دکتر فریدون خاوند، اقتصاددان و مشاور عالی اقتصادی شورای مدیریت گذار
در اقیانوس اطلس شمالی منطقه وسیعی است میان مجمع الجزایر برمودا، میامی و سن خوآن (پورتوریکو) که «مثلث برمودا» نامیده می شود و شایع است که آب های آن تاکنون شمار زیادی هواپیما و کشتی را در خود فرو کشیده است.
در منطقه دیگری از جهان، که خاورمیانه اش می خوانند، مثلث دیگری شکل گرفته میان تهران و بیروت و دمشق، پایتخت های سه کشور ایران و لبنان و سوریه، که با سقوط مقاومت ناپذیر پول های ملی شان دست به گریبانند.
اگر «مثلث برمودا» به اسطوره بدل شده و هیچ بررسی علمی و عینی حقیقت آن را به اثبات نرسانده، «مثلث بحران ارزی» در خاورمیانه واقعیتی است عریان و در همان حال بسیار تلخ که زندگی ده ها میلیون نفر از مردم سه کشور قربانی آن را به جهنم بدل کرده، و در شرایط کنونی چشم انداز روشنی برای آن دیده نمی شود. به سه رأس این مثلث خاورمیانه ای نگاهی می اندازیم.
تهران
بیستم فرودین ماه ۱۳۹۷، در پایان نشست فوق العاده ستاد اقتصادی دولت برای مدیریت بازار ارز به ریاست حسن روحانی، اسحاق جهانگیری معاون رئیس جمهور اعلام کرد که از این پس دلار آمریکا با نرخ واحد ۴۲۰۰ تومان در اختیار همه فعالان اقتصادی، مسافران، دانشجویان و محققین نیازمند ارز قرار خواهد گرفت و افزود: «فعالان اقتصادی و مردم هیچ دغدغه ای برای تأمین ارزشان با این نرخ نباید داشته باشند». معاون حسن روحانی هنگام اعلام این خبر چنان با اطمینان سخن می گفت که گویی انبارهای بانک مرکزی انباشته از ارز است و به هر تقاضایی در این مورد پاسخ داده خواهد شد.
دو سال و سه ماه بعد از اعلام ارز تک نرخی بر پایه دلار ۴۲۰۰ تومانی، که به «دلار جهانگیری» شهرت یافت، قیمت اسکناس سبز آمریکا از مرز ۲۳ هزار تومان گذشت و تقریبا ۵.۵ برابر شده است. ولی اگر فراتر برویم و مبنای محاسبه خود را سال پایهگذاری جمهوری اسلامی قرار دهیم، نرخ برابری دلار به ریال در چهل و یکسال گذشته بیش از ۳۲۰۰ برابر شده است. نکته جالب آنکه به رغم فروریزی دهشتناک پول ملی ایران، آقای جهانگیری چند روز پیش بار دیگر گفت که: «میزان ذخایر اسکناس ارز در تاریخ بانک مرکزی بیسابقه است».
تاریخ جمهوری اسلامی، از یک جنبه، تاریخ شوک های پی در پی ارزی است. هیچ اقتصادی در جهان، از جمله پیشرفته ترین آنها، از نوسانات ارزی در امان نیست. نرخ برابری میان دلار آمریکا و یوروی اروپایی، دو ارز نیرومند در دو سوی اقیانوس اطلس، همواره دچار تغییر بوده و هست. در پی فروریزی نظام پولی بین المللی بر آمده از کنفرانس ۱۹۴۴ برتون وودز و انعقاد موافقتنامه های جامائیکا در ۱۹۷۶، پول ها عملاً به کالا بدل شده و ارزش آنها در گروی عرضه و تقاضا است.

در بازار جهانی پول، ارزهای ملی بر حسب متغیر های اقتصاد کلان (نرخ رشد، نرخ تورم، بازرگانی خارجی) و یا گاه عوامل سیاسی و ژئوپولیتیک دچار نوسان می شوند و نرخ برابری آنها نسبت به دیگر ارزها بالا و پایین می رود. ولی نوسانات پولی عمدتاً در محدوده ای قابل کنترل قرار دارند و بازیگران عرصه اقتصادی، جز در موراد بسیار استثنایی، از عهده مدیریت آنها بر می آیند. به علاوه نوسان های پولی در اقتصادهای شایسته این نام، یک جانبه نیستند و به صورت دائمی و غیر قابل بازگشت در مسیر فرود یا صعود قرار نمی گیرند.
در جمهوری اسلامی اما پول ملی کشور در چهار دهه گذشته به جای آنکه از فراز و نشیب نوسان های عادی عبور کند، با شوک های پی در پی فرو ریخته و همه شاخص های اقتصاد کلان را در یک آشفتگی غیرقابل توصیف فرو برده است. در اقتصادی که نرخ برابری پول آن نسبت به دلار آمریکا طی دو سال و سه ماه (از اواخر فروردین ۹۷ تا نیمه تیر ماه ۹۹) به کمتر از یک پنجم آنچه بود سقوط می کند، سنگ روی سنگ بند نمی شود. تولید ملی، قیمت ها، بازرگانی خارجی، پس انداز مردم، سبد مصرف خانوار، هزینه برخورداری از یک سر پناه، طرح ریزی آینده در سطوح ملی و فردی… ، همه و همه در ابهام و سردرگمی فرو می روند
تاراج اصلی منابع ارزی ایران در کجا اتفاق می افتد؟
در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان شهروندان عادی از نرخ برابری پول ملی شان نسبت به دیگر پول ها بی خبرند و اصولاً بازار ارز در دلمشغولی های روزمره آنها جایی ندارد، بخش بزرگی از شهروندان ایرانی از بد حادثه در تب دلار می سوزند. و نه تنها دلار: حتی رینگیت مالزی، روپیه پاکستان، بات تایلند، منات آذربایجان، درام ارمنستان، لاری گرجستان… بیش از بیش مورد توجه آنهاست تا شاید راهی برای کسب در آمد پیدا کنند، و یا با دست آویختن در این ارزش های عجیب و غریب، جلوی سقوط پس اندازشان را بگیرند.
تنها پولی که ایرانیان از آن میگریزند، پول ملیشان است که دیگر نمیتواند وظایف اصلیاش را به عنوان ابزار مبادله، وسیله سنجش ارزشها و نیز مایه پسانداز (به تعویق انداختن مصرف) انجام بدهد. به بیان دیگر ایرانیها سالهاست که دیگر به پول ملیشان اعتماد ندارند. آنها در ذهنشان با دلار محاسبه میکنند، بهای کالاهای مصرفیشان در ارتباط تنگاتنگ با نوسانات اسکناس سبز آمریکا افزایش مییابد، و بر پایه ارزیابی منابع جمهوری اسلامی، مقادیر قابل ملاحظهای ارز معادل سی تا چهل میلیارد دلار در خانه نگهداری میکنند.
همچنین چرخ فعالیت شمار زیادی از واحدهای تولیدی کشور و محاسبات آنها بر پایه نرخ کنونی و انتظاری دلار میچرخد. کوتاه سخن آنکه اقتصاد و به تبع آن جامعه ایرانی به سختی دلارزده شده و کشور در عمل استقلال پولی خود را از دست داده است.
این سرنوشت بسیار شگفت نظامی است که، برای اثبات اقتدار خود، بر نفوذش در «چهار پایتخت» (بیروت، بغداد، دمشق و صنعا) تأکید میکند، حال آنکه در درون کشور مهمترین نماد حاکمیت و قدرت را که پول ملی باشد، از دست داده است.
بیروت
بیروت پایتخت کشوری است که کمتر از ۴۰ روز دیگر صدمین سال زایش خود را برگزار میکند. در واقع اول سپتامبر ۱۹۲۰ بود که این سرزمین به ابتکار فرانسه زیر عنوان لبنان بزرگ از سوریه جدا شد، در مرزهای کنونی خود بر ویرانههای امپراتوری عثمانی شکل گرفت، و در سال ۱۹۴۳ به استقلال رسید. این سالروزی است بسیار تلخ برای لبنان که یکی از نومیدانهترین روزهای تاریخ کوتاه ولی پرفراز و نشیب خود را از سر میگذارند، و آینده آن بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام است.
در کشوری با یک نظام سیاسی بسیار پیچیده و عمدتاً فاسد، انباشته از کشمکشهای مذهبی و گرفتار دخالت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، حدود ۴۰ درصد جمعیت به دلیل از نفس افتادن چرخ فعالیت اقتصادی در کام بیکاری فرو رفته است.
با توجه به گسترش فقر که حتی بخشی از طبقه متوسط را در بر گرفته، شمار روز افزونی از لبنانیها به خروج از کشور و تبعید اختیاری به عنوان تنها راه نجات روی آوردهاند. این بحران ریشههای گوناگون دارد، از بیثباتی سیاسی گرفته تا پیامدهای اقتصادی ناشی از تنشهای منطقهای، به ویژه خشکیده شدن منابع خارجی (مهاجران لبنانی، قدرتهای ثروتمند منطقهای، توریسم…) که ارز در شریانهای اقتصادی لبنان تزریق میکردند.

بدین سان در این کشور، که زمانی سوئیس خاورمیانه لقب گرفته بود، سقوط غیر قابل مقاومت پول ملی همزمان با بحران نظام بانکی به آشکارترین جلوه فاجعه اقتصادی بدل شده است. در واقع ماههاست که پوند لبنانی در سراشیب سقوط افتاده، و در شرایط کنونی معلوم نیست فرو غلطیدن باز هم بیشتر آن تا کی ادامه پیدا کند.
از سال ۱۹۹۷ میلادی به این سو، نرخ برابری اسکناس سبز آمریکا به پول ملی بر پایه هر دلار معادل ۱۵۰۷.۵ پوند لبنانی تعیین شده است. تأکید بر این نکته ضروری است که در کنار پوند لبنان، استفاده از دلار هم تقریباً همیشه در لبنان رواج داشته، تا جایی که بخشی از کالاها و خدمات (از جمله اجاره مسکن) با ارز خرید و فروش میشود و بخش قابل ملاحظهای از پسانداز مردم در بانکها، البته تا پیش از بحران کنونی، به دلار انجام میگرفت.
ولی از ماه اوت گذشته به این سو ارزش پول ملی لبنان در بازار آزاد با شتاب از نرخ رسمی دور شد، آنچنانکه در حال حاضر به حدود ۱۰ هزار پوند لبنانی برای هر دلار افزایش یافته که بیش از ۶.۵ برابر قیمت رسمی است. همزمان بانکهای لبنان بازپرداخت سپردههای ارزی مردم را به شدت محدود کرده و شمار زیادی از پساندازکنندگان، «دلار باخته» شدهاند.
هجوم مالباختگان لبنانی به بانکها برای نجات سپردههای ارزیشان، و ضجه و فریاد و التماس آنها، در رسانههای محلی و بینالمللی انعکاسی گسترده یافت، زیرا سخن بر سر کشوری است که بانکهایش در روزگاری نه چندان دور هم برای مهاجران ثروتمند این کشور در غرب و هم برای شیوخ عرب منطقه خلیج فارس، نقش گاو صندوقی بسیار امن را ایفا میکردند.
پیامد محتوم سقوط پول ملی لبنان، اوجگیری شدید تورم به خصوص برای مواد غذایی، و فرو رفتن بخش روز افزونی از مردم به زیر خط فقر است. ولی وضع میتواند بدتر از آنی بشود که امروز هست. بر پایه گزارشی که به تازگی از سوی «بانک آو آمریکا» منتشر شده، ممکن است تا پایان سال جاری ارزش هر دلار آمریکا به ۴۶ هزار پوند لبنانی افزایش یابد. به بیان دیگر، این خطر وجود دارد که ارزش دلار نسبت به هر واحد پول ملی لبنان تا ۲۲۲۳ درصد ارزش رسمی آن (۱۵۰۷.۵ پوند برای هر دلار) اوج بگیرد.

در این شرایط دستیابی لبنان به ارز خارجی دشوارتر شده است. کاهش ارسال ارز از سوی انبوه مهاجران لبنانی به کشورشان شدت گرفته است. از سوی دیگر کمکهای ارزی ایران به شیعیان لبنان نیز به دلیل فشار شدید تحریم بر جمهوری اسلامی بهگونهای محسوس کمتر شده است. دیگر قدرتهای منطقهای به ویژه عربستان سعودی نیز اعطای اعتبار به لبنان را به انجام تغییرات سیاسی در این کشور در راستای منافع خود مشروط کردهاند. باقی میماند صندوق بینالمللی پول که از ماهها پیش گفتوگوهای فشردهای را برای اعطای اعتبار مالی به لبنان آغاز کرده، ولی فرجام این گفتوگوها موکول به انجام یک سلسله اصلاحات اقتصادی مورد نظر این نهاد است که، در شرایط کنونی لبنان، اجرای آنها اگر غیرممکن نباشد، دستکم بسیار دشوار است.
صندوق بینالمللی پول از لبنان میخواهد دستگاه اداری و نظام اقتصادی خود را از زیر سلطه اقلیتهای مذهبی و گروهبندیهای سیاسی وابسته به آنها، بیرون بیاورد. در واقع بوروکراسی و اقتصاد لبنان متکی بر تیولداری است و قدرتهای با نفوذ بر آمده از تقسیمبندیهای مذهبی، دستگاههای گوناگون تولیدی و خدماتی را دراین کشور زیر سلطه خود دارند، از تأمین آب گرفته تا توزیع برق و جمعآوری زباله. همچنین شمار بسیار زیادی از مبادی گمرکی زیر کنترل گروهبندیهای سیاسی-نظامی وابسته به جریان های مذهبی است.
حزبالله لبنان، مهمترین گروه سیاسی-نظامی است که شماری زیادی از مبادی گمرکی را در بندر و فرودگاه بیروت و نیز در مرز با سوریه زیر کنترل دارد. در این شرایط منابع مالی به دست آمده از حقوق گمرکی کالاهای وارداتی به جای آنکه به خزانه دولت ریخته شود، نصیب حزبالله و دیگر گروههای سیاسی-نظامی مشود. دیوانسالاری بی در و پیکر دولتی نیز، که بخش بسیار بزرگی از منابع کشور را میبلعد، در اختیار همین گروههاست که پستها را میان خود تقسیم کرده و استخدامها را در انحصار خود دارند. آیا این مراکز قدرت، و به ویژه نیرومندترین آنها، حزبالله، اجازه خواهند داد لبنان به یک کشور واقعی بدل شد؟
دمشق
سوریه، سومین رأس «مثلث بحران ارزی»، در پی یک جنگ داخلی ۹ ساله که بیش از ۴۰۰ هزار قربانی گرفت و نیمی از مردم این کشور را آواره کرد، با نرخ بیکاری ۴۰ درصدی و جمعیتی که ۸۰ درصد آن در فقر غوطهور است، یک فاجعه عظیم را از سر میگذراند. در این کشور نیز سقوط ارزش پول ملی، یکی از آشکارترین مظاهر انحطاط اقتصادی است.
در فاصله ژوئن ۲۰۱۹ تا ژوئن ۲۰۲۰، نرخ برابری پوند سوریه به دلار آمریکا ۳۶۰ درصد سقوط کرد و ارزش هر دلار آمریکا در بازار آزاد ارز این کشور به بالای ۳۰۰۰ پوند سوریه رسید، حال آنکه نرخ رسمی دلار در سوریه حدود تنها ۷۰۰ پوند سوریه بود. با جهش ارز، بهای کالاهای مورد نیاز اولیه از جمله مواد غذایی به شدت اوج گرفته، تا سطحی که حتی در دوره جنگ داخلی بیسابقه بود.

نکته بسیار مهم آنکه در مناطق زیر کنترل ترکیه در شمال سوریه، لیره ترک جای پوند سوری را گرفته و این جابهجایی، به دلیل سقوط ارزش پول ملی سوریه، با استقبال مثبت مردم این مناطق روبهرو شده است. هماکنون در ادلب و دیگر سرزمینهایی که زیر کنترل ارتش ترکیه قرار دارند، مردم در مبادلات عادی خود از لیره ترکیه استفاده میکنند.
«اقدام قیصر»؛ مخمصه حکومت سوریه و متحدانش
در حال حاضر همه شرایط لازم برای سقوط باز هم بیشتر پول ملی سوریه فراهم است. قانون تحریم اقتصادی سوریه از سوی آمریکا، موسوم به «اقدام قیصر»، شش ماه پس از تصویب آن از سوی کنگره آمریکا، ۱۷ ژوئن گذشته در سوریه به اجرا گذاشته شد.
«قیصر» نام یک عکاس نظامی سوری است که در سال ۲۰۱۳ با حدود پنج هزار عکس از بدنهای مثلهشده زندانیان بشار اسد به غرب گریخت و در افشای جنایات علیه مخالفان نظام دمشق نقش مؤثری ایفا کرد. «اقدام قیصر»، همانند تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی در راستای «فشار حداکثری»، نه تنها شخصیتها و نهادهای سوری را در رابطه با برخی فعالیتها مجازات میکند، بلکه شرکتها و اشخاص غیرسوری را نیز که با نظام دمشق همکاری کنند، هدف میگیرد.
شماری از کشورهای عربی خاورمیانه، از جمله لبنان، امارات متحده عربی و مصر، که با سوریه مبادلات بازرگانی دارند، از تحریمهای مندرج در «اقدام قیصر» به شدت آسیب میبینند. ایران نیز که چشم به بازار سوریه دوخته، طبعاً از «اقدام قیصر» زیان میبیند.
منبع: رادیو فردا