تهیه شده در کمیسیون منتخب کارگروه گفتمان و استراتژی
مجموعه حکومتی
شکست ایدئولوژیک حکومت
انقلاب اسلامی با قرائتی ایدئولوژیک و انقلابی از اسلام به پیروزی رسید، ولی حکومت برآمده از این انقلاب وجوه دیگری راهم به این قرائت اضافه کرد، وجوهی چون اسلام فقاهتی، ولایت فقیه به صورت مرشد کامل صفویه، عناصری وام گرفته از فاشیسم و مارکسیسم و درمواردی هم اضافه کردن ملیگرایی و ناسیونالیسم. مخلوط کردن این عناصر ناهمگون در تئوری نظام جمهوری اسلامی از آن موجود منحصر به فردی ساخت که درمقاطع مختلف برای انسجام درونی حکومت و بسیج مردم در پشتیبانی از حکومت به کارآمده، اما اکنون در شرایطی قرار گرفته که تقریبا تمام وجوه این تئوری رنگ باخته است. مهمترین دلیل این شکست هم بحران ناکارآمدی نظام و درواقع شکست تئوری حکومت درعمل است. نظامهای ایدئولوژیک که معمولا به صورت نظامهایی تمامیتگرا (totalitarian) ظاهر میشوند، وقتی به سراغ جراحی در تئوریهای بنیانی خود میروند، چسب ایدئولوژیک آنها باز شده و دچار فروپاشی میشوند. مدل چین استثناء است و به همین دلیل هم وقتی نیروهائی در درون نظام سعی کردند به سراغ مدلی مثل چین بروند با مخالفت دفتر سیاسی سپاه مواجه شدند. این دفتر در تحلیلی جامع برای رهبری به درستی مطرح کرد که باز کردن درهای مملکت و رفتن به سراغ اقتصاد آزاد به سبک چین، حکومت جمهوری اسلامی را به سرنوشت حکومت شوروی و فروپاشی دچار میکند نه سرنوشت چین. به همین دلیل هم سپاهیها با تمام توان کوشیدند که راه آشتی با غرب و عادی سازی روابط با آن را ببندند و نگذارند که آمریکا ستیزی و نابودی اسرائیل محوری از سیاست خارجی جمهوری اسلامی نباشد. بنابراین حکومت چارهای جز راه بردن قطار کهنه تئوری خود روی همان ریلهای زنگ زده ندارد. دراین مسیرهم ناچار است هزینه ریزش از حکومت را با بستهتر کردن دایره خودیها و جایگزین کردن ریزشها با عناصری جوانتر ولی فاسدتر و مطیعتر والبته بیلیاقتتر، بپردازد. همان روندی که در به اصطلاح انتخابات اخیر مجلس شاهد آن بودیم.
شکست نیروهای اصلاح طلب درون و بیرون حکومت
از دوم خرداد۷۶ گفتمان اصلاح طلبی به گفتمان غالب در فضای سیاسی کشور تبدیل شد. این دیسکورس براین پایه استوار بود که با تغییر توازن قوا در حکومت و تغییر سیاست ها می توان به سمت “مردم سالاری” و حتا تغییر ساختارنظام پیش رفت. با وجود برخی دستاوردها اصلاح طلبی از جنبش ۸۸ به بعد تماما خصلت حکومتی یافت و به عنوان یک گفتمان بویژه پس از خیزش ابان کاملا شکست خورده است. اصلاح طلبان نیز دیگر نقشی در حیات سیاسی کشور ندارند و حتا به نظر می رسد هسته اصلی قدرت نظام دیگر به وجود اصلاح طلبان حکومتی برای چهره آرائی و بعنوان سپر دفاعی نیز نیازی نمی بینند.
بحران اقتصاد کشور
اقتصاد ایران در این روزها آن چنان بحرانی است و با چنان دشواری های سترگی دست و پنچه نرم می کند که کار تحلیل میان مدت آن نیز شاید امکان پذیر نباشد. دشواری های ساختاری افتصاد ایران، وجود بنیادها و سازمان های قدرتمند و غیر شفاف، تحریم های بین المللی، انزوای روزافزون و ادامه سیاست انزوای سیاسی و اقتصادی را می توان در زمره مشکلات اساسی اقتصاد ایران برشمرد. به اینها، بحران بودجه کشور، پایین آمدن کم سابقه بیست درصدی بهای نفت در روزهای اخیر، افزایش نجومی نقدینگی و رشد تورم و بحران ویروس کرونا که هم اکنون در جریان است و ابعاد تاثیر آن بر اقتصاد کشور هنوز ناممکن است از یک سو و ناتوانی همه ارگان های حکومت از سوی دیگر، همه بحرانی را رقم می زنند که گذر از آن برای حکومت ناممکن می نماید.
اشاره ای خلاصه وار به دشواری های درازمدت و نهادینه شده تنها برای یاری به درک شرایط امروز اقتصاد ایران است. هر یک از نکته های زیر بررسی جداگانه ای نیاز دارد.
- درک از اقتصاد ملی به عنوان اقتصادی جدا از اقتصاد جهانی
“اقتصاد ملی” از سوی حکومت همواره خود را در عدم وابستگی و حتی عدم پیوستگی به اقتصاد جهانی و یا اقتصاد دیگر کشورها تعریف کرده است. در این راستا، همواره تلاش بر تولید ملی تمام زنجیره تولید کالا از مواد خام تا بازار بوده است. نتیجه این سیاست عقب ماندن از فناوری جهانی و اختراع دوباره هر چرخ با کیفیت بسیار پایین تر، نبود رقابت در بازار و ایجاد انحصارهای ملی، تولید انبود کالاهای صنعتی بنجل و شکست در صادرات صنعتی بود. - تسلط سپاه پاسداران، بنیادهای مذهبی و ارگان های زیر نظر دفتر علی خامنه ای بر اقتصاد ایران
سپاه پاسداران، بزرگترین نیروی رانت خوار کشور است. از مجلس هفتم به بعد همواره سپاه نفوذ خود را بر مجلس و دولت بیش از پیش گسترش داده و اکنون به گونه سازمانی نظامی-جنایی با ساختار شبه مافیایی در همه عرصه های اقتصاد کلان کشور چون راه سازی، سد سازی، مخابرات، نفت و گاز، صنایع نظامی، حتی ساختن مترو، واردات و صادرات و بسیار عرصه های دیگر حضور دارد.
از فعالیت بنیادهای بزرگ مذهبی، ستاد اجرای فرمان امام، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و مشابه آمار قابل اعتمادی در دست نیست و تنها اخبار و اظهارات جسته و گریخته قابل تردید بیان می شوند. آستان قدس بیش از ۷۰ شرکت و موسسه فعال را در صنایعی از جمله داروسازی، غذایی، نساجی و فرش، عمرانی و ساختمانی، کشاورزی و دامپروری، نفت و گاز، فنآوری اطلاعات، مالی اقتصادی و سرمایه گذاری را در اختیار دارد.
بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی بزرگترین نهاد اقتصادی غیردولتی ایران است و در کنار مدیریت بنیاد علوی، مالکیت ۱۸۵ شرکت را در قالب ۱۰ هولدینگ را نیز برعهده دارد.
ستاد اجرای فرمان امام مالک ۵۰ شرکت بزرگ در زمینه های نفت، گاز و پتروشیمی، کشاورزی، صنعت، معدن، دارو و ساختمان است و مدیرین بنیاد برکت را نیز دارد.
هیچ گونه شفافیتی از فعالیت اقتصادی این ارگان ها وجود ندارد و آنها زیر نظر دفتر علی خامنه ای و یا گماشتگان او اداره می شوند. دولت نه نظارتی بر آنها دارد و نه تاکنون از فعالیت آنها و میزان درآمدهای آنها گزارشی ارائه داده است. از این رو، آمار موجود تنها بر اساس تخمین ها و گردآوری های سالهاست.
- عدم استقلال بانک مرکزی در تعیین سیاست پولی کشور
استقلال بانک مرکزی از دولت اکنون چند دهه است در کشورهای بسیاری به کار گرفته می شود و هدف آن حفظ تعادل اقتصادی، مالی و قیمت هاست. - دزدی های کلان باندها، سران و وابستگان به حکومت
رقم های عجیب و غریب نجومی دزدی های باندها ورانت خواران حکومتی را نیز باید به عواملی افزود که نه تنها لطمه سنگین اقتصادی به کشور می زنند بلکه باعث رشد گسترده بی اعتمادی به نظام بانکی و فساد بیشتر در جامعه می شوند. - بازگشت ایران به لیست سیاه FATF
با پایان مهلت تعیین شده از سوی FATF ایران در کنار کره شمالی به این لیست سیاه افزوده شد. جمهوری اسلامی نمی خواهد به این پیمان مقابله با پول شویی بپیوندد. بازگشت ایران به این لیست به این مفهوم است که شرکتها و بانکهایی که هنوز با ایران روابط مالی و تجاری دارند باز هم محدودیتهای بیشتری روبرو خواهند بود و اگر هم در چارچوبی کشورهای دوست جمهوری اسلامی می توانستند با ایران رابطه بانکی داشته باشند، دیگر این کار امکان نخواهد داشت.
- زیان سنگین ویروس کرونا به اقتصاد ایران
هنوز امکان تخمین زیان های ناشی از گسترش بیماری کرونا براقتصاد ایران میسر نیست. اما شک نیست که این پاندومی لطمه سنگینی به اقتصاد و بنگاه های اقتصادی ایران وارد می آورد. ابعاد و پیامدهای سیاسی ان بسته به شدت گسترش بیماری هنوز روشن نیست. - مجموعه این مفاسد و نابخردی ها دهها سال است که اقتصاد ایران را فلج ساخته و ثروت های عظیم کشور را بر باد داده و یا به جیب باندهای حکومتی ریخته است. دخالت در کشورهای دیگر و حمایت از گروه های تروریستی کشورهای همسایه نیز هزینه ای هنگفت، خلاف مصالح ملی و تشنج زا را به اقتصاد کشور تحمیل می سازد.
مشکلات بزرگ محیط زیستی
- عدم شرکت فعال در تلاش های جهانی برای تدوین سیاست های جلوگیری از گرمایش زمین
- نبود سیاست داخلی برای کاهش گازهای گلخانه ای، ادامه تولید انرژی های کثیف (زغال سنگ، گاز و نفت)
- غارت آب های زیرزمینی و اجرای پروژه های ماجراجویانه چون سدسازی بدون مطالعه،
- کوتاهی در ایجاد زیرساخت های لازم برای کنترل سیلاب ها و ذخیره سازی آب ها
- نبود برنامه جامع برای پیش گیری از بحران آب در آینده
- نبود هیچ گونه برنامه مقابله با آفت های طبیعی چون مقابله با هجوم ملخ ها
- آلودگی خطرناک هوای شهرهای بزرگ، افزایش شتابنده ریزگردها و به خطر افتادن سلامت مردم
- از میان بردن جنگل ها برای منافع اقتصادی باندهای حکومتی
- ادامه نابودی گونه های جانوری و گیاهی در کشور
از میان مشکلات بزرگ محیط زیستی برشمرده دومشکل هوا و آب از همه عمدهتر و فراگیرتر است. این دو دو مشکل به صورتی میلیونی، فقیرو غنی را دربر گرفته و با تبعات گستردهای که دارد، ارکان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران را متاثر ساخته و همگان را ناراضی کرده است. جمهوری اسلامی برای این معضلات هم راهحلی ندارد. حل مشکلات محیط زیستی هم به سرعت به دیوارههای تنگ ساختار و سیاستهای داخلی وخارجی نظام برخورد میکند. پارهای از این مشکلات مثل مسئله ریزگردها نیازمند همکاریهای منطقه ای و یاری جهانی است، اما با انزوای بیسابقه جمهوری اسلامی دردنیا، عملا راه را براین گونه همکاریها وجلب حمایت جهانی بسته است
مشکلات بزرگ اجتماعی
وجود میلیونها حاشیه نشین شهرهای بزرگ، بروز ناامنی، اعتیاد گسترده، کودکان کار، کاهش سن زنان کارگر جنسی و افزایش تعداد آنها و دهها معضل دیگر در ایران ایجاد شده است. درست است که ریشه بسیاری از این نابسامانیها در اقتصاد بیمار کشور است، اما بخشی از این مشکلات هم به طور اخص ناشی از ساختار حکومت و فساد سران آن و سرداران سپاه است و بخشی هم ریشه در باورهای فرهنگی و دستورالعملهای دینی این حکومت دارد. دست داشتن سپاه پاسداران و باندهای حکومتی در احتکار، قاچاق و بازار سیاه و ایجاد ساختارهای شبه مافیایی بر مشکلات اجتماعی نیز افزوده است. دراین جاهم امید اصلاح و حل مشکل توسط حکومت عبث است، چون بازهم به سرعت به دیوارههای تنگ تئوری و ساختار نظام برخورد میکند. کوشش سازمانهای مردمنهاد هم اگرچه درخور تحسین وستایش است، اما نسبت به حجم مشکلات ایجاد شده، قطرهای درمقابل دریا است.
مشکلات فرهنگی
اساس مشکلات فرهنگی متکی است بر مواجهه جامعهای مدرن به خصوص طبقه متوسط آن با حاکمیت و موازینی دینی و قرون وسطایی. طی دهه ها حکومت اسلامی از طریق شبکه های دولتی، نظام آموزشی، نهادهای حوزوی، رسانه ها و ارگان های تبلیغی و خلق دهها موسسه ریز و درشت فرهنگی و اختصاص بخش مهمی از منابع ملی سعی کرده است که فرهنگی حکومتی در ابعاد مختلف هنری، علمی، تاریخی و حتی روشهای زندگی را به مردم تحمیل نماید. مقاومت جانانه مردم در مقابل این تمامیتگرایی فرهنگی به صورت صحنه مبارزه روزانهای در کشور درآمده که مقابله با حجاب اجباری یا ممنوعیت ماهواره تنها دو نمونه از دهها درگیری روزانه مردم باید محسوب شود. در این بخش هم حکومت نمیتواند راه آشتی با مردم را در پیش بگیرد، چراکه قدرت خودش را در تحمیل فرهنگ و روش زندگی بازتولید میکند و عقب نشینی از آنها به اقتدار و تسلطش بر مردم صدمه میزند. درپارهای موارد مثل ماهواره سرانجام ناچار از عقب نشینی شد، ولی تدبیر دیگری اندیشید و با تاسیس چند تلویزون ماهوارهای و یا نفوذ در برخی دیگر کوشید تا در این عقبنشینی کنترل صحنه را از دست ندهد. همین کار را به نوعی دیگر با اینترنت کرده است.
تقابل با جامعه جهانی
سیاست خارجی جمهوری اسلامی کماکان در تقابل کامل و اشکار با منافع ملی مردم ایران و بر مبنائی ایدئولوژیک و در راستای تامین منافع باندهای حکومتی تدوین می شود. سیاست ضد ملی ایجاد هلال شیعی و ایجاد گروه های تروریست دست نشانده در تمام کشورهای منطقه: لبنان، سوریه، عراق، یمن و افغانستان با صرف میلیاردها دلار از ثروت ملی ایرانیان پیش برده شده و با ما جراجوئی و تشنج افرینی و پیشبرد جنگ های نیابتی سرنوشت کشور را با مخاطرات مهلکی مواجه کرده است. این سیاست و مداخله گری ها با اعتراض و مقابله گسترده مردم عراق و لبنان ونیز با مشکلات جدی در سوریه روبرو شده است. این وضعیت پیوند و همسوئی بیش از پیش مبارزه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و سیاست هایش را با مبارزات مردم منطقه به نمایش می گذارد. حکومت اسلامی با ادامه آمریکا ستیزی، دشمنی با اسرائیل، دخالت در کشورهای خاورمیانه، پیش برد جنگ های نیابتی در کشورهای دیگر و حمایت از تروریسم، بیش از همیشه در مقابل جامعه جهانی قرار گرفته و کشور را به سوی انزوای کامل می برد. اعمال فشار بین المللی برای قطع دخالتگری های جمهوری اسلامی در منطقه وعدم حمایت از گروه های تروریستی در کشورهای همسایه همسو و همراستا با خواست مردم ایران برای پایان دادن به این سیاست های ضد ملی است. از دیگر پیامدهای به شدت زیانبار سیاست خارجی جمهوری اسلامی زیرپا نهادن منافع ملی ایران است از طریق باج دادن به کشورها و قدرت های دیگر برای جلب حمایت آنها از سیاست خارجی حکومت در پهنه جهانی مانند امتیازهای خائنانه ای که به روسیه و چین داده شده است. همچنین از پیامدهای مخرب دیگر سیاست های نظام تحمیل هزینه های نجومی به کشور برای دور زدن تحریم های بین المللی را می توان ذکر کرد.
مردم و جامعه
درنگاهی کلی و عمومی تقابل های مردم با حکومت و هنجارهای یک حکومت دینی، فاسد و ناکارآمد در همه ابعاد ان گسترش و ژرفش یافت و در بسیاری موارد خصلت بارز سیاسی و رادیکال به خود گرفت. قبل از شیوع بیماری کرونا شاهد افزایش چشمگیر اعتراضات و اعتصابات در میان کارگران، مزد بگیران، کامیون داران، معلمان و دانشجویان بودیم. پس از وقفه ای طولانی بخشی از دانشجویان پس از سرنگونی هواپیمای اکراینی بسیار تعرضی وبا خشم علیه نظام و رهبری آن به میدان آمدند و موفقیت نسبی حکومت برای بسیج ناسیونالیستی بخشی ازمردم پس از کشته شدن قاسم سلیمانی را نقش برآب کردند. اشکال مختلف بروز شهامت مدنی و مخالفت علنی با کل نظام که از جمله خود را در اعتراض علیه تحمیل حجاب و بیانیه هائی چهارده امضائی علیه علی خامنه ای و کل نظام نمود یافتند از موارد دارای اهمیت سیاسی بودند. رویدادهای مهمی چون خیزش آبان، به عنوان خیزش تهیدستان و بخشی از اقشار میانی که در ادامه اعتراضات و جنبش های قبلی به وقوع پیوست و کلیت نظام و رهبری آن را مستقیما هدف قرار داد، پیروزی جنبش بایکوت انتخابات نمایشی و نیز شکست تلاش حکومت در بسیج سالگرد انقلاب همچنین پیامدهای سرنگونی هواپیمای اکراینی همه نمایانگر این امر بودند که پایگاه اجتماعی نظام محدود و به شدت لاغر شده و اکثریت بالائی از جامعه کلیت این نظام را نفی می کنند. اکنون دیگر خواست گذر ازنظام به گفتمان غالب در سپهر سیاسی و همچنین به خواست اکثریت جامعه در ایران تبدیل شده است.