باارزش انگاشتن سنتها، تقدس سازی از نهاد خانواده و فرزندآوری برای بقای نسل انسان، از دیگر دلایل اعمال تبعیض علیه جامعه رنگین کمانی است.
ال جی بی تی اصطلاحی است برای اشاره به افرادی که گرایش جنسی و هویت جنسی به غیر از دگرجنسگرایی دارند و شامل همجنسگرایی مردانه، همجنسگرایی زنانه، دوجنسگرایی و تراجنسیتی میشود. با این حال جامعه رنگین کمانی (LGBTQ) فقط به این گرایشها محدود نیست و دامنه وسیعتری از گرایشها اعم از کوئیر، بیناجنسی و بیجنسگرایی را هم پوشش میدهد.
در این نوشتار از برخی از اعضای کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای گذار، سه سوال بصورت کتبی در رابطه با جامعه رنگین کمانیها پرسیدهایم و نظراتشان را در زیر ملاحظه می کنید.
۱. به نظر شما چرا موضوع جامعه رنگین کمانی هنوز در ایران جا نیافتاده؟
آتنا: جامعه ایران سالهاست که در سایه مذهب و عرف وابسته به آن زیست میکند و طبق چیزی که از دین طی سالیان آموخته، اینگونه روابط را خلاف مذهب دانسته و نسبت به آن گارد دارد. اما چیزی که طی این سالها توانسته به عنوان فرهنگ ال جی بی تی کیو در ایران جا باز کند گستره و فراوانی مواردیست که بعضا عدم مدیریت آن منجر به معضلات اجتماعی شده و برای افرادی که از خانواده ی رنگین کمانی هستند، مشکل ایجاد کرده است. اینکه این موضوع ابتدا توسط جامعه به عنوان یک دلیل علمی نه یک نقص و عیب، پذیرفته شود و با فعالیت گروههای مردم نهاد و شبکههای مردمی فرهنگ سازی آن صورت گیرد، زمینه ساز رشد فرهنگ پذیرش خانواده رنگین کمانی در کشور خواهد شد.
دیوید اعتباری: مانند همه چیز دیگر؛ نظام مذهبی خود محور و تبعیض آمیز که تفاوتها را خطری برای خود میشناسد و البته عدم آگاهی.
س.آگرین: قطعا دین و قوانین دینی در این زمینه نقش مهمی ایفا میکنند اما به نظر من این تمام ماجرا نیست. امروزه شاهد هستیم که با وجود تلاشهای بسیار اما در کشورهای سکولار هم هنوز مشکلات جامعه رنگین کمانی، به طور کامل رفع نشده است. با ارزش انگاشتن سنتها، تقدس سازی از نهاد خانواده و فرزندآوری برای بقای نسل انسان(!)، از دیگر دلایل اعمال تبعیض علیه جامعه رنگین کمانی است. باید سنتها را بازنگری کرد و این امر را پذیرفت که سنتها مقدس نیستند و قابل اصلاح هستند. این مایه شرم است که با وجود حدود ۸ میلیارد جمعیت انسان روی کره زمین، هنوز عدهای نگران بقای نسل انسان هستند و به دلیل این نگرانی بیهوده، لذت یک زندگی آزاد را از دیگران سلب میکنند.
شاپرک شجریزاده: فقر فرهنگی و عدم اطلاع رسانی ناشی از ساختار مذهبی و سنتی جامعه و از همه مهمتر تبلیغات منفی و اطلاعات نادرست ساختار قدرت حاکم حکومتی که قوانینش بر پایه دین اسلام بنا شده، قوانینی که حتی حق حیات را از همجنسگرایان گرفته است. بر پایه همین باور مذهبی، افرادی که گرایش جنسی متفاوت دارند تشویق و مجبور به تغییر جنسیت و تغییر هویت جنسیشان میشوند که خود یکی از نمونههای بارز نقض حقوق بشر نسبت به همجنسگرایان است.
شبنم شجریزاده: از نظر من به خاطر کمبود آگاهی و نبود آموزش درست هست؛ در جوامع سنتی و مذهبی با آموزههای اکثرا مذهبی پذیرش مسائل روز همیشه با مخالفت و سرکوب روبه رو میشود. بالطبع برای مقابله با این سرکوب باید آگاهی داده شود. صحبت کردن بیشتر در مورد این مسائل و به روز کردن سطوح آموزشی از سنین کم یکی از این راه حلها میباشد.
عفت گوهری: ادیان از جمله اسلام، همجنسگرایی را نوعی انحراف میدانند که موجب فساد و تباهی در جامعه میشود. فرهنگ عمومی جامعه ایران هم متاسفانه هنوز همجنسگرایی و گرایشاتی غیر از دگرجنسخواهی را گناه و جرم میداند. باید امیدوار بود زمانی که در ایران حکومتی سکولار و بر مبنای احترام به حقوق بشر ایجاد شد، قوانین شرعی که خشونت و تبعیض علیه همجنسگرایان را قانونی اعلام میکنند، لغو شوند.
کوثر فتاحی: نخست، ساختار حکومتی ایران ساختاری کاملا مذهبی است و قوانین حاکم بر جامعه نه بر اساس حقوق بشر که برگرفته از قوانینی آسمانی و در نتیجه غیر قابل تغییرند. به جز گرایش جنسی دگرجنسگرا که به عنوان گرایش جنسی نرمال در جامعه ایران تعریف شدە است، گرایش جنسی دیگری را نه تنها به رسمیت نمیشناسند؛ بلکه آن را بیماری، انحراف و یا حتی گناه میدانند. از اینرو و بدنبال همین نگرش متاسفانه احکام سنگینی از شلاق تا اعدام برای این افراد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شده است. دوما، مسائل جنسی در ایران هنوز به مانند تابویی است که نه بحث و نه تحقیق دربارهشان امکان پذیر نیست. نه در سیستم آموزشی، نه در رسانهها و نه در مطبوعات، کوچکترین آگاهی در این زمینهها داده نمیشود. از سوی دیگر تنها ارتباط جنسی شناخته شده از سوی سیستم حکومتی و فرهنگی که به دنبال خود، تکثیر و پرورش میدهد، ارتباط جنسی بین زن و مرد است که حاصل آن تولید مثل و فرزندآوری میباشد.
از طرفی دیگر فرهنگ و سنتهای حاکم بر جامعه، که سنتی کاملا بیگانه با مفاهیم مدرن و اصطلاحا در مغایرت با هرگونه آزادیهای فردی است، حتی در مقابل حقوق اولیه انسانی قد علم کرده است. بدیهی است که تقلا در پیچ و تاب گذار از سنت به مدرنیته راه را برای این مقصود بس دشوار کرده است.
گلاله شرفکندی: هنجارهای اجتماعی یا نرمها را میتوان به عنوان نوعی قوانین نانوشته تعریف کرد که میتوانند از انتظارات مردم یا بندهای نوشته قانون سرچشمه گرفته باشند. اینکه چه رفتاری نرم و هنجار است تعریفش از یک جامعه به جامعه دیگر فرق میکند. در هر جامعهایی هم هنجارهای خوب و هم نرمهای نامناسب میتواند وجود داشته باشد. در ایران مبنای قانون از شرع میاید که در آن آدمها فقط در چهارچوب تعریف شرع در یک قالب خاص تعریف میشوند. این حق که هر کسی خود انتخاب کند، که چگونه زندگی کند، چه کسی میخواهد باشد یا هویت خود را چگونه تعریف کند، به واسطه قانون در ایران محدود میشود. دیدگاە سنتی هم به یک سری قالبهای قدیمی شدیدا عادت کردەاست.
وقتی از هویت جنسی صحبت میکنیم باید در نظر بگیریم که تعریف ما از هویت جنسی مرتب به روز میشود و در این زمینه هر روز به دانش ما افزوده میشود و ما شاهد تحولات زیادی در قوانین همه کشورهای دنیا در این راستا هستیم.
هویت جنسی یک طیفی از گوناگونی را شامل میشود و این با آنچه به طور معمول در جوامع بسته از صفر و یک، یعنی زن و مرد، تشکیل میشد متفاوت است. سیستمهای مذهبی و بسته انعطاف یا قدرت هماهنگ شدن بسیار محدودی دارند. متاسفانه مجازاتهای قرون وسطایی جمهوری اسلامی هم مزید بر علت شدە و شرایط را برای همه آنهایی که تعریف متفاوتی از هویت جنسی خود دارند غیرقابل تحمل و غیرقابل قبول میسازد. سیستم جمهوری اسلامی هیچ امکانی برای حق انتخاب انسان ها را به رسمیت نمیشناسد.
۲. با توجه به اینکه رفع تبعیض علیه رنگین کمانیها، نیازمند تغییر نگرش جامعه و قوانین کشور میباشد، چه راهکارهایی برای تغییر نگرش جامعه پیشنهاد میکنید؟
دیوید اعتباری: تغییر نظام، آگاهی دادن و تشکیل کمپین
شاپرک شجریزاده: فرهنگسازی در فضای عمومی و فضای مجازی، تشکیل جلسات و کلاسهای آموزشی برای دادن اطلاعات درست علمی و حقوق بشری، پذیرش و دوستی و نزدیکی با افراد جامعه رنگین کمانی.
عفت گوهری: درست است که تغییر باید در قوانین کشور ایجاد شود و هیچ کس نباید بخاطر گرایش جنسیاش مورد پیگرد و مجازات قانونی قرار بگیرد، اما نمیتوان منتظر تغییر حکومت برای تغییر قوانین شد. تغییر را باید از درون خانهها آغاز کرد. با صحبت و آگاهی بخشی باید فرهنگ و اخلاق جامعه را شکل داد. باید اصل تساوی انسانها با هر گرایش جنسیتی مبنای رفتار انسانها با هم قرار بگیرد. باید یاد بگیریم که با هر کس که با ما در زمینه ای (از جمله گرایش جنسی) متفاوت است، با رواداری و احترام رفتار کنیم.
کوثر فتاحی: از آنجایی که وظیفه هر حکومتی، نقد رفتاری است که موجب تحقیر، ستم و آزار جنسی یک گروه اجتماعی میشود و تلاش در عادیسازی و پذیرش جامعه رنگین کمانی که با استفاده از ابزار قانون، رسانه و بستر سازی امکان پذیر است، از جمله اقدامات اولیه حاکمیت به شمار می آید. بنابراین گام نخست و نقش اصلی برعهده حکومتی است که باید پایبند به اصول حقوق بشر بوده و کاملا سکولار باشد. به همین دلیل است که برای رفع تبعیض در ایران، راهی جز گذار از جمهوری اسلامی در دست نیست. گذاری که نه به معنای پایان کار بلکه بیانگر آغاز فعالیتهای آگاه گرانه است؛ برای برقراری جامعهای که متعلق به همه افراد آن جامعه با هر گرایش، زبان، نژاد، مذهب و … باشد. اگرچه نقش حکومت در این رابطه حائز اهمیت است اما تمام ماجرا نیست. نقش کنشگران فعال جامعه را نباید فراموش کرد. تلاش برای عادیسازی و درک درست از تفاوت انسانها از راه روشنگری جامعه و باز تعریف درست از جامعه رنگین کمانی از اقدامات الزامی است. نقشها و گرایشات جنسی باید به شیوه درست باز تعریف شده و از قالب و چارچوب نادرست تعیین شده، خارج شوند.
گلاله شرفکندی: در این رابطه بسیار مهم است که به هر دو بعد توجه داشته باشیم. یکی لزوم تغییر قوانین آن جامعه که تنها راە عملی شدنش مستلزم گذار کامل از سیستم جمهوری اسلامی است و دیگری آماده کردن ذهن جامعه برای تعریف دوباره از نرمها و پذیرش انسانها همانگونه که هستند. به رسمیت شناختن حق انتخاب انسانی و انعطاف برای بروز کردن و هماهنگ شدن و آموختن. قبول تفاوتها به تنهایی کافی نیست؛ اگرچه شرط لازم و برای جامعه ایرانی یک قدم بسیار بزرگ است. عادیسازی تفاوتها کار بسیار گسترده، عمیق و همه جانبهای را میطلبد. حتی در کشورهایی با سیستم بسیار بازتر از ایران هم عادیسازی راه طولانی را در پیش دارد.
۳. اگر متوجه شوید که فرزند، دوست یا یکی از نزدیکان شما خود را متعلق به جامعه رنگین کمانی میداند، عکسالعمل شما چیست؟
آتنا: اگر متوجه تفاوت هویت جنسی یکی از عزیزانم میشدم قطعا تحقیق و بررسی درباره خانواده رنگین کمانیها را در اولویت تصمیمگیریهایم قرار میدادم. اینکه بدانم هیچ تفاوتی بین من و او نیست و باید از قضاوت و برخوردهای احساسی نسنجیده دوری کنم که مسلما، رفتار نادرست تبعات بیشتری بر روح و روان عزیزانم دارد. باید این آرامش را به او منتقل کرد که همانند همه ما، خیلی عادی زندگی شخصی و هویت جنسی خود را داشته باشد .
دیوید اعتباری: فرقی برایم نمیکند و همین را در صورت لزوم تاکید میکنم و میگویم. اگر نیاز به حمایت داشت، روی من میتواند حساب کند.
س.آگرین: به او خواهم گفت: «همه ما فقط یک بار زندگی میکنیم و این یک بار را باید با احساس رضایت و در آزادی زندگی کنیم. هویت تو هر طور که باشد، علاقه من به تو فرقی نخواهد داشت».
شاپرک شجریزاده: با توجه به اینکه افراد جامعه رنگین کمانی از تبعیض مضاعف رنج میبرند، سعی میکنم نقش حمایتی بیشتری در رابطهام داشته باشم و در مبارزه برای «خود بودن» در تمامی مراحل کنارش باشم.
شبنم شجریزاده: سعی میکنم با آرامش برخورد کنم. بارها به این موضوع فکر کردم و حتی آن لحظه را تصور کردم تا بتوانم رفتار خودم را پیش بینی کنم. از نظر من این موضوع همیشه قابل تعامل است.
عفت گوهری: با تفاهم و آغوش باز با او روبرو میشوم و به گرایش جنسی او به عنوان انتخاب شخصیاش احترام میگذارم. از او و انتخابش بیدریغ حمایت میکنم و اجازه نمیدهم که او به خاطر انتخابش در عشق و زندگی سرکوب شود. با دیگران و اطرافیان هم در مورد رفتار مهربانانه و پذیرش تفاوتهای بین انسانها صحبت میکنم.
کوثر فتاحی: به نظر من هر کس در انتخاب گرایش جنسی خود آزاد است. در تعیین نوع برخورد با افراد، گرایش جنسی کمترین اهمیت و نقش را ایفا میکند. به او برای آگاهی و شناخت از خود تبریک میگویم و سعی میکنم با او همراه باشم و در صورت نیاز از او حمایت میکنم.
گلاله شرفکندی: مهم این است که من در رفتارم بتوانم به گونهای رفتار کنم که او حس نکند من در حق او تبعیض روا میدارم؛ چه با کلماتی که بر زبان میاورم و چه با حرکاتم. اینکه آماده باشم هر روز در اینباره بیاموزم.