اپوزیسیون اقناعی، اپوزیسیون بسیج گر (بخش ۱ و ۲)

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

اپوزیسیون اقناعی، اپوزیسیون پیشتاز آینده است و اپوزیسیون سیاسی بسیج گر باید به دنبال او حرکت کند.

نویسنده: پیام رسیده از مخاطب

جناب آقای سید مصطفی تاج زاده در انتقاد به اپوزیسیون خیلی خلاصه عنوان کردند که اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی نه کادر دارد و نه برنامه. در تحلیل روبنایی این سخن حق و درستی است و در تعمیم این سخن به ابتدای انقلاب هم سخن درستی گفتند.

اما غفلت بزرگی در این دست تحلیل ها وجود دارد که جناب تاج زاده و به طور کلی اپوزیسیون سیاسی در آن مشترک هستند و آن این اصل می‌باشد که هیچ دگرگونی سیاسی نمی تواند بدون رهبری اقتصادی تثبیت شود!

آیا انقلاب ۵۷ رهبری اقتصادی نداشت؟

در نگاه اول انقلاب ایران فاقد رهبری اقتصادی است و آنچه در اذهان باقی است بی توجهی بنیادی به مساله اقتصاد است، ولی نگاه دقیق تر به آستانه انقلاب این موضوع را رد می کند. سه چهره مشهور انقلاب مهندس عزت الله سحابی، دکتر بنی صدر و رضا صدر اصفهانی از نظریه پردازان و معماران اقتصادی آغاز انقلاب هستند. بحث بر سر عملکرد آنها نیست، بحث بر سر هژمونی این افراد بر مدیریت اقتصاد است.

در جنب این سه تن ،دولت موقت نیز سمتی تحت عنوان وزیر مشاور در طرح های انقلاب داشت. حاصل کار این وزارتخانه به مدیریت دکتر یدالله سحابی، تهیه سند توسعه و تکامل جمهوری اسلامی با مشارکت بیش از ۶۰ نفر از کارشناسان سازمان برنامه بود. این تیم در لحظه‌ ای که انقلاب به ایده ای برای پیشبرد اقتصاد داشت از خورجین اپوزیسیون ضد سلطنتی بیرون زد و زمام امور را در دست گرفت، اما ادامه نیافت (اپوزیسیون اقناعی)

حذف این شبکه رهبری اقتصادی انقلاب و جایگزینی آن با تیم های نزدیک به بنیانگذار جمهوری اسلامی و نیروهای سیاسی هم پیمان ان مانند حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موتلفه اسلامی و…بود. در واقع (اپوزیسیون سیاسی) بر (اپوزیسیون اقناعی) چیره شد که تا امروز نیز ادامه دارد. جمهوری اسلامی مدتی نیز دست به بازسازی جریان اقناعی درون حاکمیت زد اما اکنون آن را به دو بحران ناکارآمدی و فساد آلوده کرده است و در واقع هژمونی سیاسی – امنیتی را جایگزین آن کرده است.

تاریخ اما بار دیگر در حال تکرار شدن است!

مخالفان جمهوری اسلامی را می توان به دو اپوزیسیون اقناعی و اپوزیسیون سیاسی بسیج گر تقسیم کرد. گسست اپوزیسیون اقناعی و اپوزیسیون سیاسی بسیج گر همچنان وجود دارد و مخاطبان هر دو گروه در سطح جامعه تنها بر سر بحران حکمرانی جمهوری اسلامی توافق دارند اما بر سر بیم ها وامید ها تفاهمی ندارند. این شکاف تداعی فقدان برنامه و توان حکمرانی ملی در اپوزیسیون ایجاد می کند که پاسخی بله و خیر دارد! در واقع کارشناسان منتقد تنها به دنبال فروپاشی ساختار سیاسی نیستند، آنها به تغییرات ساختاری با رویکرد ایجابی می نگرند. در واقع به دنبال ساختار دموکراتیک برنامه پذیر و توسعه گرا هستند.

اپوزیسیون سیاسی- اقناعی از این نوع خواسته ها حمایت می کند و به همین دلیل با تخریب زیر ساخت های ایران تحت حمله خارجی مخالف است. اپوزیسیون سیاسی بسیج گر بر ناکارآمدی و استبداد نظم مستقر تاکید می کند و بی وعده ایجابی برای آینده، خواهان دگرگونی سیاسی است، اغلب توده های به ستوده آمده پشت این اپوزیسیون هستند. وحدت این دو اپوزیسیون بدون توافق دموکراتیک ملی امکان ناپذیر است، اما عدم وحدت معنای نداشتن پتانسیل اداره کشور در آینده را ندارد.

کارشناسان ملی اکنون در داخل و خارج کشور وجود دارند و بعضا دیدگاههای خود را به طور مستقل بیان می کنند. انبوهی از این کارشناسان در سکوت به امور پژوهشی مشغولند وای بسا طرح های خود را به امید اندک روزنه توسعه در اختیار جمهوری اسلامی قرار می دهند! اما با توجه به ماهیت ساختار جمهوری اسلامی امکان جذب توسعه ای این ایده ها در نظام مستقر فراهم نیست.

میزان تسلط کارشناسی بر وجب به وجب خاک کشور در ابعاد مختلف در حد قابل قبولی وجود دارد، اما مطالعات کارشناسی در کشوی کار دیوانسالاری فاسد قفل شده است. این حجم از اطلاعات و ایده ها در یک فضای بالنده دموکراتیک می تواند در خدمت آبادانی پایدار ملی قرار گیرد و برخلاف نظر آقای مصطفی تاج زاده عملا پتانسیل کارشناسی اکنون در ترازوی اپوزیسیون اقناعی قرار دارد. اگر این ظرفیت در تفاهمی ملموس با اپوزیسیون سیاسی بسیج گر برسد، ابهام ایشان در نداشتن برنامه حکمرانی مبتنی بر توسعه از بین خواهد رفت.

جمهوری اسلامی قادر به جذب توان کارشناسی موجود در کشور نیست. زیرا ساختار اداری جمهوری اسلامی به منبعی برای “تجمیع رانت” و “ارتفاع گیری سیاسی- امنیتی” مدیران آن تبدیل شده است و امکان همسویی وظایف و عملکردها در جهت توسعه کشور وجود ندارد. در این زمینه به عنوان درس تجربه برای آینده ایران طی چند یادداشت جداگانه ارائه می شود.

بخش دوم

 

اپوزیسیون اقناعی در مسیر گذار

 

دگرگونی ساختاری مبتنی بر جنبش عمومی بدون اقناع نسبت به بهبود وضع آینده درقبال وضع موجود رخ نمی دهد. تنها دگرگونی های سریع ناشی از مداخله خارجی یا شورش نیروهای مسلح از شرایط اقناع عمومی در مرحله جابجایی ساختاری خود را بی نیاز می دانند. اما همین نوع دگرگونی های سیاسی نیز پس از استقرار، اغلب تلاش می کنند خود را به سرعت به بدنه تکنوکرات متصل کنند تا نوعی آرامش اقتصادی ایجاد کنند و سطح اعتراضات سیاسی در مقابل خود را کاهش دهند.

با اینحال جنبش عمومی خواهان دگرگونی سیاسی دموکراتیک بدون حضور اپوزیسیون اقناعی ناممکن است.

کارکرد اپوزیسبون اقناعی شناسایی وجوه ایجابی مدیریت پس از گذار از لحظه تولد تا میان مدت و بلند مدت است.

فروپاشی نظام اداری، آزاد شدن منابع مالی نقدی در بانک ها و دارایی های ثابت دولتی ونیمه دولتی ،مدیریت شهرها و اراضی و منابع آب و جنگل ها در کنار بیکاری فزاینده ناشی از بلاتکلیفی مدیریتی و…از تبعات هر دگرگونی سیاسی است.

هژمونی سیاسی بسیج گر برای پاسخگویی به فشار فرو پاشی اداری و تنگناهای زیرساختی کافی نیست. وعده ها کلی و یا روخوانی چند شاخص پرکار برد اقتصادی در غیاب وجوه ایجابی می تواند اعتراضات تازه را موجب شود.

این ویژگی های جنبش عمومی ملی است که رهبری اقتصادی و وجود اپوزیسیون اقناعی هژمون را به خوبی توضیح می دهد.

اما نکته اینجاست که آیا اپوزیسیون اقناعی با وسعتی به اندازه تمام ابرچالش های ملی ایران وجود دارد؟ طبعا وجود چنین نیروهایی با ابعاد فراگیر در قامت اپوزیسیون به صورت بالفعل وجود ندارد، اما پتانسیل قابل شناسایی بالقوه آن امکان پذیر است. ضرورتی به شناسایی این نیروها در دوران پیشادگرگونی سیاسی نیست، اما ضرورت به رسمیت شناختن اپوزیسیون اقناعی آشکار شده وجود دارد. این بخش از اپوزیسیون در هر فرایند تغییرات ساختاری، قادر به جذب نیروهای کارشناسی و در تراز ملی و بسیج آن در مسیر بستر سازی توسعه را دارد. بخش مهم اپوزیسیون اقناعی در بطن نیروهای ملی قراردارد.

تاکنون جنبش ملی شدن صنعت نفت و مدیریت اقتصادی انقلاب ۵۷، در تعامل با نیروهای ملی صورت گرفت، حتی آخرین نخست وزیر دوران پهلوی نیز از میان نیروهای ملی برگزیده شد، هرچند بسیار دیر شده بود.

با اینحال تجربه اپوزیسیون اقناعی نشان می دهد که اپوزیسیون سیاسی بسیج گر تنها برای مرحله گذار و رسیدن به وضعیت تصرف یا بازپس گیری قدرت به این نیروها نگاه می کند. این شرایط تاریخی-تجربی نشان داده است، اپوزیسیون اقناعی دیگر امکان در اختیارگذاشتن تجارب توسعه ای خود را به نیروهای سیاسی بسیج گر بدون تضمین فرایند توسعه دموکراسی ندارند.

در واقع اپوزیسیون اقناعی، اپوزیسیون پیشتاز آینده است و اپوزیسیون سیاسی بسیج گر باید به دنبال او حرکت کند. همچون اختلاف هگل و مارکس، اکنون نیازمند نوعی وارونگی سپهر رهبری از اپوزیسیون سیاسی بسیج گر به اپوزیسیون اقناعی هستیم. این ایده آل البته با تعادل بخشی بین دو بال موازنه رهبری قابلیت اجرایی خواهد داشت.

نیروهای ملی محتمل ترین ممکن ترین چارچوب بسیج نیروهای اقناعی را دراختیار دارند. چارچوب نظم دموکراتیک بدون حضور پررنگ نیروهای ملی به اهداف توسعه ای خود دست پیدا نمی کند. از همین رو دگرگونی سیاسی دموکراتیک، توسعه گرا غیروابسته حاصل توافق اپوزیسیون سیاسی بسیح گر و اپوزیسیون اقناعی است. پالایش محیطی صف بندی نیروهای اپوزیسیون از جهت گیری های یکجانبه گرایی تصرف قدرت یا هژمونی خواهی قدرت سیاسی ورهبری آن مقدمه فراگیری جنبش عمومی ملی است.

در این تقسیم کار ملی دگرگونی سیاسی، اپوزیسیون اقناعی، وظیفه اقناع ملی نیروهای توسعه وافزایش ظرفیت همراهی آنها با دگرگونی سیاسی را بر عهده دارد. حاصل این اقناع، استخراج ایده های توسعه ملی دموکراتیک وتزریق آن به دگرگونی خواهی سیاسی است، ایران دچار غفلت های توسعه ای عمده ای شده است. اپوزیسیون اقناعی تنها پتانسیل پرکردن این شکاف و بحران عمیق ضد توسعه است.

ورود شعار گونه اپوزیسیون سیاسی بسیج گر به این شکاف ها شاید بسیج سیاسی به همراه آورد اما مسیر توسعه را هموار نخواهد کرد. اپوزیسیون اقناعی در مسیر دگرگونی خواهی سیاسی باید فرصت بازی بزرگتری پیداکند. درباره این فرصت ها در قسمت بعدی مطالبی ارائه خواهد شد.

ارسال شده توسط حمید آصفی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»