يكى از اين چهرههاى درخشان نسل حاضر همين نرگس محمدى است كه در مراسم تدفين آزادیخواه برجسته، دكتر محمد ملكى، با شهامت به ديكتاتورى ملايان تاخته است؛ مراسم تدفينى كه اكثريت نسل سوخته جز در دنياى مجازى اعتنائى به آن نكرده است.
نسل جوان امروز ايران كه بدليل محروميتهاى ناشى از حكومت جاهلان بر وطنمان خود را نسل سوخته مىنامد دارد بيشترين فشارها را در رژيم ملايان تحمل میکند. جاى ترديد نيست كه اكثريت عظيمى از اين نسل، از بنياد با سيستم حكومتى تحميل شده بر جامعه ایران مخالف است. اين را از دهها نشانه ميتوان دريافت كه روشنترينش رفتن به پاى صندوقهاى رای است که در قلابى بودنش تردید ندارد ولی میخواهد به كسی رای دهد كه او را به درست يا غلط، مخالف يا دستکم متفاوت با “خامنهاى و بيتاش” مىپندارد؛ پنداری که خوشبختانه به نظر میرسد با شعار آگاهانهی “دیگه تمومه ماجرا” دیگر تمام شده باشد.
اما اكثريتى از همين اكثريت، يعنى اكثر مخالفان بنيادين جمهورى اسلامى از نسل فعال جامعه امروز ايران، ابراز مخالفتشان با رژيم اسلامى را در اغلب موارد به “لايك” دادن و ندادن، و “داغ” كردن و نكردنِ اين و آن خبر در دنياى مجازى خلاصه كردهاند.
بزرگترين حركت اجتماعى كه از آنان در دنياى واقعى سرزده مشاركت در همان حركت اعتراضى است كه “جنبش سبز” ناميده شد؛ جنبشى كه با همهى عظمت و اهميتش باز هم در حمايت از چهرههاى خودىِ جمهورى اسلامى بود و نه در دفاع از كس يا كسانى بيرون از آن دايره بسته.
اين مسئله گاهى شكل تاسفبارى هم بهخودش گرفته است، مثل شركت هزاران هزار مخالف رژيم اسلامى در مراسم تشييع يكى از كثيفترين چهرههاى حكومت ملايان، هاشمى رفسنجانى، با اين توجيه غيرقابل قبول كه رفسنجانى در سالهای آخر عمرش با سيدعلى خامنهاى، به زبان خودشان، “زاويه” داشته است!
حساب آن اقليتى از اين دو نسل كه زير فشار كمرشكن اقتصادىِ ناشى از بىشعورى مسئولين، و چپاول و اختلاس ثروت ملى، حماسهى آبان سال گذشته را آفريدند، يا در كارخانهها دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند، و نیز اشخاص منفردى كه با مقاومتهاى فردى در مخالفت با حجاب اجبارى يا دفاع از آزادىهاى اساسى، چهرهى متفاوتى از اين نسل به نمايش گذاشته اند را بايد از اكثريت جدا كرد و به پاى تمامى اين نسل ننوشت.
يكى از اين چهرههاى درخشان نسل حاضر همين نرگس محمدى است كه در مراسم تدفين آزادیخواه برجسته، دكتر محمد ملكى، با شهامت به ديكتاتورى ملايان تاخته است؛ مراسم تدفينى كه اكثريت نسل سوخته جز در دنياى مجازى اعتنائى به آن نكرده است.
اين احساس بىتفاوتى البته تازگى ندارد. جوانانى كه هزاران هزار نفرشان براى دهنكجى به سيدعلى خامنهاى در مراسم تشييع رفسنجانى شركت كردند در مراسم سالگرد كشته شدن فروهرها هر ساله غائب بودهاند؛ در ميان انگشت شمار آزادیخواهانى كه به استقبال نسرين ستوده در آزادى موقتش از زندان مىروند اثری از آنان ديده نمىشود؛ و در دلدارى به مادران داغديده، مثل مادر ستار بهشتى، نسل جوان نقش در خوری بازی نمیکند.
و از همه تاسفآورتر اين كه حتى در مراسم خاکسپاری دكتر محمد ملكى، شخصيتى كه به خاطر دفاع از خواستهاى پامال شدهى همين نسل سوخته چهل سال زجر و محروميت كشيده، حضور نیافتند.
منبع: فیسبوک نویسنده