نقش پایگاه اجتماعی در رابطه با جنبش های اجتماعی، سروش آزادی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

نیروهای سیاسی دلایل متعددی برای تبیین شیوه تحقق مطالبات جنبش های اجتماعی و نحوه گذار از جمهوری اسلامی مطرح کرده‌اند. و اکثر تحلیلگران پذیرفته‌اند که گرچه فضای ذهنی برای عبور از «ج ا» فراهم است، اما از علل ناکامی ها، شیوه کنشگری و عدم درک درست از ماهیت و سازماندهی نیروهای «گذار محور» در روند مراحل گذار بوده که منجر به ناکارآمدی در تحولات پیش روی گشته است.

سروش آزادی

 

جنبش اجتماعی- جریانات سیاسی- نیروی واسط «پایگاه اجتماعی»

جامعه ایران پس از جنگ هشت ساله شاهد سلسله جنبش ها (اجتماعی، طبقاتی و سیاسی) بود. که از دهه ۸۰ به بعد تناوب معنا داری به خود گرفت. و با ظهور جنبش‌های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ به تقویت این تحلیل کمک نمود که اساسا جامعه ایران به یک «جامعه جنبشی» تبدیل گشته است. زمانی که کنش های مطالباتی (با جامعه مدنی ضعیف) سرکوب می شوند و مفری برای اعتراضات قانونی پیدا نمی کنند. تداوم سرکوب مطالبات گروه بندیهای اجتماعی- طبقاتی- صنفی منجر به تجمیع چالشهایی می گردد که بستر هر اعتراض فراگیری را فراهم می سازد. در چنین شرایطی هر تصمیم خرد یا کلان حکومتی می تواند جرقه ای بر انباشت مطالبات یا بشکه باروت نارضایتی عمومی مردم باشد. و اعتراضات را به جنبش دیگر و تسلسل جنبش‌ها (جامعه جنبشی) تبدیل سازد.

اشکال اعتراضات هدفمند، پیوندی ناگسستنی با کنش گری گروه بندیهای اجتماعی- طبقاتی- صنفی دارد که به دنبال تحقق خواسته های پیگیر و مستمری هستند که نهایتا به جنبش‌های اجتماعی شکل و ماهیت می دهند.

جنبش کارگری، معلمان و دانشجویان و همینطور جنبش زنان، از اهم جنبش‌هایی هستند که سه دهه اخیر در پی تحقق مطالبات بوده و حتی با سرکوب مبارزات مدنی توانسته اند طرح خواسته های خود را با مطالبات سیاسی پیوند دهند!

با تبدیل مطالبات اجتماعی به مطالبات سیاسی اتفاق میمونی رخ داد و ما شاهد هستیم که در روند سرکوب مبارزات مدنی بخشی از کنش گران منفرد و منفک (ناچارا یا بر اساس ضرورت)، به حوزه سیاسی ورود کرده و با همگرایی در فضای مجازی به فعالیت جمعی روی آوردند. طبیعتا ریزش از جامعه مدنی و فربهی پایگاه اجتماعی جریانات سیاسی بدون هزینه نبوده است.

پراکندگی و فقدان کارآمدی جریانات سیاسی (که مرکز ثقل آنان در خارج از کشور است)، در شیوه سازماندهی و پیوندهای تشکیلاتی (جذب)، و نبود برنامه سیاسی واقع‌بینانه (در دوره گذار)، باعث گشت تا نیروهای رها شده از پس جنبش های متاخر که هیچ تجربه مبارزاتی نداشتند، طی دوره های متناوب توسط تورهای امنیتی دستگیر گردند و یا بواسطه دستگاههای تبلیغاتی حاکمیت (پروپاگاندا) استحاله و از چرخه مبارزات اجتماعی خارج شوند. البته سرکوب افسارگسیخته رهبران و فعالین میدانی نمی تواند در این فرایند بی تاثیر باشد. خصوصا ترورها و ربودن رهبران سیاسی سرنگون طلب خارج از کشور توانست هرچه بیشتر مقابله نیروها و جریانات سیاسی را با سرکوبهای جمهوری اسلامی ناکارآمد نشان دهد و پروسه جذب نیرو و سازماندهی و تعامل داخل با خارج از کشور را محدود به فضای مجازی نماید.

اینها همه باعث گردید تا نیروهای رهاشده از پس جنبش ها به حاشیه رانده شوند و سرکوبهای مداوم در انفعال و یا انفصال کنشگران جامعه مدنی و جنبش‌های داخل کشور تاثیر بگذارد و اعتراضات فراگیر اجتماعی را (در عین وجود بستر عینی آن) به شدت ضعیف گرداند.

در شرایط سرکوب و انسداد آنچه که می توانست در بازسازی نقش نیروهای سیاسی و خلاء تعامل با نیروهای داخل کشور مفید واقع شود تبیین نقش «نیروهای واسط» بود. زیرا در شرایطی که جنبش های اجتماعی مداوما سرکوب می شوند، یکی از راهکار برای تقویت قوای مبارزات مدنی و سیاسی می تواند تشدید روابط نیروهای مابین داخل و خارج از کشور باشد.

در روند مبارزات اجتماعی خصوصا از دی ماه ۱۳۹۶ به بعد بخشی از نیروها و کنش گرانی که برای تحقق مطالبات حداقلی خود به عرصه عمومی آمده بودند، جایگاه اجتماعی خود را از «پایگاه محول» به «پایگاه اکتسابی« ارتقاء دادند!

جنبش سیاسی- مبارزات مدنی- نیروهای واسط یا پایگاه اجتماعی (پایگاه محول و پایگاه اکتسابی)

پس از سرکوب اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ تحلیلهای زیادی از ناکامی های این جنبش ها به دست آمده اما همچنان پرسشهای زیادی بی پاسخ مانده و نیاز به واکاوی آن ضروری می نماید:

مهمترین چالش جریانات سیاسی در شیوه تعامل با جنبش های اجتماعی متاخر نهفته است.

اساسا میزان کنش گری هر جریان سیاسی ارتباط دارد به نقشی که آن جریان به پایگاه اجتماعی و مکانیزمهای تعامل آن با جامعه به دست می دهد. اهم نتایجی که یک جریان در تعریف پایگاه اجتماعی تعقیب می کند به «شیوه ترویج و تبلیغ مواضع سازمانی (یا گروهی)، سازماندهی در جهت بسط فعالیت و نیز انواع بسیج توده ها در عرصه عمومی»، بستگی می یابد. زیرا این پایگاه اجتماعی است که به روابط اجتماعی شکل می دهد و برنامه سیاسی و روابط آنرا محقق می سازد.

همانطور که میدانیم انتخاب «پایگاه اجتماعی» از نقطه نظر «جایگاه طبقاتی» اهمیت ندارد، بلکه به «میزان خودآگاهی اجتماعی، مواضع سیاسی و قدرت سازماندهی و مهمتر از همه به تلاشی که آن نیروها برای تغییر موقعیت خود و اهداف سازمانی در عرصه میدانی انجام می دهند»، بستگی می یابد.

پايگاه اجتماعی يا (سوسيال استاتوس)، به معنی ارزشی است که يک گروه برای يک نقش اجتماعی قائل است. هر نقشی، واجد پايگاه اجتماعی معین و متناسب با آن نقش است. و پایگاه اجتماعی افراد بر حسب نقش های اجتماعی به دو دسته تقسیم می‌شود:

– پایگاه محول؛ یعنی جامعه به فرد نقش معینی اختصاص می‌دهد. که فرایند تاریخی چنین نقشی انسانها را تقدیرگرا می سازد! «نیروهایی که باور دارند جایگاه طبقاتی، موقعیت فرهنگی، خانوادگی، سیاسی و اجتماعی آنان از پیش مقدر بوده و این تقدیر را در زندگی اجتماعی می پذیرند»

– پایگاه اکتسابی؛ هر کس ممکن است برخلاف نقشی که جامعه به او محول کرده است، نقش دیگری برای خود قائل باشد. انسانهای قلیلی هستند که بر تقدیر خویش قیام می کنند، آن نقش را نمی پذیرند و به انحاء و روشهای گوناگونی قصد برهم زدن جایگاه لایتغیر خویش را دارند و برای کسب موقعیت بهتر تلاش می کنند.

جریانات سیاسی در انتخاب پایگاه اجتماعی (نیروی واسط یا پل انتقال فکر) از نیروهایی بهره می‌گیرند که به پایگاه اکتسابی تعلق دارند. یعنی استعداد «خودآگاهی اجتماعی، جهت گیری سیاسی و قدرت سازماندهی…» داشته باشند. باید توجه داشت که گرچه این نیروها نسبت به وضع اجتماعی معترضند. اما قبل از ارتباطات جمعی، کنش گرانی منفرد و منفک از یکدیگر هستند. هر فرد برای تحقق مطالبات به تنهایی (سلولی) عمل می کند و کمتر به فعالیتهای جمعی روی خوش نشان می دهد. خصوصا این تصور را دارند که فعالیت جمعی و میدانی هزینه‌هایی به مراتب بیشتر نسبت به فعالیتهای فردی دارد.

در این مرحله جریانات سیاسی می توانند از طریق آموزشهایی این نیروها را به فعالیت جمعی و برنامه سیاسی ترغیب نمایند.

در مرحله بعدی می شود به راهکارهایی در رابطه با اعتلای «پایگاه محول» به نیروهای فعال در حوزه میدانی اندیشید.

زیرا گسترش مبارزات میدانی بدون سازماندهی و بسیج اجتماعی «توده های بی شکل» (پایگاه محول) ممکن نخواهد بود که این مهم از طریق «نیروی واسط» قابل تحقق است.

همانطور که میدانیم میلیونها کارگر و معلم و دانشجو در کشور وجود دارند که به «پایگاه محول» اختصاص دارند. و اکثرا انسانهایی تقدیرگرا هستند و در آنها قصدی برای دست یابی به مطالبات و ورود به عرصه عمومی نمی بینیم. آنان گروه بندیهای «در خود» هستند که حاضر به پذیرش مسئولیت برای تحقق مطالبات خود نیستند. جنبش سیاسی نیاز دارد تا بستر ارتقاء این گروه بندیها از طریق پایگاه اکتسابی فراهم شود. در حقیقت از وظایف میدانی «نیروهای واسط» که از خودآگاهی لازم، قدرت سازماندهی و برنامه سیاسی برخوردار است، تعامل با پایگاه محول است. و با همگرایی گروهی و تقویت انگیزه مبارزاتی، پایگاه محول را به جایگاه نیروهای فعال در عرصه میدانی ارتقاء دهد.

برای دستیابی به این مهم نیاز به تامل و ممارست جهت دست یابی به یک برنامه مدون است تا نیروهای در خود هر چه بیشتر پرسش گر و پاسخگو گشته تا آنها کنش گران فردای عرصه عمومی گردند.

برنامه جمعی در یک مرحله متمرکز است بر ترویج و تبلیغ برای شناخت و جذب نیروهایی که بصورت سلولی «پایگاه اکتسابی» در جامعه فعالیت می کنند. و گرچه استعداد آنرا دارند که از خودآگاهی اجتماعی، مواضع سیاسی و قدرت تاثیرگذاری در مناسبات اجتماعی برخوردار باشند، اما ابتدا قصد آنها صرفا نجات و رهائی خود از قیود تحمیل شده حاکم است. بنابراین شما با یکسری نیروهای مستقل اما منفک در مبارزات اجتماعی (مدنی، صنفی، سیاسی…) مواجه هستید که قصد دارید برای تاثیر گذاری بر روند مبارزات جنبش های اجتماعی آنان را بسیج و سازماندهی و سامان دهید تا به گسترش «نیروهای واسط» دست یابید. همان روشی که در اتحاد عملها و بیانیه های اجتماعی دیده می شود. مورد آن در «دعوت بیانیه ۱۴ نفر از دیگر کنش گران اجتماعی دیده می شود. که قصد بسیج آن نیروها را داشتند.

در مرحله دوم تمرکز برنامه بر ایجاد رابطه بین «نیروهای واسط» با «پایگاه محول» است. شناسائی نیروهای مستعد (پایگاه اکتسابی)، تشخیص شرایط اجتماعی، موانع و راههای ارتباط با آنان از وظایف این مرحله است. پس از آن نیروها در بستر آموزش مبارزات مدنی قرار می گیرند تا نیروهای آموزش دیده به «نیروهای واسط» ارتقاء یابند. طبیعتا چنین راهکاری در یک پروسه زمانبر به ثمر می رسد. که نیاز به نیروهایی صبور با حوصله و منظم دارد تا کار به نتیجه برسد.

در آخر یادآوری یک نکته مهم است؛ فضای مجازی اگرچه در به هم رسانی و اتفاق نیروها میسر است، اما ظرفیت فضای مجازی تنها برای جذب و سازماندهی در مورد «پایگاه اکتسابی» اهمیت می یابد و نقش تاثیرگذاری بر پایگاه محول (که اکثریت جامعه را شامل می شود) نخواهد داشت. زیرا «نیروهای در خود» انگیزه و فرصتی هم برای حضور به عرصه مجازی ندارند زیرا در عین محافظه کاری در روزمرگی و حل مشکلات متعدد اجتماعی اسیر وضع موجود هستند. بنابراین ارتباطات در این حوزه عمدتا به عرصه اجتماع و روابط فی مابین «نیروهای واسط- پایگاه اکتسابی و پایگاه محول» گره می خورد. و لازم است در برنامه سیاسی به راهکارهایی در گسترش روابط عینی و ارتباطات اجتماعی در این سطوح الویت داد.

چنین باد

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»