سلامت زنان در گرو هنجار زدایی از بدن زنانە

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

ارزش ها و هنجارها در مورد بدن باید بار دیگر و بە شکلی تازە بازتعریف شوند. نگاه مردسالارانه و ابزارگونەی قوانین جمهوری اسلامی ایران باید از بن برچیدە و بار دیگر با قوانین انسان محور پی ریزی شوند.

 

کوثر فتاحی، عضو کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت گذار

یکی از عوامل موثر در کنترل و درمان بیماریهای شایع در بین زنان تشخیص زود هنگام آن از طریق معاینات بالینی، ماموگرافی، سونوگرافی، غربالگری و … است. از اینرو آگاهی بخشی و تلاش برای شناخت و تشخیص زودهنگام بیماری تاثیر مستقیمی در کاهش مرگ و میر ناشی از این بیماریها دارد. از سوی دیگر شکستن تابوی عدم آگاهی و صحبت در مورد بیماریهای شایع در بین زنان کە ارتباط مستقیمی با بدن آنها دارد می تواند بە افراد در مسیر حفظ سلامت و طول عمر طبیعی آنها کمک شایانی کند. چیزی کە در ایران و سیستم تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هنوز موضوع سادەای نیست. آموزش های مربوط بە سلامت زنان از جملە مسائل جنسی و باروری، بیماریهای زنان و بهداشت روانی محدود بە اطلاعات غیر رسمی در محیط خانوادە و دوستان است کە احتمال وجود اطلاعات نادرست در آنها بسیار زیاد است. تابو بودن بدن زنان، مسائل جنسی مربوط بە زنان و پیشگیری از بارداری و وسایل مربوط بە آن، بیماریهای دستگاه تناسلی و حتی نام بردن از بخشی از بدن انسان مثل واژن یا پستان، تلاش برای آگاه سازی و اقدامات موثر در این زمینە از جملە تولید محصولات آموزشی صوتی، تصویری و نوشتاری را با مشکلات و سانسورهای بی مورد بسیاری روبەرو کردە است. این وضعیت راه را برای پیشگیری یا تشخیص بە موقع بیماریهای مختلف زنان دشوار کردە است. بە عنوان مثال دو بیماری سرطان پستان و گردن رحم کە دو بیماری شایع در بین زنان بەشمار می آیند، در بسیاری موارد از طریق انجام تست های بە موقع قابل پیشگیری و درمان هستند. در ایران اما بە دلیل وجود انواع تابوها این روند با مشکلات جدی روبروست. آنچە کە در این نوشتە مد نظر است بررسی علل تابو بودن این بیماریها در ایران و تاثیرات جسمی و متعاقب آن تاثیرات روانی بر زنان بەعنوان قربانیان اصلی این بیماریهاست.

قبل از هر چیز توجە بە این موضوع دارای اهمیت است کە در جوامع توسعە نیافتە یا کمتر توسعە یافتە، بدن زن و صحبت دربارە آن هنوز بە مانند تابویی است کە جز در خفا مجالی برای عرض اندام نمی یابد. نە تنها امکان شناخت بدن زنان وجود ندارد، بلکە حتی صحبت کردن دربارە آن بە منزلە بی شرمی یا قدعلم کردن در مقابل عرف، ارزش ها و هنجارهای جامعە تلقی میشود. مهمتر از این در ساختار مذهبی و سنتی حکومت اسلامی ایران و فرهنگ مردسالارانە حاکم بر جامعە، تصویری کاملا جنسی و ابزاری از زنان از طریق رسانە ها، آموزش و قوانین ارائە میشود. تصاویری کە در بە بند کشیدن آزادیهای فردی و اجتماعی زنان نقش بسزایی ایفا میکنند. زنان، ابزاری بیشتر جنسی و در خدمت مردان تلقی میشوند. بنابراین فرهنگ و تلاش حکومت در برخورد ابزار گونە با بدن زنان عملا بیماریهایی را کە در میان زنان بسیار شایع تر است بە موضوعی فراتر از بیماری تبدیل کردە است. این نوع نگرش، بدنی بکر و دست نخوردە را با ارزشتر و دارای احترام بیشتر توصیف می کند. بنابراین چنین تفکری ابتدا بە ساکن عاملی کاملا بازدارندە است در برابر تشخیص بیمارهایی کە با واکاوی بدن بیمار در ارتباط مستقیم است کە این واکاوی گاهی متاسفانە منجر بە انجام عمل های جراحی مثل برداشتن پستان میشود. و این یعنی تهدید اولین و تنها اعتبار زنان در جامعە. معاملە خندەداری کە گاه متاسفانە خود زنان هم کردیت بودن بدن را باور و گاهی جان خود را بە خاطر آن بە خطر می اندازند.

بدن زنانە در جوامع توسعە نیافتە، در هالەای از باورهای مذهبی، تابو، هنجارها و ارزشهای اجتماعی مدرن و پیشامدرن زیر یوغ نگاه کاپیتالیستی پوشیدە شدە و بە عرصەی نامفهوم و مرزی ناشناختە برای آنها تبدیل شدە است.

تابو بودن بدن زنان ازیک سو وبدنبال آن اعمال محدودیت های اجتماعی فراوان از سوی دیگر، عملا میدان فعالیت را برای زنان کوچکتر و از همە مهمترآسیب پذیرتر کردە است. انجام فعالیت هایی همچون دوچرخەسواری یا محدودیتهای انجام برخی فعالیتهای ورزشی برای زنان، حجاب اجباری و دە ها باید و نباید دیگری کە اتفاقا ریشە در بدن زنان و محدودیت های این بدن در جامعەی ایران دارد، کە زنان را دردام خود گرفتار کردە است.

در سراسر جهان، تلاش برای ترسیم شکلی استاندارد از ظاهر بدن انسان و بطور ویژه بدن زنان نرمی آشناست کە حتی مرز سطحی ترین حقوق، از جملە حق اختیار و درک از زیبایی شناسی انسانها را تحت شعاع قرار دادە است. زنان لاغر با کمر های در هم فرورفتە و دارای بسیاری برجستگی های زنانە، تصویری عام و ساختگی در ذهن ما از زیبایی هستند. ایدەآلهای زیبایی بدن توسط صنعت تبلیغات کە بەطور مداوم از مردان و بخصوص زنان زیبا در تبلیغ هر نوع کالا استفادە میکند در حال افزایش است. هر یک از ما در ضمیر ناخوداگاه خود بدنبال دستیابی بە این ایدەالها هستیم. بخصوص در جامعە ایران کە بستری مناسب برای رشد این گونە نگرش و ایدەآل سازیست. در این بین اما نکتە قابل توجە این است کە تاثیر این ایدەآل سازی بر زندگی زنان پا را از امیال و آرزوها فراتر نهادە و کم کم بدن بە مثابە محملی برای ابراز هویت و بیانگر شخصیت فرد تلقی شدە است. بنابراین زنان برای دستیابی بە جایگاه اجتماعی برتر، نە در اختیار خود بلکە در کنترل این ایدەال سازی هستند. بازار داغ جراحیهای پلاستیک، رژیم های سخت غذایی، تلاش برای تناسب اندام و باشگاه های بدن سازی از یک سو برای پیمودن راه بی انتهای ایدەالها و از سوی دیگر برای ارتقا میزان پذیرش اجتماعی است. با افزایش اهمیت مولفەهای جنسی در بازارهای همسریابی اعم از داشتن ظاهری زیبا و داشتن جذابیت جنسی، کمترین جایگاهی برای هویت اجتماعی زنان بەجای نگذاشتە است. بنابراین این نوع نگرش، زنان را ناخواستە و ناآگاهانە درگیر مشکلات و معضلات عدیدەای کردەاست. ما نە تنها بر بدن خود هیچ کنترلی نداریم کە این بدن ماست کە تبدیل بە ابزاری برای کنترل ما شدە است و فرصت های اجتماعی را تامین و یا سلب میکند.

بدن انسان سرمایەایست کە در طول حیات، دستخوش تغییرات و اتفاقات بیولوژیکی فراوانی میشود، افزایش سن، بیماری، زایمان و … میتوانند بر بدن انسان تاثیر بگذارند. بنابراین این نوع نگرش در برتری دادن جایگاه بدن بر هویت انسان بخصوص در رابطە با زنان، برای دستیابی بە موقعیت ها و فرصت های اجتماعی میتواند سلامتی جسمی و بدنبال آن سلامتی روانی زنان را مورد تهدید قراردهد. در حالیکە دستیابی بە فرصت های اجتماعی، مرتبط با بدنی ایدەآل و همسو با معیارهای ساختگی جوامع است، حفظ و نگهداری از فرصت ها هم در گرو حفظ همین ایدەآلهای بدن زنانە است. این معادلە بە ظاهر سادە اما، زندگی و سلامت زنان را در چنگال خود دارد. نگرانی روزمرەای کە زنان بدام آن گرفتار آمدەاند در واقع روزنەهای آسایش را از آنان سلب کردە و زنان را در چرخەای کە خالی از احساس رضایت است در تکاپویی بی ثمر بدنبال موفقیتی کە از بنیان اشتباه است، رها کردە است.

بە باور من زنان با عبور از این نوع زنانگی از پیش تعیین شدە، با تغییر نگرششان نسبت بە خود و تواناییهایشان راه را برای رهایی خود هموارتر کرده و سالمتر و شادابتر از قبل فرصت های زندگی را بە خدمت خود میگیرند.

ارزش ها و هنجارها در مورد بدن باید بار دیگر و بە شکلی تازە بازتعریف شوند. نگاه مردسالارانه و ابزارگونەی قوانین جمهوری اسلامی ایران باید از بن برچیدە و بار دیگر با قوانین انسان محور پی ریزی شوند. زنان باید در بدن خود احساس رضایت و رهایی کنند. امنیت جامعه باید با تلفیق آگاهی بە گونەای تامین شود کە زنان تجربەی ناامنی از بدن خود را بە فراموشی بسپارند. تابوها باید شکستە شوند و جامعه در این راستا بە سوی عادیسازی این موضوع گام نهد.

سوم نوامبر ٢٠٢٠

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram