونت ” متقابل ” متوسل شود .
پیام دوم اش او در این سخان این است که ” ممکن” است حکومت به خشونت متوسل شود، یعنی جمهوری اسلامی که در سراسر حکومت اش به جز اشاعه و ترویج خشونت کارنامه اش در همه عرصه ها منفی هست به ظن آخوند محمد خاتمی ، ممکن است دست به خشونت بزند. امروز برای هیچ ایرانی پوشیده نیست که تنها دستگاهی که رژیم در آن موفق است ، دستگاه سرکوب هست و این دستگاه سرکوب هست که رژیمی را که 85 درصد مردم با آن مخالف هستند ، توانسته سرپا نگه دارد.
و پیام سوم اش این است که خشونت رژیم علیه مردم یک خشونت ” متقابل” هست.
یعنی از پشت بام ها و ساختمان های بلند ،با تک تیر انداز ها سر و قلب مردمی را که به شکل مسالمت آمیز دارند اعتراض می کنند ” خشونت متقابل ” هست.
یعنی کشتن ستار بهشتی در زندان و در زیر شکنجه ” به مثابه نمونه ای از هزاران ، به جرم وبلاگ نویسی، یک خشونت متقابل هست .
یعنی ربودن ” ترانه موسوی ” از خیابان و پس از تجاوز و قتل ، آتش زدن جسدش ، یک خشونت متقابل هست.
یعنی دستگیری آن چهارده نفری که در مدنی ترین و مسالمت آمیز ترین شکل نامه ای منتشر کرده و خواستار استعفای خامنه ای شدند و محکوم کردن آنان به زندان های طولانی ، یک خشونت متقابل هست.
یعنی حمله وحشیانه به خانه های قربانیان ساقط کردن هواپیمای اکرائینی و دستگیری اهالی خانه وشکنجه و حتی تجاوز به خواهر یکی از قربانیان، خشونت متقابل هست.
یعنی حمله وحشیانه عوامل اطلاعاتی و لباس شخصی های مزدور به کسانی که برای قربانیان ساقط شدن هواپیمای اکرائئنی شمع روشن کرده بودند و محکوم کردن آنان به زندان های 3 ساله ، خشونت متقابل هست .
یعنی دستگیری اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به دلیل اعتراض به پایمال شدن حقوق کارگران و شکنجه آنها در زندان خشونت متقابل هست.
یعنی دستگیری خشونت آمیز محمد حبیبی در یک تظاهرات مسالمت آمیز توسط عوامل اطلاعاتی ، یک خشونت متقابل حکومتی هست.
یعنی زندانی کردن نرگس محمدی و نسرین ستوده به جرم دفاع از حقوق بشر ، حقوق کودکان ، حقوق زنان و محکوم کردن آنان به زندان های طولانی ، خشونت متقابل حکومتی هست .
از این نوع می توان هزاران نمونه ذکر کرد
و همه این نمونه ها به مثابه وقایع انکار ناپذیر نشان می دهد که خاتمی ، خامنه ای ، جنتی ، علم الهدی ، رئیسی ، محمدی گیلانی ، و سرداران سرکوبگر و عوامل شکنجه گر و تیر خلاص زن و اسید پاش همه به یک دستگاه سرکوب تعلق دارند منتهی عده ای فرمان به جنایت می دهند ، عده ای جنایت را مرتکب می شوند و عده ای دیگر آن را توجیه می کنند ونقشی که امثال خاتمی دارند توجیه این جنایات هست .
* مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.