بهنظر من مهمترین نقد نواندیشی دینی بر تفکر سنتی نه تنها در حوزه زنان بلکه در همه ی مسائل اجتماعی، به این برمیگردد که نواندیشان دینی احکام متون دینی را تاریخی میدانند اما در تفکر سنتی اینها فراتاریخی و قابل تکرار در همه زمانها هستند. بهعبارت دیگر تفکر سنتی به این معتقد است که حلال و حرامی که در ابتدای ظهور اسلام تعیین شده است برای همه ی زمانها و همه ی مکانها تا ابد، همان است که بود. اکثریت قریب به اتفاق نواندیشان دینی معتقدند شکل و قالب احکام در زمانه و تاریخ خودش عدالتمحور بوده اما به مرور زمان و با تغییر مناسبات اجتماعی در جوامع مختلف بشری، همان قالبها ممکن است به ضد عدالت تبدیل شوند. بدین ترتیب منابع دینی اینک حالتی دو صدایی دارند؛ صدایی به نفع زنان و صدایی علیه آنان و حقوقشان.
بنابراین احکام با حفظ مضمون و جهتگیری محتواییشان میبایست به قالب عدل زمانه ما دربیایند و قابل تغییر و به تعبیر سنتی قابل اجتهاد باشند.
حقخواهی و مساوات طلبی زنان در ایران بیشتر شبیه موج اول جنبش زنان در جهان است یعنی مبارزه با خانهنشینی زنان و نیز فرهنگسازی برای کسب حقوق برابر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و مبارزه برای رسیدن به این مقصود. بنابراین مهمترین و بهعبارتی برجستهترین نیاز و مسئله زنان در ایران امروز، رفع تبعیض در همه ی حوزه هاست و نواندیشان دینی باید به نیازهای فرایند رفع تبعیض و اینکه زن و مرد، هر دو انسانهایی با حقوقی برابر تلقی شوند، پاسخ بدهند.
فمینیسم در کلیت خودش سه موج و جنبش بزرگ داشته و حداقل دارای چهار گرایش برجسته است (فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسی، فمینیسم سوسیال، فمینیسم رادیکال).
البته در جوامع مختلف مذهبی و مشخصاً اسلامی، ما شاهد فمینیسم مذهبی یا فمینیسم اسلامی هم بوده ایم و این تعبیر به تدریج وارد ادبیات فمینیستی در جهان نیز شدهاست. فمینیسم اسلامی معتقد است که باید مفاهیم و آموزههای فمینیستی از درون فرهنگ این جوامع جوانه بزند تا بتواند با اکثریت توده های زن در این کشورها ارتباط برقرارکرده و برای کسب حقوق برابرشان تولید انگیزه کند.
قابل توجه است که نسل یکم فمینیستها در جهان نیز اکثراً پروتستان بوده و حتی با ادبیات مذهبی به چالش با تبعیض علیه زنان میرفتند.
بدین ترتیب در ایران شاید بتوان از نوعی فمینیسم توحیدی سخن گفت که توسط برخی نواندیشان دینی نیز درباره آن بحثهای مفصلی صورت گرفته است. از این منظر این فمینیسم، قابل بازخوانی و الهامگیری از اکثر متون مقدس ادیان بزرگ جهان هم هست.
شاید یک کلمه زن یا زنان برای اشاره به واقعیت متکثر زنان مفید فایده و دقیق نباشد چون در درون زنان نیز ما با تکثر و تفاوت متنوعی روبرو هستیم؛ بهخصوص بهلحاظ طبقاتی، سِنی، مذهبی، قومی، زبانی و بسیاری وجوه دیگر. اما اگر با کمی ساده کردن صورت مسئله بخواهیم بر روی وجه مشترک کلی زنان بهلحاظ جنسیتی توجه کنیم، شاید بتوان پیامهای زیر را مهمترین پیامهای نواندیشی دینی ایران (بهشمول زنان نواندیش دینی) دانست:
الف- زن و مرد بهمثابه شخص نه شییء/ جسم (فمینیسم شخصمحور، نه شییءمحور)
ب- مسئله، انسان است و نه مرد یا زن (فمینیسم انسانمحور)
پ- فرارَوی از خود (فمینیسم جمعمحور، نه فردمحور)
ت- رابطه عاشقانه و نه حذفی (فمینیسم عشقمحور، نه نفرتمحور)
بخشی از نواندیشان دینی که بهطور متمرکز در این حوزه کار کردهاند خواهان مساوات حقوقی کامل بین زن و مرد هستند، ضمن اینکه به تفاوتهای طبیعی و بیولوژیک بین آنها و مسائل مترتب بر آن وقوف دارند. در هر حال نواندیشان دینی برابریخواه هستند و تفاوتهای طبیعی و بیولوژیک بین زنان و مردان را مبنای هیچ تبعیضی نمیدانند. در تجارب موفق بعضی از کشورها نیز که روند مثبتتری درباره حقوق زنان را طی کردهاند، در مراحلی به تبعیض مثبت به نفع زنان نیز عمل شده است مانند تعیین درصدی به عنوان حداقل حضور و نمایندگی زنان در پارلمان و…
متاسفانه باید گفت اکثر نواندیشان دینی نسبت به افراد و تفکرهای مشابهشان در دیگر کشورهای اسلامی شاید دچار نوعی عقبماندگی شدهاند. اما در میان نسلهای جدیدتر نواندیشی دینی، نظرات مترقی بیشتری مشاهده میشود. میتوان گفت نواندیشان دینی بهجز معدود کسانی که در این حوزه کار کردهاند از نیازهای زنان و مطالبات پویش و جنبش متکثر زنان در ایران تا حدی عقب ماندهاند. شاید بتوان گفت تعدادی از نواندیشان دینی، فقط در پسِ زنان حرکت میکنند و در نتیجه بهصورت واکنشی به نیازهای آنها پاسخ میدهند. این پاسخها اما، گرچه مثبت و مترقی است ولی اکثراً موردی است نه روندی و راهبردی.
منبع: ایران فردا
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.