ایمان از اعضای شبکه های اجتماعی گذار- من و امثال من چون از راه پر فراز و نشیبی و با زحمت خودمان آمده ایم، می دانیم سختی چیست، درد چیست، و قطعا فاشیست و فاشیسم را، هم چون دیگر مشکلات و سختی ها پشت سر خواهیم گذاشت.
تبعیض و فقر را فقیر می فهمد و درک می کند نه تو که نفست از جای گرم…
فقر، همه الان خود را فقیر می دانند، در ایران، البته که تعریف فقر از دهه شصت و هفتاد تا الان فرقی نکرده است.
ابتدا از ویدئو بگویم، در زمستان و تابستان این سطلی که کودک در آن نشسته حکم حمام داشت. زمستان که بیرون سرد بود این سطل در یکی از اتاق ها گذاشته می شد و با آبی در حال گرم شدن و یا از قبل گرم شده بود، باید حمام می کردیم، معمولا آخرهای کار هم همیشه آب سرد می شد. در تابستان باز همین سطل در فضای بیرونی خانه که خبری از سیمان و موزاییک نبود و معمولا کف پوشی از خاک داشت، حمام ما می شد. حمام عمومی سالی یک بار، آرزویی بود، آنهم شاید.
این نقطه را در نظر بگیرید، دهه شصت و هفتاد که من در آن بزرگ شدم، از همان کودکی مسئول بودیم، بیشتر اوقات یا به چوپانی می رفتیم، یا از شب تا صبح وظیفه پاسبانی گوسفندانی که در پرچین نزدیک خانه بود را داشتیم. دقیقا هر شب تا صبح دم در پرچین، تو کل تابستان این داستان ادامه داشت.
حالا کسانی که نفس شان از جای گرم در می آید از حقوق من و امثال من می گویند. از تبعیض، یا عدم تبعیض علیه من می گویند.
من خوب می دانم چه چیزی حق من و امثال من است، شما فقط جیب ما را نزن! فقط با افکار فاشیستیت تهدید به مرگ مان نکن، وقتی از آموزش به زبان مادری می گویم، در ذهنت و در آینده، اسلحه برندار و من را مثل یک تروریست نکش.
البته که فاشیست، فاشیست می ماند، اما من و امثال من چون از راه پر فراز و نشیبی و با زحمت خودمان آمده ایم، می دانیم سختی چیست، درد چیست، و قطعا فاشیست و فاشیسم را، هم چون دیگر مشکلات و سختی ها پشت سر خواهیم گذاشت.
نکته ویديو:
ویدیو ساختگی و تنها بازنمایش خاطره ها می باشد و بر گرفته از زندگی واقعی یک فقیر نیست.