طعنه عالیجناب خاکستری پوش به خامنه ای

پایان فریب جامعه با توهمات ماورائی

کیا حمیدی

موسوی خوئینی ها در دهه اول جمهوری اسلامی به سبب احکام متعددی که از روح الله خمینی دریافت کرده بود (نمایندگی در صدا و سیما، نمایندگی در حج، دادستانی کل کشور، عضویت در اولین شورای تشخیص مصلحت نظام و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی) در شمار حلقه اول یاران انقلاب محسوب می شد اما پس از آغاز رهبری علی خامنه‌ای منصبی به او نرسید و در تحولات و اتفاقات دهه هفتاد به عنوان «عالیجناب خاکستری» اصلاحات معروف شد.

نامه اخیر موسوی خوئینی ها به علی خامنه ای درمورد وضعیت نابسامان کشور و عدم رضایت مردم از مدیریت عالی ترین مقام کشور طی دهه های گذشته، اقدام تازه یا تحول برانگیزی نبود. چرا که پیش از این نیز افراد دیگری همچون مهدی کروبی یا ابوالفضل قدیانی و جمعی از جوانان و فعالان مدنی، درنامه ها و بیانیه های جداگانه به عملکرد رهبرایران اعتراض و خواستار کناره گیری وی از قدرت شده بودند. البته نتیجه چنین عملی از سوی این افراد کاملاً مشخص بود و معترضان دستگیر و به حبس های طولانی مدت محکوم شدند چرا که “عالیجناب” نبودند.

محتوای نامه خوئینی ها به خامنه ای نیز دربرگیرنده موضوعی خاص یا حرف جدیدی نبود که نیاز به تفسیر و تحلیل آن باشد. چرا که مردم ایران طی این چند دهه بسیار بیشتر از امثال آقای خوئینی ها نسبت به بی کفایتی های رهبری و یارانش اعتراض کرده اند و در این راه خون داده اند.

اما نقطه عطف توجه نگارنده به بند آخر نامه موسوی خوئینی ها به خامنه ای بود و آنجا که می گوید:« اگر مبنای تصمیمات این چند دهه دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف است که تنها در اختیار خواصی از بندگان خدای متعال است که بنده و امثال بنده هیچ حظّی از آن نداریم و در نتیجه، آنچه بر کشور و مردم و جمهوری اسلامی می‌گذرد سرنوشتی محتوم و گریزناپذیر است، پس همگان تسلیم امر محتوم و مشیّت الهی خواهیم بود.»

این گزاره آخر برگرفته از توهماتی است که طی دهه های اخیر از سوی حلقه یاران رهبری در ایجاد یک جایگاه معنوی برای وی صورت گرفته است. ایجاد القاب پرطمطراق با چاشنی مذهبی همچون «ولی امرمسلمین جهان، ولی فقیه زمان، نایب خاص امام زمان، مالک اشترعلی» و یا روایات سخیف از تولد وی که در هنگام خروج از رحم مادر «یاعلی» گفته است و یا در مدیریت امورات کشور از غیب دستور میگیرد و یا منویات امام آخر شیعیان را اجرایی می کند، از جمله این توهم سازی ها برای محبوب و مقبول جلوه دادن چهره وی نزد عوام است. هرچند که این رویه پیش از خامنه ای و در زمان رهبری خمینی هم شکل گرفته بود و شایعاتی همچون دیده شدن صورت وی در ماه  و یا روایاتی که از نسل پیامبر آخر زمان فرزندی به نام روح الله متولد خواهد شد که ریشه ظلم و جور برخواهد کند و از این دست چرندیات کم نبود.

البته نمونه این توهمات ماورایی تنها در حیطه رهبری رژیم جمهوری اسلامی باقی نماند و درحیطه دولت نیز از سوی محمود احمدی نژاد به دفعات دیده شده بود. آنجا که در مورد حضورش در سازمان ملل از هاله نور سبز می گفت و یا در جلسات هیئت دولت یک صندلی برای امام زمان شیعیان خالی می گذاشت و او را در تصمیمات دولت شریک می دانست یا آنجا که حلقه نزدیکانش برای مدیریت کشور از اجنه کمک می گرفتند و…!

حال که موسوی خوئینی ها این موضوع توهمات ماورایی و یا مدیریت کشور با مشورت از غیب را به صورت طعنه به خامنه ای گفته است، باید اشاره داشت که برخی جریان های افراطی همچون بسیجیان و لباس شخصی هایی که نظام هربار در سرکوب اعتراضات از آنها بهره می گیرد با این توهمات کور فریفته شده اند و یا برای توجیه عمل خود سعی دارند این چرندیات را باورکنند.

اما اتفاق خوبی که در این فضای غبارآلود رخ داده است، برملاسازی چهره واقعی و سیاست های بی پرده رهبر و عمال وی در عرصه قدرت است. طی چند سال اخیر به واسطه فعالیت گسترده نیروی های اپوزیسیون در شبکه های مجازی و افشای اطلاعات زندگی حقیقی مسئولان نظام و خانواده هاشان، این دیوار این توهمات دچار ریزش شده و قشرهایی از حامیان رهبر ایران و حکومت، اعتماد خود را از دست داده اند و یا دچار تشکیک در صداقت گفتار و کردار آنها شده اند.

امروز قشر جوان ما دریافته است که این توهمات و خوراک مذهبی که از سوی رهبر و مریدانش در مناصب مختلف مطرح می شود، جز فریب افکار عمومی چیز دیگری نیست و تنها منافع فردی و گروهی یک قشر خاص را تامین می کند.

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.