ما هم مانند گوهر عشقی عکس ستارهایمان را بر قلب می فشاریم و خواهان مجازات عاملین و آمرین این همه ظلم و بیداد هستیم
عفت گوهری، عضو کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت گذار
مادران در همه جا با مهر و عشق بدون انتظار و بی توقع شناخته می شوند. مادران ایرانی اما در چهل و اندی سال گذشته با انواع ستمها و بی رحمی های نظامی روبرو شده اند که ادعای بودن بهشت زیر پای مادران را دارد، اما زندگی را برای آنان پر از ترس، انتظار و نگرانی کرده است.
مادران انتظار داشتند که کنار فرزند کوچک خود، شاهد رشد و بالندگی او باشند اما در زندانها و سیاه چالهای رژیم از دیدار و بوییدن و بوسیدن فرزند محروم ماندند، مثل نرگس محمدی، نسرین ستوده و خیل عظیم مادران زندانی که فرزندشان از آغوش پرمهر آنان بی بهره ماندند.
مادران انتظار داشتند که فرزندشان از زندگی بهره ببرد، اما باید برای ملاقاتش به در زندانها می رفتند و یا خبر اعدام او را می شنیدند، مثل همه مادران زندانیان و کشتگان توسط این رژیم، مادران خاوران، مادران پارک لاله و…
مادران انتظار داشتند که فرزندشان که از خانه بیرون می رود بدنبال زندگی و تحقق آرزوهایش باشد نه اینکه ضرب گلوله ای او را از پای در آورد و یا بدست گشت ارشاد بیفتد، مثل مادر ندا آقاسلطان، مادر پویا بختیاری، مادر رامین حسین پناهی و همه مادرانی که قلب را در مشت گرفتند و به در چشم دوختند.
این مادران برای فرزندشان بجز “زندگی” دیگر هیچ سهمی نمی خواستند. این مادران هنوز چشم براه و منتظرند، تا کی؟ این شام تاریک کی سحر می شود؟ کی مادران می توانند بدون دغدغه و هراس از جان فرزند، با خاطری آسوده سر به بالین بگذارند؟
دیکتاتورها ممکن است بتوانند مادران را از فرزند دلبندشان به روشهای گوناگون دور کنند و یا جان آنان را بگیرند، اما هرگز نخواهند توانست آتش کینه و خشمی را که دردلها افروخته اند، خاموش کنند. تا روز دادخواهی و پاسخگویی به این همه رنج و درد ما هم مانند گوهر عشقی عکس ستارهایمان را بر قلب می فشاریم و خواهان مجازات عاملین و آمرین این همه ظلم و بیداد هستیم.