وام؟! بازنشستگان تامین اجتماعی؟! اسماعیل گرامی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

این وام دادنها و اقداماتی همچون سفرهای زیارتی و یا سیاحتی تلاش برای خدمت کردن نیست بلکه فریبکاری است با این نیت که با معرفی نمودن خود بعنوان یک خادم به هدف نهایی خود برسند یعنی از موقعیت خیّر و خادم بودن خود سوء استفاده نمایند و بازنشستگان را در مقابل زندگی فلاکت بار خود به “سکوت” دعوت کنند.

 

اسماعیل گرامی

چند روزی است که از طرف کانون های بازنشستگی تامین اجتماعی تبلیغ می‌شود که به بازنشستگان وام پنج میلیون تومانی می‌دهند. کدام بازنشسته تامین اجتماعی است که امروزه به وام احتیاج نداشته باشد؟ بنابراین اگر معیار “نیاز” باشد قاعدتا باید به تمامی بازنشستگان (سه و نیم میلیون نفر) وام بدهند!! از آنجا که تعداد و کل مبلغ در نظر گرفته شده برای این وامها محدود است، معیار برای درخواست کنندگان چیز دیگری شده است. در اینجا نظری می‌اندازیم فقط به سه شرط جالب از هشت شرط این وام.

اولین شرط آن است که “متقاضی باید عضو کانون بازنشستگی شهرستان خود باشد”. معنی این شرط چنین می‌شود که بازنشستگانِ نیازمند، عضو کانونها هستند و کسانی که عضو کانونها نیستند وضع زندگیشان توپ! است و نیازی به وام ندارند!! یکی دیگر از شروط این است که “متقاضی باید کارت عضویت کانون بازنشستگان را داشته باشد”. شاید برای عده ای سوال شود که با وجود شرط اول، این شرط دوم اضافی می‌باشد.

در صورتی که اینچنین نیست، بسیاری از بازنشستگان به امید آنکه کانونها مشکلی از آنها را حل می‌کنند عضو این کانون ها شده اند و با پرداخت مبلغی کارت عضویت گرفته اند، کارتی که تاریخ اعتبار دارد و بعد از پایان اعتبار، بازنشسته باید مجددا با پرداخت مبلغی به کارت خود اعتبار ببخشد! اما اکثر بازنشستگان که عضو کانونها شده و کارت گرفته اند، بعد از مدتی متوجه شده اند که بر خلاف آنچه تصور می‌کردند، کانونها مراکزی نیستند که بخواهند مشکلات آنها را حل کنند و بدین منظور دیگر به کانونها مراجعه نکرده و در نتیجه کارتهای آنها باطل شده است. بنابراین بخش اکثریتی از بازنشستگان که عضو کانونها هستند بعلت نداشتن کارت عضویتِ اعتباردار، شرایط دریافت وام را ندارند هرچند که هر ماه بعنوان “حق عضویت در کانون” مبلغی از حقوق آنها کم می‌شود (در فیش حقوقی در بخش کسورات با عنوان” یک درصد کمک هزینه مسکن”).

اما در رابطه با همان افرادی که شرایط گرفتن وام را دارند باید گفت؛ این اعضاء فقط بدهکار بانکها نمی‌شنوند، بلکه آنها مدیون سران کانونها نیز می‌شوند که چنین لطفی در حق آنها کرده اند و به آنها وام داده اند. در نتیجه این افرادِ نمک گیر شده؛ خود را ملزم می‌بینند که در تجمعات فرمایشی، رای گیری های فرمایشی شرکت کنند و گاهی در همین رای گیری های فرمایشی به فرد خاصی رای بدهند!
اما یکی دیگر از شروط این است که ” سن متقاضی وام باید کمتر از ۷۲ سال تمام باشد”. این شرط بوی مرگ می دهد! شرطی که عموما بانکها برای پرداخت وام جهت کسب سود قائلند! حال یک نهاد که خود را متعلق به “بازنشستگان” می داند با همان معیار بانکداری می خواهد به اعضای خود خدمت کند! و به بازنشستگانی که به مرگ نزدیکترند وام نمی‌دهد!!!

این وام دادنها و اقداماتی همچون سفرهای زیارتی و یا سیاحتی تلاش برای خدمت کردن نیست بلکه فریبکاری است با این نیت که با معرفی نمودن خود بعنوان یک خادم به هدف نهایی خود برسند یعنی از موقعیت خیّر و خادم بودن خود سوء استفاده نمایند و بازنشستگان را در مقابل زندگی فلاکت بار خود به “سکوت” دعوت کنند.

اما امروزه دیگر بازنشستگان فریب ظاهر این کانونها را نمی‌خوردند و بجای سکوت اختیار کردن به خیابانها آمده و حق و حقوق خود را فریاد می زنند. آنها به این مسئله پی برده اند که این وام های بی اعتبار و این سفرهای زیارتی سیاحتی مشکل آنها را حل نمی کند و برای آنکه قدرت خرید سال گذشته را همچنان حفظ نمایند و در فقر و فلاکت بیشتر غرق نشوند، باید در خیابان؛ در راه “افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم” مبارزه کنند.

کارگران، برای گرفتن خواسته های خود متحد شویم.

18 دی 99

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram