ادبیات جنسیت زده و آزارهای آنلاین زنان

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

آتنا عضو کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت گذار

یکی از مناسبات ناعادلانه در فرهنگ و جامعه بشری تحکم فرهنگ مردسالار و ادبیات عامه ی جنسیت زده است. برقرار بودن این فرهنگ عامه و مردسالار شاید در تمامی کشورها برای زنان ملموس و قابل درک باشد. یا اگر در شرایط مساوی یک مرد و یک زن مشغول به کاری باشند و تولید محصول و محتوا کنند، قضاوت در مورد مردان دقیقا با نوع کار آن شخص سنجیده می شود نه با  جنسیت و مسائل شخصی آنها. اما این موضوع در مورد زنان دقیقا برعکس است و نحوه ی بررسی فعالیت زنان براساس معیار جنسیتی و شخصیت یک زن صورت می گیرد که شامل قضاوت کردن او در زمینه ی زندگی شخصی، سن، تیپ، صورت و ارتباطات آن زن خواهد شد.

به این معنی که زن بودن فرد در اولویت راستی آزمایی فعالیتی هست که انجام داده و چه بسا بسیار هم در آن راستا موفق بوده باشد.
شاید نبود ساز و کار درستی در تعریف مناسبات اجتماعی و انطباق آن با فعالیت زنان در جامعه باعث شده که به یک زن،  اول به چشم زن بودن و در مرحله بعد به عنوان یک کنشگر، فعال و هرعنوان دیگری نگاه کنند.

از این جهت پرداختن به این مسائل مهم به نظر می آید.

برای مطالعه در این زمینه صفحه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت را ببینید

 

در این بین شاید پرداختن به فعالیت زنان در بستر جامعه ایران قدری محوری تر بوده و جای کار بیشتری دارد چون به هر روی در کشورهای توسعه یافته به سبب قوانین محکم شاید چارچوب های درست تعریف شده و با فرهنگ سازی مداوم این نوع دید هم رفته رفته اصلاح شود.

اما مسئله آنجایی مورد بحث اکثرفعالین زن قرار می گیرد که مردان ایرانی حتی در کشورهای توسعه یافته و بعضا دارای مناصب اجتماعی و ضد حکومتی ایران، هم همچنان درگیر نگاه جنسیت زده و شخصی به زنان هستند.

چیزی که مخاطب  زن ایرانی را در دوره کنونی شگفت زده می کند همین است که زن باشی، کنشگر و فعال مدنی باشی، به خاطر آرمان و عقیده ات در ایران به مشکلات قضایی خورده باشی و یا مهاجرت کنی، ولی اگر نظری داشته باشی اول از جنبه جنسیتی قضاوت خواهی شد.

اینکه فعال زن اگر بتواند در فضای مجازی تولید محتوا و پیشنهاد کند همواره مورد اهانت و آزار آزارگران آنلاین قرار می گیرد، اول از جنبه های ظاهری و خانوادگی قضاوت خواهد شد، و بعد از آن صدایش شنیده می شود. گویی صدای زن در جامعه ایرانی در هاله ای از کامنت های شخصی افراد مختلف پنهان شده و باید راهی طولانی تر از فعالین مرد را طی کند.

چه بسیارند زنان شجاع و دغدغه مند که با قضاوت های ناعادلانه و بیجا دست از فعالیت برداشتند و باز هم چه بسیارند زنانی که جانانه مورد آماج حملات سایبری و واقعی حکومت قرار گرفته و ناامید نشدند.

وقتی از ادبیات جنسیت زده ی مخاطب (حتی خود زنان برعلیه هم) صحبت می کنیم بدین معنی است که اگر برای رساندن عمق رذالت یک زن وابسته به حکومت از ادبیات جنسیت زده استفاده کردیم راه را برای فعالیت برعلیه جمهوری اسلامی اشتباه رفته ایم.

اینکه با این حرکات به آن فرد، در ذهن مخاطب تمثال قربانی ساخته ایم و کاش آن ها را به سبب خیانت ها و فعالیت هایشان برعلیه مردم قضاوت و معرفی می کردیم تا ظاهر و نوع پوشش و ارتباطاتشان چون دراصل ما خواستار مدل تکامل یافته ای از حکومت و رسانه ها بعد از براندازی هستیم. شیوه مبارزه برعلیه حکومت های زن ستیز شاید کمی سخت تر از انواع دیگر باشد. لذا آگاهی از چارچوب درست در این زمینه مستلزم نگاه فرا جنسی و باز  به این موضوع است.

به احترام تمام زنان و به احترام زنانی که از پای ننشسته و به این ایمان دارند که:

«انقلاب آینده در دستان زنان قدرتمند شکل خواهد گرفت»

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram