خطر نظامی-سپاهی برای تضعیف جمهوریت! فاتحه ای به روان ملانصرالدین، حمید آصفی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

پیش گفتار: در فرهنگ عامه روایاتی کوتاه و ضرب المثل هایی هست که خود وظیفه گفتاری طولانی را به دوش می‌کشد و با چند جمله کار نوشتاری طولانی را به انجام میرساند و مقصود را مهیا می کند. از این دست است روایات “ملانصر الدین” که در کوتاهی مقصود را به بهترین نحو منتقل می کند و از دراز گویی نیز جلو گیری می‌نماید.

 

حمید آصفی

در نگاهی به نوشتارهای برخی از اصلاح طلبان رفرمیست با عنوان «رفراندوم، جلو گیری از ریاست جمهوری یک سپاهی، و ظهور خطرناک بناپارتیسم و با مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری۱۴۰۰ برای جلوگیری از پیروزی یک نظامی سپاهی»‌ را تنها می توان از “ملای” بزرگ مدد جست.

برخی از دو گانه سازان اصلاح طلب-برانداز، وضعیت جمهوری اسلامی ایران را با سیری که جمهوری های کشورهای اروپایی طی کرده اند مشابه میدانند بدون این که تحلیلی ارایه بدهند، و این یک گزاره تاریخی به کلی خطا می باشد. جوامع بشری اگر مشترکاتی دارند وجوه افتراق بزرگی نیز دارند بنا براین بایست ابتدا از لحاظ روشی “وجود” این اشتراک را نشان داد و بعد از روی یکی سرنوشت دیگری را پیش بینی نمود.

شبیه دانستن ژنرال دوگل و محسن رضایی یا قالیباف جز سخن پراکنی احتیاج به مبانی نظری دارد، مبانی ای که بتواند شرایط دوران ما و ژنرال دوگل را به هم نزدیک کند و از آن مهمتر قرابت کارکرد دوگل و سیاسیون امروز ایران رانشان بدهد.

و اما ملا نصرالدین:

«کسی پشت بامی را کاه گل می کرد و دور تا دور را کاه گل کرده بود و خود در میانه حیران مانده بود. چرا که اگر برای پایین آمدن پا روی کاه گل ها می‌گذاشت زحمتش هیچ می شد، ملای راهگشا از راه رسید و دلیل تجمع را پرسید و حاضرین شرح دادند که چه مشکل اساسی و بزرگی پیش آمده است. ملا بی درنگ گفت تا طنابی آوردند و فرد را موظف کرد تا طناب را به دور کمر خود ببندد و جوانان جمع را نیز دستور داد تا با قدرت هر چه تمامتر طناب را بکشند . خلاصه کاه گل مال بخت بر گشته فرو افتاد و استخوانهایش در هم شکست. ملا متحیر به گوشه ای خزید و به تفکر مشغول شد گفتند تورا چه می‌شود گفت من در این سر مانده ام که پارسال به همین شیوه فردی که در چاه گرفتار شده بود را نجات بخشیدم اما امروز این روش جواب نداد و من ناتوانی این روش را هنوز نفهمیده ام و در آن می‌اندیشم. که چرا این روش در یک گرفتاری جواب داد و در دیگری نداد.»

اصلاح طلب های رفرمیست از رفراندوم میگوید و از ضرورت آن و از شرایطش اما به این پرسش اساسی بر نمی‌گردند که اصولا بحث امروز بر سر این نیست که رفراندوم لازم است یا نه چرا که عهد شکنی چون روحانی نیز به ضرورت آن رسیده است .مساله این است که در این ساختار سیاسی وبا این چیدمان قدرت اجازه بر گزاری رفراندوم چگونه ممکن است؟ بایست به این پرسش پاسخ داد که چگونه می توان جناحی که هیچ صدای مخالفی را تحمل نمی کند و در قبضه کردن هر چه بیشتر تمامی قدرت مصمم است را مجبور به بر گزاری رفراندم نمود. چرا که حکومت آوای رفراندوم را چون شوخی آخر دوران ریاست جمهوری تلقی می کند و اجازه نمی دهد تا رقبا با برگزاری رفراندوم پایه های قدرتش را بلرزانند.از اینرو از رفراندوم گفتن اگر چه زیبا به نظر می رسد ولی نه نشان‌دهنده راهبردی است و نه بر واقعیات ساختار سیاسی در ایران بنا شده است.

و اما ملانصرالدین:

«ملای ما شتابان خود را به ساحلی رسانده بود و مشکی پر از ماست را آماده می کرد تا با آب بیامیزد گفتند چه می کنی گفت می خواهم دوغ درست کنم، آب شور و ماست را به هم می‌آمیزم و آنچه می‌خواهم فراهم است. گفتند دریایی آب و مشکی ماست چگونه دوغی ممکن است؟ ملا کلاهی جنباند و اندیشه ای کرد و گفت هر کار نشدنی ای هم می‌تواند شدنی بشود اگر اینکار ناشدنی شدنی بشود چه شگفت کاری خواهد شد!»

و لابد مخاطب نیز بهتر است به دریای دوغ فکر کنی تا در کار ملا ان قلت بیاورند.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»