وقتی کشوری اراده میکند که همه مقدورات خود را پای یک مواجهه خطرناک با نظام بینالملل بفرساید و با دست خود فرصتی تاریخی برای قویتر شدن همسایگانش ایجاد کند، باید منتظر بلعیده شدن از جانب همان همسایگان باشد.
مصطفی نصیری پژوهشگر حوزهی تاریخ و اندیشه
عنوان اصلی یادداشت: ترکانه سخن سزای ما نیست
اکنون بیش از چهار دهه است که سخن گفتن از “امر ملی” در ایران به فراموشی سپرده شده است. ملیت ایرانی که آتاترک آرزو داشت مشابه جعلی آن را برای ملتسازی از ترکان “دستوپا” کند، دیرگاهی است که نه در ایدهئولوژی حکومتی و نه در چپزدگی روشنفکران ایرانی جایگاهی ندارد، که حتی جرم است و هر کسی که از “ایرانشهر” بگوید، تهدید میشود.
بیگانگی با “امر ملی” بهجایی رسیده است که امروز به سختی میتوان این نکته روشن تاریخی را به هموطنان آذری گوشزد کرد که گویشوران زبان ترکی در آذربایجانهای شرقی و غربی، اردبیل و زنجان، تنها ترکزبان هستند، نه ترکتبار.
اینکه امروز دو رئیسجمهور ترکیه و جمهوری آذربایجان، که نام زیبای ایرانی “آذربایجان” را دزدیده است، در یک رژه نظامی، به خاک و هویت تاریخی ایران جسارت میکنند، و از این سوی، تنها واکنش از جانب وزیر امورخارجه ما فقط نکتهپرانی ادبی است، علتی جز بیگانگی با امر ملی ایرانی ندارد که واقعیتی مسلم و تاریخی است.
جناب آقای ظریف! اگر وزارتخانه با طولوعرض شما در چندین دهه گذشته، پاسدار امر ملی ایرانی بود و دهها بار بیت مذکور را در مناسبتهای مختلف بر سر علییفها و اردوغانها کوفته بود، امروز آنها نمیتوانستند آن را انتحال کنند.
آری؛ وقتی کشوری اراده میکند که همه مقدورات خود را پای یک مواجهه خطرناک با نظام بینالملل بفرساید و با دست خود فرصتی تاریخی برای قویتر شدن همسایگانش ایجاد کند، باید منتظر بلعیده شدن از جانب همان همسایگان باشد.
مهم نیست که جمهوری آذربایجان در جنگ اول قفقاز چه پایه به ما نیاز داشت و ما چه کمک شایانی به آنها کردیم. روابط بینالملل مبتنی بر حرمت نانونمک نیست که امروز به نمکنشناسی علییف افسوس بخوریم. ایکاش آقای ظریف و وزارتخانه با طولوپهنای وی، این اندازه از سیاست خارجی میدانستند که پایههای نظام بینالملل مبتنی بر “رابطه نیروها”ست.
به نظر من رجب طیب اردوغان و الهام علییف که در یک مراسم رسمی رژه نظامی، هویت ملی ایران را تهدید میکنند نباید مورد شماتت میهندوستان ایرانی قرار بگیرند، زیرا خصلت “رابطه نیروها” در نظام بینالملل همین است که نیروی قویتر، نیروی ضعیفتر را پس بزند و خود را توسعه بدهد.
این نکته که بیت مورد نظر اردوغان، شأن نزولی متفاوت از منظور وی دارد، یک واقعیت تاریخی است، اما واقعیت دیگر در حوزه سیاست بینالملل این است که گوشها ناخواسته، همواره به سمت صداهای بلند میچرخند.
مگر کسی در دنیا تردیدی در باره نام “خلیجفارس” دارد؟ اما وقتی صدای ایران در تضاد با دنیا قرار میگیرد و ضعیف میشود و در مقابل صدای امارات و عربستان پژواک پیدا میکند، گوشهای جهانیان هم نغمه شوم خلیج (عربی) میشنود و ناگزیر آن تکرار میکند.