بن بست های مدیریت ایدئولوژیک در ایران؛ عضو فراکسیون ورزش مجلس: “خب ورزش ایران تعلیق شود چه اشکالی دارد!”

فدراسیون‌های ورزشی ایران چگونه می‌توانند از تعلیق ورزش ایران جلوگیری کنند؟

« من نمی‌دانم فدراسیون‌های ورزشی چه ‌کار باید انجام دهند. این سوال را فدراسیون‌های ورزشی ایران باید پاسخ دهند. باز هم اعلام می‌کنم که مبارزه نکردن با ورزشکاران اسرائیلی بخشی از مباحث اعتقادی ماست. “من راهکاری نمی‌دانم”. حالا در این میان “ورزش ایران تعلیق شود”، چه ایرادی دارد؟ “من اعتقادم این است که تعلیق شویم”. ما که نمی‌توانیم از مباحث اعتقادی خودمان عدول کنیم. من نظرم این است که اگر می‌خواهند تعلیق کنند، این کار را انجام دهند».

اینها اظهارات یک نماینده و عضو فراکسیون مجلس شورای اسلامی ایران است که در پاسخ به چرایی تصویب طرح دو فوریتی عدم رویارویی ورزشکاران ایرانی در مقابل حریفان اسرائیل، ابراز داشته است. طرحی که عملا زمینه تعلیق فدراسیون های ورزشی ایران را فراهم خواهد ساخت.

اوج کج فهمی مدیریتی را می توان در اظهارات این نماینده مجلس دید که چگونه بدون درک شرایط و وضعیت ورزش و جامعه ورزشی کشور مطالبی را بیان می کند که گویا یک نماینده خارجی از منافع ملی ایران سخن می گوید و از سر بی اهمیتی یا بی تفاوتی اظهار نظر می کند!.

این مسئله را می توان از دو منظر مورد برسی قرار داد.

ابتدا نگاه منفعت گرایانه در میان مسئولان ایرانی است. اینکه هر مسئولی که به پست و مقامی می رسد، درصدد بهره گیری از منافع و حفظ جایگاه خود است. کسی برای خدمت و اصلاح کار نمی کند، بلکه به دنبال ظاهرسازی و به اصطلاح “انقلابی” نشان دادن خود هستند تا از سوی نهادهای نظارتی تایید صلاحیت شوند و دستشان از سفره انقلاب کوتاه نشود. نمونه این مسئله را به وفور در عملکرد نمایندگان و مسئولان جمهوری اسلامی می توان مشاهده کرد.

از یکسو خود را حامی و پایدار به آرمان های انقلاب معرفی می کنند، از سوی دیگر ثروت ملت را به جیب می زنند و خانواده خود را به اروپا و آمریکا می فرستند. هیچیک از این افراد به آنچه میگویند اعتقاد ندارند و می دانند که جامعه نیز مخالف اقدامات آنهاست، اما خوش رقصی برای انقلاب است که جیب آنها را پر می کند، نه احقاق حقوق مردم.

نکته دوم که بسیار با اهمیت است، نوع مدیریت ایدئولوژیک در رژیم جمهوری اسلامی است. این نحوه مدیریت کشور از ابتدا تاکنون صرفاً موجب بن بست آفرینی و تحمیل هزینه به ملت شده است. مردم ایران بیش از ۴۰ سال است که هزینه توهمات مذهبی و ایدولوژیک حاکمان را می دهند و با شکم گرسنه لقمه خود را در سفره فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و یمن و نیجریه و… می بینند.

وقتی در مدیریت اجرایی بحث اعتقادی را اولویت قرار دهیم، نباید انتظار نتیجه مثبتی داشت. این مسئله در تمامی وجوه مدیریت کشور قابل مشاهده است. وقتی ما در یک امر غیر سیاسی همچون پیکارهای ورزشی از آرمان های واهی فلسطین حرف می زنیم، مشخص است که نتیجه ای جز قرار دادن جامعه ورزشی کشور در بن بست حاصل نخواهد شد.

براساس آمار از سال ۱٣٨۰ تاکنون به طور متوسط هر شش ماه یکبار ورزشکاران ایران با حریفان اسرائیلی در میدان های ورزشی مختلف مواجه شده اند و با عدم شرکت در مسابقه از رسیدن به مدال و جایگاه قهرمانی باز مانده و حذف شدند. اشک های ورزشکاران ایران در هنگام شکست های صوری از حریفان خود برای عدم رو به رو شدن با حریف اسرائیلی در دور بعد، صحنه های از ظلم ایدئولوژیک رژیم به جوانانی است که سال ها در فقر و کمترین امکانات توانسته اند خود را به این جایگاه برسانند و در اخر با فریاد مربیان خود در بیرون از میدان که می گویند”بباز بباز!” ، سرخورده و سرافکنده به کشور باز می گردند و در آخر یک چفیه اهدایی از رهبر ایران به آنها می دهند و آنها را پاسدار اسلام و ارمان های قدس معرفی می کنند!

نتیجه هم همین شده است که تا کنون در ۲٦ مورد ورزشکاران ایران از مقام قهرمانی و مدال طلا در رقابت های جهانی و المپیک بازمانده اند و سهم قهرمانی خود را به ورزشکاران اسرائیلی داده اند. بیش از ۵۰ ورزشکار ایرانی در سطح قهرمانی با مهاجرت به کشورهای دیگر با پرچم آنها مسابقه می دهند و تبدیل به الگویی برای جوانان شده اند که راه مهاجرت پیش بگیرند.

جالب تر اینجاست که فدراسیون های ورزشی ما در مورد عدم رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی حتی جرات ابراز بیان واقعیت را ندارند و بهانه هایی همچون بیماری و یا شکست مصلحتی را در دستور کار قرار می دهند تا حداقل تعلیق نشوند.

به عبارت ساده تر رژیم ایران جوانان خود را قربانی هدفی می کند که حتی از ابراز آن در مجامع ورزش واهمه دارد و صرفاً به سبب اعتقادات کور ایدئولوژیک رهبران آن دست به چنین کاری می زنند. این درحالی است که ورزشکاران فلسطینی بدون هیچ مشکلی با حریفان اسرائیلی مسابقه می دهند و هیچ کاری به آرمان های اسلام و آزادسازی قدس ندارند!

درنهایت این اقدام نمایندگان مجلس در تصویب طرح مذکور را صرفاً باید در راستای خوش رقصی برای رهبران رژیم دانست. چرا که در عمل هیچ تغییر خاصی در شرایط گذشته ایجاد نکرده است. تا پیش از این ورزشکاران ایران اجازه رویارویی با حریفان اسرائیلی را نداشتند و اکنون نیز ندارند. با این تفاوت که با این اقدام نابخردانه نمایندگان، فدراسیون های جهانی ورزشی با بهانه کافی می توانند ورزش ایران را تعلیق کنند.

«خب تعلیق کنند چه ایرادی دارد ما باید به اعتقاداتمان پایدار باشیم…»

کیا حمیدی

* مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.