برابری جنسیتی از خیال تا واقعیت

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

تلاش برای تغییر سیستم بخصوص برای زنان ایرانی ایجاد و تقویت تشکل های زنان، ایجاد فرصت های برابر، تلاش برای تغییر رویکرد جامعە نسبت بە زنان، برخورد کمتر جنسیت زدە و بر پایەی حقوق انسانی، تلاش برای اصلاح مولفەهای فرهنگی ضد زن و تبعیض آمیز میتوانند چراغ روشنی باشند در مسیر رسیدن بە برابری جنسیتی و بە دنبال آن رهایی زنان از بندهای کهنەی اجتماعی.

 

کوثر فتاحی، عضو کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت گذار

برابری جنسیتی ترکیب رایجی است کە در این سالها بیشتر بە گوش میرسد. دستیابی زنان بە جایگاهی مساوی! اما آیا بشریت در تحقق کامل چنین جایگاهی چقدر موفق بودە است؟ اگرچە شکاف جنسیتی جهانی هر سال اندکی نسبت بە سال گذشتە کمرنگتر می شود اما تا کنون در هیچ کشوری این جایگاه بە طور کامل مقرر نشدە است. اگرچە وضعیت زنان و شاخص شکاف جنسیتی در همە جای دنیا سمت و سیاقی مشابە ندارد اما بطور کلی روند رو بە رشدی هر چند با سرعتی کم در جریان است. وضعیت در ایران اما بە گونەای دیگر است. کشور ایران در شاخص جهانی شکاف جنسیتی در بین ١٥٣ کشور، رتبە ١٤٨ام را بە خود اختصاص دادە است کە در مقایسە با جایگاه همین کشور در دو سال گذشتە بە میزان شش پلە سقوط داشتە است کە این خود گواه از وضعیت نابسامان شاخص جنسیتی و بدنبال آن زنان و البتە دیگر گروههای جنسیتی همچون خانوادە نسبتا بزرگ رنگین کمانی ها در ایران دارد. اما بە هر جهت دستیابی بە برابری کامل جنسیتی ایستگاه مشخصی است کە هدف فعالیت های ما و نسل های بعد از ماست کە راههای نیل بە آن متفاوت، سخت وبعضا طاقت فرسا هستند.

دست یابی بە برابری جنسیتی توسعە، استعداد یابی و بکارگیری آنها کە نیمی از استعداد جهان هستند می تواند نقش تعیین کنندەای در پیشرفت کشورها ایفا کند. برابری جنسیتی باید بە بخش مهمی از توسعە سرمایە انسانی هر کشوری بدل گردد چراکە همبستگی انکار ناپذیری میان شکاف جنسیتی یک کشور و عملکرد اقتصادی آن وجود دارد. در واقع برابری جنسیتی تاثیر بسزایی بر رشد، رقابت پذیری و اقتصاد و سرمایە های جهان بەجای میگذارد.

بە طور کلی چهار شاخص اصلی بهداشت، آموزش، اقتصاد و سیاست بعنوان شاخصهای پیشرفت نقش ایفا می کنند. بر اساس این چهار بعد اصلی سپس برایند آنها با عنوان بعد فاصلە جنسیتی تعریف می شود. طبق رتبە بندی شاخص فاصلە جنسیتی جهانی ٢٠٢٠ ، ایران تقریبا در پایین ترین سطر جدول قرار گرفتە است. اما دلیل این قعر نشینی ایران چیست؟ مسلما نخستین پاسخی کە بە درستی بە ذهن خطور می کند نقش مخرب جمهوری اسلامی ایران است در تقابل با زنان و سهمی کە در تضعیف کردن نیروی اجتماعی زنان ایرانی ایفا کردە است. اما این حقیقت بدین معنی نیست کە پیش از جمهوری اسلامی و بر سر کار آمدن قوانین ضد زن این سیستم، زنان در مسیر هموارتری برای رسیدن بە برابری جنسیتی قرار داشتەاند و از طرفی نباید بە این میل بسندە کنیم کە تنها با تغییر این سیستم و تغییر وضعیت موجود، یک شبە همەی موانع از سر راه زنان برداشتە می شود. البتە هدف من از نوشتن این مطلب بە هیچ روی کاستن از اهمیت تغییر سیستم برای بهبود جایگاه زنان ایرانی نیست چرا کە شرط لازم برای رسیدن بە آیندەای نسبتا روشن در گرو تغییر و گذار از سیستم ناکارآمد جمهوری اسلامی است. اما این تغییر بە خودی خود برای نیل بە این هدف کافی نیست.

مهم ترین شاخصی کە در میان کشورها از لحاظ رتبە بندی جنسیتی فاصلە ایجاد کردە است. دستاوردهای آنان در زمینەهای توانمندی سیاسی و اقتصادی زنان است. شاخصی کە ایران کمترین توجهی بە آن نداشتە است و تا جایی کە توانستە از طریق ابزارهایی کە در دست دارد همچون آموزش و قوانین سعی در آن داشتە است کە جایگاه اقتصادی و سیاسی را جایگاهی مردانە تلقی کند و کمترین فرصتی را برای زنان در این زمینە ها در نظر نگیرد.

در واقع تقابل جمهوری اسلامی بە نسبت زنان، نە تنها بە بازتولید روزانە فرهنگ مردسالاری و نگاه ابزارگونە بە زنان کمک کردە است بلکە حتی در بسیاری موارد نیروی مولد زن را بە نیروی ضد زن تبدیل کردە است. بە شکلی کە گاه متاسفانە زنان خود بخشی از نیروی توزیع و عاملی برای پذیرش سکسیسم درسنت ها و فرهنگ جامعە بودەاند. این سیستم، مرد سالاری را منشی والا معرفی کردە است کە مرزهای جنسیتی را درنوردیدە است. زن را بە مثابە موجودی مصرف گرا بە جامعە معرفی کردە کە هیچ نقشی در اقتصاد خانوادە و یا جامعە ندارد. جایگاه زن برتر را زنی کە با نقش های جنسیت زدە در نهاد خانوادە مثل همسر خوب بودن کە تمکین از وظایف اصلی اوست و یا مادر فداکار از جان گذشتەای کە اساسا با تولد فرزند می بایست فرصت ها، رشد و امکان سازی برای خود را بە باد فراموشی بسپارد، بە جامعە معرفی می کند. در یک چنین ساختاری البتە، زنان از کمترین فرصت ها برای رشد و دستیابی بە جایگاه برابر برخوردار نیستند.

نکتە قابل تامل این است کە حتی بعد از گذار از سیستم جمهوری اسلامی و برقراری ساختاری دموکراتیک، سکولار و عدالت محور هم زنان بە خودی خود بە جایگاهی برابر دست نمی یابند. فرصتها برای زنان در مقابل مردان در تمامی این سالها، در بازەای چند صد سالە نابرابر، تبعیض آمیز و متفاوت بودە است. میزان رشد زنان از لحاظ اقتصادی و سیاسی کە دو شاخص تعیین کنندە هستند کاملا متفاوت و نابرابر بودە است بنابراین قاعدتا میزان اعتماد بنفس و حضور و تجربەی زنان بسیار کمتر از مردان خواهد بود. اگرچە این موضوع جای بس تامل دارد کە زنان ایرانی بسیار بیشتر از فرصت های موجود و علی رغم مشکلات و محدودیتهای وسیع سیستماتیک، رشد یافتە و آگاه هستند. کنشگرانی فعال کە کوچکترین روزنەها را بە فرصت های بزرگ تبدیل می کنند. نگاه جامعە اما کە نشات گرفتە از فرهنگی دیرینە است بە این سادگی نسبت بە زنان تغییر نمی کند. احساس مالکیت بە زن و نگاه جنسیت زدە اساسا ریشەای بسیار قدیمی تر دارند کە البتە با حضور ساختار جمهوری اسلامی شکلی وقیحانە تر و توهین آمیزتر بە خود گرفتەاست. کە بە واقع توضیح تاثیرات مخرب آن خارج از مجال این مقالە است، بە هر جهت این تقابل صدها و حتی هزاران سالە در مورد زنان بە سادگی قابل گذر نیست. جدای از تمامی حقوقی کە زنان ایرانی از آن محرومند از حقوق اولیە انسانی گرفتە تا رفاه و امنیت و فرصت های از دست رفتە ای کە سالها برای جبران آنها وقت لازم است. اما سادەترین حقی کە از داشتن آن محرومند بە باور من حق و فرصت خطاست!. چیزی بە اسم حق اشتباه کردن اساسا بعنوان یکی از حقوق اولیە زنان مطرح نیست. اساسا بعنوان یک انسان چنین حقی برای آنها بە رسمیت شناختە نشدە است. در نتیجە این نابرابری، تجربە کردن کارهای نسبتا نو و تجربە نشدە کە احتمال اشتباه در آنها زیاد است را برای زنان بسیار استرس زاتر و پر هزینە تر کردە است. بنابراین دانستن این نکتە دارای اهمیت است همین کە زنان و مردان را برابر تلقی کنیم رویکرد جامعە بە آنها برابر نخواهد شد. بعنوان مثال در جریان کار و اشتغال اگر زنی متقاضی کار قضاوت یا مدیریت یک پروژە است اولین سوال مورد بررسی، درصد خطایی است کە ممکن است از آن زن سر بزند، یا از منظر اجتماعی ازدواج جادە ای یک طرفە است کە اگر خطایی از زن روی دهد یا بە هر دلیلی متوجە شود انتخاب اشتباهی کردە است رویکرد جامعە چنان سختگیرانە و هنجارمنشانە است کە فرصتی بە زن برای جبران و یا شروعی دوبارە نمیدهد. مثال هایی ازاین دست فراوانند اما بطور کلی تقریبا هر فعالیتی کە زن بە آن مشغول است باید عاری از اشتباه و خطا باشد در حالیکە مبنای زندگی بشری آزمون و خطاست. این نوع نگرش جامعە بە زنان کە آنها را با پدیدەای بە اسم پدیدەی اثباتی روبرو می کند در درجە اول بسیار مخرب است و نهایتا زنان را از رشد و شکوفایی بازمیدارد. زنان بطور روزمرە در تلاش اثبات خود هستند درحالیکە این مقولە در مورد مردان بسیار متفاوت است. بە مردان فرصت دادە می شود بدون آنکە لزوما توانایی خود در آن زمینە مشخص را اثبات کردە باشند. شكاف های جنسیتی، محدودیتهای متعدد، نگاه و فرصتهای نابرابر سبب آن شدە است کە زنان در عرصەهای مهمی چون اقتصاد جهانی و سیاست بسیار کمرنگ و متعاقبا کم تاثیرظاهر شوند. اگرچە زنان با مهارت در این عرصەها کم نیستند اما بیشتر آنها کمتر نقشهای کلیدی و اجرایی در دست دارند زیرا ناخوداگاه ما بر این حکم می کند کە هنوز تواناییهای این زنان در جریان کار و فعالیت سیاسی و اقتصادی مشخص، اثبات نشدە است. بە همین دلیل فرصت نقش آفرینی زنان در این عرصەها بە آیندەای موکول شدە است کە مشخص نیست کی و چگونە تعیین میشود.

بنابراین بە عنوان سخن پایانی تلاش برای تغییر سیستم بخصوص برای زنان ایرانی اقدامی اساسی و بی بدیل است در حالی کە در کنار این گام موثر، ایجاد و تقویت تشکل های زنان، ایجاد فرصت های برابر، تلاش برای تغییر رویکرد جامعە نسبت بە زنان، برخورد کمتر جنسیت زدە و بر پایەی حقوق انسانی، تلاش برای اصلاح مولفەهای فرهنگی ضد زن و تبعیض آمیز، تلاش برای حضور بیشتر زنان در عرصەهای اقتصادی و سیاسی و فعالیت هایی از این دست، تلاش برای ایجاد آگاهی جمعی در نهاد خانوادە و در تقابل تربیتی با فرزندان و همەی نهادهای اجتماعی و… میتوانند چراغ روشنی باشند در مسیر رسیدن بە برابری جنسیتی و بە دنبال آن رهایی زنان از بندهای کهنەی اجتماعی.

 

٢٨\١١\٢٠٢٠

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram