پایان عصر کلاسیک سیاست ورزی

ما در ایران با چند فقدان ویژه روبرو هستیم؛ فقدان دانش مبارزاتی؛ فقدان و یا بحران نمایندگی اقشار و طبقات اجتماعی؛ فقدان ساختار و فقدان افق

حمید آصفی

اگر فعلا معضل کرونا را در پاورقی قرار دهیم! باید بدانیم که جهان وارد عصر پسا صنعتی و ساختار فوردیسم و انبوهی تولید جهانی؛ سپری شده است و دوران جدید؛ دوران“دیجیتال شدن سرمایه‌داری و تمدن جدید”، است و جهان با سرعتی سرسام آور در حال تغییر و لاجرم بسیاری از پارادایم های فکری ‏به موزه تاریخ اندیشه سپرده شده‌ و خواهند شد!

آیا مقولاتی چون استقلال و موازنه منفی، قادر ‏به راهبرد توسعه متوازن؛ عدالتخواه؛ دانش بنیان هست؟ به نظر می‌آید که این مقولات برای نسلی از تاریخ دوستان اصحاب کهفی که فقط با دنده عقب میخواهند به جلو حرکت کنند! یک سرگرمی و ورزش فکری برای خودشان هستند اما هیچ قفل و گره ای در اندیشه آنان باز نخواهد کرد و در سیاست ورزی این دوران؛ آن ذخایر اندوخته شده تاریخی؛ به کارشان نخواهد آمد زیرا مقولات فکری آنان امری پیش پا افتاده هستند!

راه دور نرویم و با نگاهی به حاکمان جمهوری اسلامی خواهیم دید که هم استقلال دارند و هم در کار موازنه منفی متبحرند! اما کدام توسعه؛ آزادی؛ دموکراسی؛ عدالت و تسخیر بخشی از اقتصاد جهانی را بدست آورده است؟ کلاسیک های تاریخ زده به زعم خود در خماری اندوخته های تاریخی؛ بدنبال شکار دشمنان تاریخی و هلاکت نظری آنان هستند و فقط نیز یک الگو حکمرانی را در تاریخ معاصر بلدند اما از فرط تکرار آن الگوی ارزشمند که از سرمایه های تاریخی این کشور است؛ تاکنون هیچ استخراج استراتژیک سیاسی در توشه تلاش های خود ندارند و از شدت عقب ماندگی سیاسی_فکری؛ با دنده عقب ولی به جلو خیره هستند! و تا بیایند دنده را عوض کنند اصل ماشین دمده و از کار افتاده شده!

ولی نیروهای جدیدی با تبحر ویژه و فهم دارایی تاریخی ملت ایران؛ راه های نوعی را مطرح می‌کنند و کلاسیک های ضد اپوزیسیونی! و منقوش شده به تاریخ که تصور میکنند بهتر از دیگران میفهمند و نیز انحصار درک تاریخ معاصر را از آن خود میدانند؛ عرصه عمومی را به نسل جدید کامل باخته اند!…به تولید اندیشه در حوزه اقتصاد سیاسی؛ اقتصاد توسعه؛ تنظیم روابط کشور در جهانی که همه چیز آن جهانی شده است؛ و باید هر جریان سیاست ورز ملی آن را بفهمد و ترجمه ای توده ای و ملی بکند؛ متآسفانه با فقر نظری و فقدان دانش روبرو هستند.

بیشتر بخوانید: صفحه اندیشه و نظر 
فقدان دانش مبارزه

ما در ایران با چند فقدان ویژه روبرو هستیم؛ فقدان دانش مبارزاتی؛ فقدان و یا بحران نمایندگی اقشار و طبقات اجتماعی؛ فقدان ساختار و فقدان افق! این چهار عنصر عامل هرگونه تحول معنا دار سیاسی_اجتماعی است. بت وارگی و تاریخ زدگی برخی از نحله های سیاسی کهن! نخواهد توانست مانع بالندگی نسل ملی جوان؛ با هوش و تیزبینی که فضای جامعه مدنی؛ حضور و مبارزات آنان عامل فائق آمدن بر آن چهار فقدان یا بحران میتواند باشد؛ شوند! زیرا خود را با تبدیل کردن به اپوزیسیون این نسل؛ بیشتر به قهقرای سیاسی خواهند برد! در این زمینه اگر آسوده سری بود و یا در یک مهتابی شبی!؛ باز هم بیشتر خواهم نوشت.

منبع: کانال تلگرام حمید آصفی

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»