هر چه طرف مقابل تازه نفس و سر حال دارد آماده می شود، اجزای جمهوری اسلامی خسته و کوفته، در ته کوچه بن بست سیاست و اقتصاد، ناامیدانه از سرو کول هم بالا و پایین میروند.
مرتضی ملک
امریکا باز می گردد (America is back) جو بایدن در آخرین سخنرانی خود بار دیگر این جمله را تکرار کرد : «امریکا باید نقش رهبری جهان را بدست بگیرد». و ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی از « ترمیم جهان » صحبت می کند. امریکا بزودی به شکل تازه ای به صحنه سیاست جهان باز می گردد و همه جهان نیز منتظر این بازگشت هستند. منتظر روز بیستم ژانویه. اما همه از این بازگشت احساس مشترکی ندارند. برخی کشورها و گروه ها از این امر خیلی خوشحالند و برخی ناراحت و متاثر. این واکنش در میان ایرانیان کمی پیچیدهتر از جاهای دیگر است.
ایران ما جزئی از کشورهای استثنایی است که می شود گفت، هم متاثر است و هم خوشحال. گروه های از مردم و سیاسیون از شکست ترامپ زانوی غم بغل کردهاند و دستههایی در چهره بایدن امید آینده بهتری را میبینند. این واکنش اما در میان جناح ها و دسته های حاکمیت باز هم آشفته تر و مبهم تر است. آنها نمی دانند با این تغییر رهبری در امریکا و شیفت استراتژیک شرایط دردناک کنونی نظام آسانتر خواهد شد یا وخیم تر. این سردرگمی را می توان در موضع گیری ها و طرحها و واکنش های متناقض و اوضاع شیر تو شیر میان دولت، مجلس، رهبری و غیره مشاهده کرد.
معنای بازگشت قطار سیاست امریکا تا آنجا که به موضوع ایران مربوط می شود حکایت از روشن شدن همه موتورها دارد. بقول روزنامه نیویورکتایمز سیاست جدید عبارت خواهد بود از «فشار حداکثری تحریمها» به اضافه فشار اجماع جهانی. قاعدتاً اولی برای ادامه خونسردانه تحریمها، دومی برای بستن راه فرار تحریمها. سیاست بازگشت امریکا اینبار در رابطه با جمهوری اسلامی ظاهرا همه چفت و بست هایش سفت تر خواهد بود. چه در داخل خود امریکا، و توافق موجود دو حزب بزرگ، نسبت به جمهوری اسلامی. چه در منطقه خاورمیانه ؛و چه در سطح متحدین اروپایی و حتا همراهی و همدلی روسیه و چین.
علایم و نشانهها از دور هم قابل مشاهده است. وقتی می بینیم اروپایی ها برای دفاع از حقوق بشر پاشنه ها را بالا کشیده اند یا کشوری مثل آلمان از مسئله موشکها صحبت می کند، یا لاوروف در مصاحبهاش به مجلسی ها بخاطر طرح جدید تشدید غنی سازی چشم غره می رود، یا چینی ها میگویند جهت دیپلماسی ایران هنوز برای ما روشن نیست، و شوک های اسراییل به سیستم عصبی نظام که تحمل ناپذیر شده است.
هر چه طرف مقابل تازه نفس و سر حال دارد آماده می شود، اجزای جمهوری اسلامی خسته و کوفته، در ته کوچه بن بست سیاست و اقتصاد، ناامیدانه از سرو کول هم بالا و پایین میروند. دیروز روحانی مقابل خبرنگاران با اشاره به نمایندگان مجلس می گفت این دشمنان داخلی با خارجی ها همسو هستند. و رسانه های سپاه در جواب از خیانت در پشت جبهه نوشتند.
واقعیت این است که دولت که دستش بیشتر به آتش نزدیک است و درک ملموس تر ی از وخامت اوضاع اقتصادی و معیشت مردم دارد، تا چشم رقیبان را دور میبیند سر پرچم سفید را بالا می برد، دلواپسان و ولایت مداران و گروههایی اوباشی که در مجلس سنگر گرفته اند با دیدن پرچم سفید برای خنثی کردن و پنهان کردن تسلیم طلبی دولت پرچم امریکا را آتش می زنند. قطعنامه خروج از ام پی تی (MPT) صادر می کنند. یکی از سر نا امیدی دعوت به تسلیم می کند، یکی از سر یاس به راه انتحار افتاده است.
جمهوری ولایی حق دارد مایوس باشد، با باز گشت امریکا دوران سخت تری برای ادامه این سیاست تا کنونی نظام آغاز شده است. سیاست نه جنگ و نه مذاکره راهی است به بن بست. بن بستی با پایان غم ناک، پایانی شاید عبرت انگیز تر از نوشیدن جام زهر در جنگ هشت ساله. تغییر رهبری در امریکا فرصتی است که جمهوری اسلامی مثل بسیاری از فرصت های دیگر دارد از دست میدهد.
منبع: فیسبوک نویسنده