نامه اعتراضی جمعی از ایرانیان به دبیرکل سازمان ملل متحد در باره تفاهم نامه کلی ایران و چین

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

اول مهرماه ۱۳۹۹ (برابر با بیست و دوم سپتامبر 2020)

 حضور دبیر کل محترم جناب آقای آنتونیو گوترش

سازمان ملل متحد

مقر نیویورک، S-3800

نیویورک، NY 10017

موضوع: تفاهم نامه مشارکت استراتژیک مورد مذاکره بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین

جناب آقای دبیرکل گرامی،

در حالی که جامعه بین المللی در حال آماده شدن برای برگزاری هفتاد و پنجمین جلسه مجمع عمومی است، ما (امضاء کنندگان زیر) تقاضا داریم مراتب نگرانی عمیق مان از شنیدن خبر مذاکرات مربوط به تفاهم نامه جامع مشارکت استراتژیک بین دول جمهوری اسلامی ایران و چین به ثبت برسد. مذاکرات مربوط به این قرارداد در اوائل سال ۲۰۱۶، پس از دیدار پرزیدنت شی جین پینگ، آغاز شد و طی آن دو کشور متعهد شدند “فصل تازه” ای را در روابط دوجانبه شروع کنند.

ایرانیان به طور تاریخی ثابت کرده اند که با سمت گیری و تمایل بیش از حد به یکی از قدرت های بزرگ مخالفند. به همین سبب جای تعجبی نیست که افشای اخیر درباره برخی از جزئیات بد قرارداد پیشنهادی بین ایران و چین موجب عکس العمل های شدید نسبت به آن در داخل ایران شده است. شایع ترین ابراز نگرانی در حساب های کاربران شبکه های مجازی در ایران این است که جمهوری اسلامی در حال فروش کشور به چین است. منتقدان همچنین به طور مکرر این قرارداد پیشنهادی را با قرارداد ننگین ترکمانچای که طی آن ایران در سال ۱۸۲۸ سرزمین های وسیعی را به روسیه واگذار کرد مقایسه می کنند.

در واقع، آخرین باری که یک دولت حاکم در ایران قراردادی را در نظر داشت که در آن قدرت حاکمیت ملی در معرض خدشه قرار داشت، قرارداد ۱۹۱۹ بین ایران و انگلستان بود. در حالی که قرارداد مذکور بلافاصله پس از جنگ جهانی اول و در شرایط خرابی های وسیع ناشی از آن مطمح نظر قرار گرفته بود و دامنه آن به هیچ وجه با ابعاد وسیع قرارداد مشارکت استراتژیک حاضر قابل مقایسه نیست، اما شدت اعتراضات مردمی علیه آن قرارداد، دولت وقت را به طور کامل به رها کردن موضوع آن قرارداد مجبور کرد.

بیش از یک قرن مفاهیمی مانند موازین اخلاقی در زمینه دیپلماسی به شیوه ای همواره صادقانه و در دید عموم، یا لزوم انعقاد معاهدات بین المللی از طریق میثاقهای علنی که طی روندی علنی منعقد شده اند، به عنوان موازین مورد پذیرش اعضای جامعه بین المللی در زمینه روابط بین الملل شناخته شده اند. اما علیرغم این که تفاهم نامه مورد نظر بین ایران و چین تبعات زیادی برای ایرانیان خواهد داشت، جمهوری اسلامی قاطعانه به دور از شفافیت عمل کرده است و با ادامه کار بر روی این تفاهم نامه به شیوه ای مشمئز کننده، خواسته های مشروع ایرانیان را نادیده می انگارد و موجب تضییع حقوق غیرقابل انکار شهروندانش می شود.

ما این را وظیفه جمعی خود می دانیم که صدا و خواسته های ملت ایران را که نسبت به تفاهم نامه مشارکت استراتژیک مورد مذاکره بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین بسیار ناخرسند هستند، بلند به گوش جهانیان برسانیم. آرزوی جدی ملت ایران ساده است: آرزوی زندگی آزادانه در سرزمین مادری خود، زیر آفتاب سرزمین خود، و تلاش برای پیشرفت کشورشان به دور از یوغ زشت فساد داخلی یا استثمار خارجی.

ما به جای لعن تاریکی پیرامون جزئیات غیرشفاف این توافق نامه دهشتناک، عمیقاً از مسئولیت خویش آگاهیم و شمعی را روشن می کنیم تا خطرات زیادی را که در صورت پیشبرد توافق مذکور با چین متوجه ایران خواهد شد در مقابل دیدگان همه قرار دهیم. ما از صمیم قلب امیدواریم که اعضای جامعه بین المللی به آرمان های مشروع ملت ایران پشت نکنند، بلکه درعوض تصمیم خود را در اعلام همبستگی با عزم جزم ایرانیان اعلام کنند.

حرکت اخیر حکومت ایران برای آسایش و شکوفائی آینده ایران شدیداً خسارت بار خواهد بود. نیت جمهوری اسلامی از دنبال کردن چنین توافقی، محکم کردن سلطه اش بر اقتصاد و در دست داشتن زمام سیاسی در ایران است. حتی اطلاعات کم موجود در باره این تفاهم نامه مشارکت استراتژیک آشکار می سازد که جمهوری اسلامی قصد دارد تهران را از نظر سیاسی به پکن وابسته کند و چین را در ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران عمیقاً جای دهد. پیشبرد چنین تفاهمی به این معنا خواهد بود که با بستن دست کشور، حاکمیت سیاسی و اقتصادی آن را به شدت محدود خواهد کرد.

معضل اساسی این است که جمهوری اسلامی همواره ایران را نه به عنوان یک کشور، بلکه به عنوان یک وسیله رسیدن به اهداف، اشتباه گرفته است. رژیم از بدو تأسیس آن در بیش از چهار دهه پیش، به طور مستمر در حمایت از آسایش شهروندان خود ناکام مانده است و به طور سیستماتیک منابع کشور را در پی دستیابی به اهداف ژئواستراتژی غیرمسئولانه به هدر داده است. بنابه این جهت ما اطمینان داریم که حرکت فعلی تهران برای ایجاد روابط ویژه با پکن با همان انگیزه های غیرمسئولانه صورت پذیرفته و منابع ملت ایران را تابع مطامع خود رژیم می سازد. حتی اگر سابقه رژیم ایران و رویه های گذشته این حکومت را نادیده بگیریم، ساده انگارانه خواهد بود اگر بپنداریم که تهران یارای ایستادگی در برابر زیاده خواهی های پکن را داشته باشد.

عدم تعادل بین اقتصاد ایران و چین، به همراه فشار اقتصادی و سیاسی بی سابقه ای که در حال حاضر روی ایران است، مانع از آن خواهد بود تا جمهوری اسلامی بتواند در مذاکره بر سر توافقی منصفانه، متوازن یا عادلانه، از اهرم لازم برخوردار باشد. حداقل قضیه این است که ایران مجبور به فروش کالاهای خود به ثمن بخس خواهد بود، و(همان گونه که در تفاهم نامه آمده) با اعطای حق اولویت به چین برای (پذیرش یا) رد مناقصات در مورد تمامی پروژه های زیربنایی آتی، کمرش خم می شود.

متعهد شدن به یک توافق الزام آور طویل المدت یا در سینی گذاشتن موقعیت های بی شمار یک کشور در زمینه طیف وسیعی از پروژه های زیربنائی در تمامی زمینه های اقتصادی، بر خلاف منافع شایسته هر کشور در حال توسعه ای است که بخواهد رشد و شکوفائی پایدار را پایه گذاری کند. تفاهم نامه کلی افشاء شده، فهرست بسیار بلندبالائی از تعهدات مالی، حقوقی، فنی و امنیتی را نشان می دهد و از بیش از یکصد پروژه اقتصادی آتی که حیاتی ترین زیربناهای ایران را در بر می گیرد نام می برد. با توجه به باتلاق سوء مدیریت و سوء رفتار مسئولان در صورت نهائی شدن توافق، تعهدات ناشی از آن به احتمال بسیار همچون سرطان حاکمیت اقتصادی و تمامیت ارضی ایران را به مخاطره خواهد انداخت. به عبارت دیگر، تعهدات مندرج در توافق، ایران را در صورت تاخیر در بازپرداخت دیون مربوط به پروژه های مذکور، در معرض خطر از دست دادن زیربناهای حیاتی یا (بخشی از) سرزمین خود قرار خواهد داد.

بنابراین به دور از وجدان است که منافع و آزمندی های توخالی رژیم ایران را با آرمانهای بلند مدت یا رفاه شهروندانش اشتباه بگیریم یا درهم آمیزیم. چنین توافقی منجر به معامله ای اهریمنی خواهد شد که به طرزی غیرقابل جبران آرزوهای دیرینه مردم را خفه می کند، دارائی آنان را خواهد ربود و سعادت ایرانی ها را تا نسل های آینده به بند خواهد کشید.

با توجه به شکاف عمیقی که بین اهداف جمهوری اسلامی و آرمانهای اصیل ایرانیان وجود دارد و با توجه به این واقعیت که یک مجلس ضعیف در ایران به نحو شایسته توافق نهایی را مورد مداقه و تصویب قرار نخواهد داد، از چین باید خواسته شود تا از تمسک به اصل اوفوا بالعقود برای التزام ایران به توافق ۲۵ ساله آتی خودداری کند. در غیر این صورت، هرگونه امتیاز نامعقول اعطاء شده از سوی رژیم ایران به چین برای نهائی سازی تفاهم نامه مشارکت استراتژیک، باید به عنوان ثمره فاسد یک درخت مسموم تلقی شود.

در مقابل، رژیم جمهوری اسلامی با امتناع کامل از صیانت استقلال غیرقابل انکار ایران یا حقوق سلب ناپذیر ملت ایران، و با عمل بر خلاف حدود تعیین شده در قانون اساسی خود، به گونه ای مشمئز کننده که تقابل آن با اصول اساسی حاکمیت دموکراتیک را نشان می دهد عمل کرده است. تنها راهی که جمهوری اسلامی می تواند به جبران نقیصه عدم توجه به رضایت آگاهانه ملت ایران اقدام کند، منوط کردن توافق مورد نظر به تائید عموم مردم از طریق یک رفراندوم ملی است. در صورت عدم موافقت با چنین رویه هایی برای تصویب عمومی، جمهوری اسلامی فاقد اختیار حاکمیتی لازم خواهد بود و عملاً نمی تواند ملت ایران، فرزندان آنان و فرزندان فرزندان آنان را به توافقی اختناق آور موسوم به مشارکت استراتژیک متعهد کند.

جهت سهولت دسترسی حضرتعالی، اطلاعات بیشتر پیش زمینه را به پیوست تقدیم کرده ایم.

با تقدیم احترامات فائقه

امضاها:

(به ترتیب حروف الفباء فارسی)

پروفسور تورج اتابکی (استاد بازنشسته دانشگاه لایدن)
پروفسور ماشاالله آجودانی (مورخ)
آقای ایرج احرابی فرد
آقای علی احساسی (نماینده مجلس کانادا)
خانم خاطره آذرفر (شرکت اریکسون)
دکتر کمال آذری (فعال اقتصادی)
آقای مهرداد آرین نژاد (فعال مدنی)
خانم ویکتوریا آزاد (نماینده اسبق شورای شهر گوتنبرگ)
آقای منصور اسانلو (رئیس سندیکای کارگری)
خانم هاله اسفندیاری (پژوهشگر)
دکتر حامد اسماعیلیون (نویسنده)
آقای فرامرز اصلانی (هنرمند، خواننده)
خانم شهره آغداشلو (هنرمند، بازیگر)
آقای غلامرضا افخمی (مدیر بنیاد مطالعات ایران)
خانم مهناز افخمی (بنیانگزار و مدیر سازمان بین‌المللی زنان برای آموزش و مشارکت)
خانم نازنین افشارجم (فعال حقوق بشر)
آقای داریوش اقبالی (هنرمند، بنیانگزار بنیاد آئینه)
خانم نسرین الماسی (خبرنگار)
پروفسور کامران امین (استاد دانشگاه میشیگان)
آقای بابک امینی (موسیقی دان)
آقای عبدالرضا انصاری (فرماندار و وزیر کار پیش از انقلاب)
خانم نازنین انصاری (سردبیر کیهان لندن)
دکتر نینا انصاری (نویسنده)
آقای مرتضی انوری (مدیر برنامه ریزی و استراتژی ارتش آمریکا)
آقای شهریار آهی (سخنگوی شورای مدیریت گذار)
خانم لیلی بازرگان (روزنامه نگار)
آقای احمد باطبی (روزنامه نگار)
پروفسور شائول بخاش (استاد بازنشسته دانشگاه جورج میسون)
خانم رودی بختیار (مجری تلویزیون)
آقای مهران براتی (تحلیل گر روابط بین الملل)
آقای مرتضی برجسته (موسیقی دان، خواننده)
پروفسور مهرزاد بروجردی (دانشگاه ویرجینیا تک)
خانم لادن برومند (بنیاد برومند)
پروفسور علی بنوعزیزی (استاد بوستون کالج)
خانم نازنین بنیادی (هنرمند، بازیگر)
آقای رامین پرهام (نویسنده)
آقای ایرج پزشک زاد (نویسنده و دیپلمات بلند پایه پیش از انقلاب)
آقای بابک پیامی (کارگردان)
پروفسور نیره توحیدی (استاد دانشگاه دولتی کالیفرنیا)
خانم هایده توکلی (حزب مشروطه خواه ایران)پروفسور محمد توکلی طرقی (استاد دانشگاه تورنتو)
آقای ایرج جاوید
آقای ماز جبرانی (هنرمند)
پروفسور رامین جهانبگلو (استاد دانشگاه او پی جیندال گلوبال)
آقای ابراهیم حامدی (ابی، هنرمند، خواننده)
خانم مهشید حامدی برومند
پروفسور هوشنگ حسن یاری (استاد بازنشسته کالج نظامی سلطنتی کانادا)
آقای جواد خادم (وزیر مسکن و شهرسازی پیش از انقلاب)
آقای هادی خرسندی (هنرمند، نویسنده و شاعر)
دکتر شهرام خلدی (استاد دانشگاه واترلو)
آقای کامران خوانساری نیا (اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران)
خانم سپیده خوشنویس
آقای نادر درمنی (فعال مدنی و اقتصادی)
آقای جیمی دلشاد (شهردار اسبق بورلی هیلز)
دکتر کوین راد (پزشک)
آقای احمد رافت (روزنامه نگار)
پروفسور جلیل روشن دل (استاد دانشگاه کارولینای شرقی)
آقای حسن زرهی (سردبیر و نویسنده)
پروفسور فرخ زندی (استاد دانشگاه یورک)
آقای محسن سازگارا (مدیر موسسه مطالعات ایران معاصر)
آقای آرش سبحانی (هنرمند، موسیقی دان)
آقای اسفندیار ستاری (معاون سابق وزیز آموزش و پرورش)
خانم ستاره سعیدی (مدیر موسسه هارمونی استرینگ)
خانم شاپرک شجری زاده (فعال حقوق بانوان)
آقای حسن شریعتمداری (رئیس شورای مدیریت گذار)
آقای شهاب شباهنگ (سخنگوی کانون حقوقدانان ایران)
خانم دریا صفائی (نماینده پارلمان بلژیک)
آقای پرویز صیاد (هنرمند، بازیگر و نویسنده)
آقای محمد علی طاهری
پروفسور شهلا عبقری (فعال حقوق بانوان)
آقای مصطفی عزیزی (فیلمساز)
آقای عباس علاقبندیان (فعال اقتصادی)
پروفسور کاظم علمداری (استاد بازنشسته دانشگاه دولتی کالیفرنیا)
دریادار محمد فارسی
آقای مایک فراهانی
خانم جونی فرمانفرمایان
خانم مرجان فکی
دکتر هادی قائمی (مدیر کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران)
خانم مهر انگیز کار (حقوقدان و فعال حقوق بشر)
پروفسور کاظم کردوانی (استاد بازنشسته)
آقای نیک آهنگ کوثر (خبرنگار محیط زیست)
پروفسور ارسلان کهنموئی پور (استاد دانشگاه تورنتو)
آقای غلامرضا گلسرخی
دکتر امیر حسین گنج بخش (موسسه بهداشت ملی)
دکتر منوچهر گنجی (وزیر آموزش و پرورش پیش از انقلاب)
خانم شاران لباریدکتر علیداد مافی نظام (مدیر شورای غرب آسیا)
دکتر مجید محمدی (جامعه شناس)
پروفسور فریبرز مختاری (استاد بازنشسته)
آقای بیژن مرتضوی (هنرمند، موسیقی دان)
دکتر رضا مریدی (نماینده سابق پارلمان انتاریو)
خانم شهره مشکین قلم (هنرمند)
پروفسور هایده مغیثی (استاد بازنشسته دانشگاه یورک)
پروفسور حسن منصور (استاد دانشکده تحصلات تکمیلی پاریس)
پروفسور علی اکبر مهدی (استاد بازنشسته دانشگاه اوهایو وسلین)
آقای بیژن مهر (خبرگزاری جبهه ملی ایران)
خانم شکوه میرزادگی (نویسنده)
آقای علی میرفطروس (نویسنده و پژوهشگر)
آقای علیرضا نادر (بنیاد دفاع از دمکراسی)
آقای شاهین نجفی (هنرمند، موسیقی دان)
آقای فرهاد نصیرخانی (خلبان و سرگرد نیروی هوائی)
دکتر آذر نفیسی (نویسنده)
آقای امید نوری پور (نماینده پارلمان آلمان)
آقای علیرضا نوری زاده (روزنامه نگار)
دکتر اسماعیل نوری علا (سخنگوی جنبش سکولار دموکراسی ایران)
خانم پرتو نوری علا (نویسنده)
پروفسور علی نیری (فیزیکدان، موسسه مطالعات فیزیک کوانتوم)
آقای مجتبی واحدی (روزنامه نگار)
آقای ژرژ هارونیان (شورای فدراسیون یهودیان لس آنجلس)
پروفسور نادر هاشمی (استاد دانشگاه دنور)
پروفسور عطا هودشتیان (استاد دانشگاه یو ام ای اف سوئیس)
آقای دیوید یزدان (جراح مغز و اعصاب)
آقای منوچهر یزدیان

رونوشت:

کلی کرافت، نماینده دائم ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل

نیکلاس دو ریویر، نماینده دائم فرانسه در سازمان ملل

ژانگ جون، نماینده دائم جمهوری خلق چین در سازمان ملل

واسیلی نبنزیا، نماینده دائم فدراسیون روسیه در سازمان ملل

باربارا وودوارد، نماینده دائم انگلیس در سازمان ملل

پیوست: اطلاعات پیش زمینه

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram