خرید نان قسطی، شایعه یا حقیقت؟ مینا مصطفوی

چپاول و غارت مملکت به دست آقازاده‌ها و مسئولان از یک سو و افزایش تورم و گرانی و کاهش روزافزون ارزش پول ملی از سوی دیگر وضعیت اقتصادی کشور را رو به فروپاشی قرار داده است.

 

مینا مصطفوی

خبر فروش نان قسطی در برخی مناطق محروم ایران از جمله سیستان و بلوچستان، محروم‌ترین استان ایران اولین بار توسط تجارت‌نیوز منتشر شد. پس از انتشار این خبر و با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی آشکار شد که نه تنها در سیستان و بلوچستان بلکه در چندین منطقه محروم دیگر کشور مدتیست پدیده فروش «نان قسطی» رواج دارد.

تجارت‌نیوز با انتشار تصاویری از آن‌چه در بین کسبه «دفتر نسیه» شناخته می‌شود نوشته است گرو گذاشتن «کارت ملی» و یا «کارت یارانه» برای خرید نان نسیه متداول است. یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی که زمانی «متعلق به بیت‌المال امام زمان» بود و «برکت» داشت. همان یارانه‌ای که بعد از چند سال «اقدامی اشتباه» از سوی دولت و یکی از عوامل موثر در بی‌ارزش شدن پول ملی دانسته شد اما اکنون «تنها منبع درآمد» خانواده‌های سیستان و بلوچستانی شناخته شده است.

پس از واکنش کاربران اجتماعی و رسانه‌ها نسبت به خرید نان قسطی، رسانه‌های نزدیک به حکومت از جمله تابناک و صدا و سیمای جمهوری اسلامی با «شایعه» خواندن این موضوع، خبر فروش نان نسیه در مناطق محروم را توطئه ضد انقلاب برای سیاه‌نمایی و تحت فشار قرار دادن افکار عمومی عنوان کردند. برخی از مسئولان نیز این موضوع را تکذیب کردند. فرماندار بندرعباس در این‌باره گفته است: «هر قرص نان تافتون بین دو هزار تا سه هزار ریال است که به‌طور معمول همه افراد توان تهیه آن را دارند.» او این شایعه‌سازی‌ها را به نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ارتباط داد و معتقد است که «انتشار چنین مطالبی برای اثرگذاری بر افکار عمومی توسط برخی افراد و جریان‌ها انجام می‌شود که نوعی التهاب آفرینی و اثرگذاری منفی است.»

با این‌ وجود رسانه‌های داخلی نظیر همشهری‌آنلاین می‌گوید حتی در محلات پایین شهر تهران نیز پدیده نان قسطی رایج است. به نوشته همشهری‌آنلاین، «مردم با گرو گذاشتن کارت ملی و یارانه‌شان، نان می‌خرند تا خانواده‌شان گرسنه نمانند و سر ماه که یارانه واریز شد حسابشان را با نانوایان تسویه می‌کنند.»

چپاول و غارت مملکت به دست آقازاده‌ها و مسئولان از یک سو و افزایش تورم و گرانی و کاهش روزافزون ارزش پول ملی از سوی دیگر وضعیت اقتصادی کشور را رو به فروپاشی قرار داده است. با اختصاص بودجه‌های میلیاردی به بنیادهای جعلی نظیر «بنیاد قاسم سلیمانی» و نظیر آن جیب ملت را خالی کرده‌اند؛ پیر و جوان از سر گرسنگی یا تا کمر درون سطل زباله‌ مشغول جمع‌آوری پسماندهای غذای دیگران هستند یا به دزدی و کارهای خلاف روی آورده‌اند و یا از سر نداری و ناامیدی دست به خودکشی می‌زنند.

فقر در بین ایرانیان روز به روز بزرگ‌تر می‌شود و انسان‌های بیشتری را می‌بلعد. اکنون با تورم ۳۴ درصدی برآورد شده در سال جاری و با از بین رفتن قشر متوسط جامعه، شکاف میان فقیران و ثروتمندان بیشتر شده است. با کم‌رنگ شدن مطالبات فردی و اجتماعی در حیطه مسائلی چون آزادی و حقوق بشر در سطح عوام جامعه ایران، خواسته یا ناخواسته «انقلاب گرسنگان» شکل خواهد گرفت.