کودک همسری یا بردگی در جامە ایدئولوژیک، کوثر فتاحی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

فقر مالی کە فقر فرهنگی را هم بدنبال خود میآورد، بسیاری از خانوادە ها را ناچار کردە است کە تن بە ازدواجهای زود هنگام بدهند چراکە کە توان تامین نیازهای معیشتی کودکانشان را در خود نمی بینند.

 

کوثر فتاحی، عضو کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت گذار

کودک همسری معضلی اجتماعی است کە رویاهای کودکان را در غل و زنجیر گرفتار کردە و حقوقشان را تضییع میکند. پدیدەای زنندە کە علاوە بر تلاشهای جهانی در خصوص توقف و کاستن از سیر صعودی آن، در ایران هنوز راه بجایی نبردە است و حکومت ایران کماکان پیشتاز تشویق و ترویج مردم برای روی آوری بە این شیوە مدرن بە بردگی کشیدن کودکان است آن هم با لباس مبدل ایدئولوژیک!. جای تامل دارد کە ایران و سودان تنها دو کشوری بودند کە با قطعنامە منع ازدواج کودکان در کمیتە حقوق بشر سازمان ملل مخالفت کردند. اگرچە این طرح برخلاف میل ایران تصویب شد، اما این قطعنامە بە خودی خود دولت ها را از نظر قانونی موظف بە پایبندی بە آن نمی کند. ایران هموارە اعلام کردە کە این طرح مغایر با دین و عرف جامعە اسلامی ایران است. قوانین در ایران ١٣ سال را برای کودکان دختر و ١٥ سال را برای کوکان پسر، سن رسمی ازدواج درنظر گرفتە است. اگرچە این سن طبق مادە ١٠٤١ قانون مدنی ایران، حتی میتواند پایین تر هم باشد. طبق تبصرەای کە در آن اینگونە ذکر شدە است کە عقد نکاح دختر قبل از رسیدن بە سن ١٣ سال و پسر قبل از رسیدن بە سن ١٥ سال منوط است بە شرط رعایت مصلحتی کە با تشخیص دادگاه صالح تعیین می شود. بدین معنی کە ازدواج در چنین سنینی هم قابل اجرا و هم قانونی است. این مصلحت البتە هرگز توسط دادگاه نە مد نظر است و نا با چنین نگرشی قابل تشخیص، بلکە این نیز بازی دیگری است کە مسیر بە بردگی کشیدن کودکان را هموارتر از قبل میکند.

بدنبال وارسی این قوانین هر انسان آگاهی بە وضوح بە این موضوع پی میبرد کە در پس پردەی این قوانین همان نگاه مرتجعانەای حضور دارد کە زن را موجودی با برآمدگی های جنسی صرفا برای ایجاد لذت مردان و ماشینی برای تولید و فرزندآوری میشناسد و نە چیز دیگری.

نگاه بو گرفتەای کە از تنگنای سکسیسم حاکم بر جمهوری اسلامی و قانون گذاران آن هویدا میشود.

مرزناشناسی این نگاه ابزاری بە قدری فاحش است کە حتی گریبان خودشان را هم گرفتە است. فشاری کە برخی از زنان مجلس را بە تشکیل فراکسیونی تحت عنوان فراکسیون زنان مجلس کە سعی در اصلاح این قوانین داشت، وادار کرد. اما در نهایت و همانطور کە قابل پیش بینی هم بود این طرح و تلاش حداقل هم با ارجاع بە کمیسیون قضایی با شکست مواجە شد، کمیسیونی کە تمام اعضای آن مردند! دیری نپایید کە این درخواست از تلاش برای لغو قوانین کودک همسری تنها بە لغو ازدواج های زیر ١٣ سال تقلیل یافت کە آن هم البتە تاکنون راه بە جایی نبردە و نمی تواند ببرد.

سران قانون گذار از هر فرصتی برای ترویج کودک همسری بهرە جستند و با استفادە از ابزارهای آموزشی و رسانەای کە در دست دارند با استفادە از پدوفیلیاهای بە ظاهر کارشناس در مورد زنان و ازدواج و فرزند آوری در کمال وقاحت از طرفی سعی در علمی جلوە دادن این معضل هستند و از جانبی دیگر در تلاش مشروعیت بخشیدن بە افکار بیمار خود. نگاهی کە بە وضوح در اظهارات اخیر وزیر بهداشت در تلویزیون ایران نمایان بود. می گوید زنان حتی در سنین پایین تر از ١٠ سال هم میتوانند باردار و متعاقبا بە جایگاه والای مادری دست یابند! کە بیشتر بە پلاتی از نقشهای خالە بازی کودکان میماند تا واقعیت های امروزی زندگی انسانی.

برای درک بهتر این موضوع با نگاهی بە آمارهای منتشر شدە از جانب حکومت ایران بە عمق فاجعە دست خواهیم یافت. بر اساس آمار سازمان ثبت و احوال تنها در سال ٩٧، ٣٢٤ مورد ازدواجهای کمتر از ١٥ سال در پسران و ١٣ هزار و ٥٤ ازدواج در دختران کمتر از ١٣ سال بە ثبت رسیدە است. همچنین ١٣٣ هزار و ٨٦ ازدواج در دختران ١٤ تا ١٨ سال بە ثبت رسیدە است. در این میان اما نکتە قابل توجە دیگر، آمار ١١هزار و ٥٣٥ طلاق در سنین ١٤ تا ١٨ سالگی است کە دامان این کودکان را گرفتە است کە بعضا دارای فرزند نیز هستند. این آمار تنها بخشی از عمق فاجعە را نشان میدهند چە بسیارند ازدواج هایی کە بخصوص در روستاها و مناطق حاشیە نشین ثبت نشدەاند. از طرفی دیگر با مقایسە این آمار بعد از گذشت چند سال متوجە روند رو بە رشدی میشویم کە بسیار نگران کنندە است.

بعناون مثال بر اساس آماری کە ایسنا منتشر کردە است تنها در سە ماه نخست سال جاری هفت هزار و ٢٣ مورد ازدواج کودک بین دە تا چهاردە سالە ثبت شدە است و این جدای از آمار غیر رسمی و ثبت نشدە ازدواج این کودکان است.

بارداری زیر ١٨ سال برای زنان میتواند بە شدت آسیب زنندە باشد و برای مادران خردسال حتی مرگ را بدنبال داشتە باشد. این زنان از نظر جسمی و روانی و عاطفی آسیب های جدی می بنند ضمن اینکە از تحصیل هم محروم میشوند، محرومیتی که بازماندگی از استقلال مالی را در آیندە بە همراه خواهد داشت. سیکلی کە بە بازتولید نسل های سوختە ای کە یکی پس از دیگری نابود میشوند کمک کردە و همچنان چرخە فرودستی زنان را حیات می بخشد.

اما جدای از قانونی کردن بردگی کودکان، از طریق سیستم سراسر زن ستیز ایران، چە دلایل دیگری در رشد پدیدە کودک همسری میتواند نقش داشتە باشد؟ بە گمان من قانون بخشی بنیادی و بسیار مهم در توسعە، بازتولید و ایجاد این پدیدە ایفا میکند. فرهنگ از طریق قانون رشد می یابد و ارزشها با قانون معرفی و کم کم تبدیل بە یک هنجار اجتماعی میشوند کە در این مورد بخصوص با ترویج ازدواج و نقش های مادرانە برای زنان، از همان سنین بسیار پایین در مدارس و رسانەها و تمامی امکاناتی کە در دست دارند این باور را بە زنان و کودکان می قبولانند کە زن زمانی قابل احترام است کە در پشت سایەهای یک مرد پنهان باشد، زنی کە بارور میشود و بخوبی نقشش را در پروسەی تولیدمثل ایفا میکند. امضا نکردن کنوانسیون های جهانی رفع تبعیض علیە زنان از طرف حکومت ایران، عاملی است کە جامعە ایران را از تلاش های جهانی برای اصلاح قوانین زن ستیز و تبعیض آمیز علیە زنان محروم کردە است. البتە باید بە این مهم توجە داشت کە قانون و اصلاح قانون بە خودی خود بە معنای پایان این پدیدە نیست. چراکە بسیارند کشورهایی کە علیرغم ممنوعیت ازدواج کودکان هنوز هم در کنترل این عارضە دچار مشکل هستند. از سوی دیگر نباید فراموش کنیم کە بسیاری از والدینی کە تن بە کودک همسری میدهند خود قربانی همین پدیدە هستند. ازدواج هایی در سنین بسیار پایین و فرزند آوری زودهنگام بدنبال آن!، ارزش های سنتی و مذهبی کە در راستای حفظ آبروی خانوادگی بە جامعە تزریق میشوند و از فرهنگ پدرسالاری تغذیە میکنند یا از طرفی هنجارهای کوبندەای کە برای زنانی کە در سنین بە اصطلاح بالاتر ازدواج میکنند القابی چون دختران ترشیدە را بە کار میبرد! و این خود ادامەی همان تفکری است کە تنها ماموریت زنان در زندگی را ازدواج، می دانند. کالایی کە هرچە دست نخوردەتر و جوان تر باشد مرغوب تر بە حساب می آید. فشارهای روز افزون اجتماعی کە نخستین اولویت زنان را همیشە بە ازدواج و همسریابی تغییر میدهد، رسومی کە در فرآیند ازدواج کمترین توجهی بە کیفیت زندگی زوجین دارد و در مقابل خرید و فروش و زرق و برقی کە بیشتر تلاشها و اقدامات قبل ازدواج را بە خود اختصاص میدهد و البتە کە این جریان هر کودکی را بە سمت خود میکشد مخصوصا با تمرینی کە همە کودکان در بازیهای خالە بازی و عروس بازی در دوران بسیار کودکی خود تجربە کردەاند. خرید و فروشی کە حاصلش چیزی جز رنج برای زنان نخواهد بود.

موضوع دیگری کە در بازتولید این فاجعە نقش ایفا میکند عادی نبودن جایگاه سکس است در ایران بە این مفهوم کە در یک چنین جامعەای هر گونە بحث دربارە طبیعی ترین غریزە انسانی تابو و بسیار پر هزینە است. هیچ شناختی بە جز سرکوب و نفی کردن احساسها و عواطف و گرایش های انسانی وجود ندارد و هر تمایلی از طریق ازدواج پاسخ دادە میشود کە ازدواج های موقت کە در سنین پایین هم مشاهدە میشود، مصداقی است از همین زاویە نگرش. در نهایت محصول این تابوها انواع بیماری های جنسی و اختلالاتی است کە ریشە بسیاری از معضلات اجتماعی را در خود دارند. کە متاسفانە امروزە جامعە ایران گرفتار آنهاست. پدوفیلی نوعی اختلال جنسی است کە فرد بە کودکان زیر سن گرایش دارد و من افراد بالغی کە تن بە ازدواج با یک کودک میدهند را بخشی از این گروه پدوفیلی میدانم کە خود نیاز بە مراقبت و درمان دارند. چرا کە از یک کودک ١٣ سالە یا کمتر بە جز انجام سکس بدنبال چە چیز دیگری در زندگی مشترک میتوان بود؟

فقر عامل تعیین کنندە دیگری است کە گریبان ایرانیان را گرفتە است فقر مالی کە فقر فرهنگی را هم بدنبال خود میآورد، بسیاری از خانوادە ها را ناچار کردە است کە تن بە ازدواجهای زود هنگام بدهند چراکە کە توان تامین نیازهای معیشتی کودکانشان را در خود نمی بینند.

اعتیاد و آسیب های اجتماعی خانوادە از دیگر عوامل ازدواج زودهنگام کودکان در ایران محسوب میشوند.

جامعەی ایران بە اقدامی فوری در این زمینە نیاز دارد، فرهنگ سازی و ایجاد تصویری انسانی در مورد زندگی زنان وظیفەای حیاتی است. تغییر سیستم آموزش و پرورش در ایران، وضع قوانین انسان محور کە نە از آسمان و بلکە از زمین سرچشمە گرفتەاند، رفع تبعیض و اقداماتی در جبران عواقب تبعیضات متعددی کە در ایران در حال انجام هستند، ریشە کن کردن فقر و رفع نیازهای اولیە معیشتی انسانها، برنامە های آگاه گرانە در این موارد، ایجاد نهادهایی برای آگاه سازی و رشد بخصوص در نواحی حاشیە نشین، قبیح کردن این پدیدە و ایجاد گفتمان در میان کنشگران جامعە و دەها اقدام دیگری کە البتە تاثیر گذارترین آنها بدون شک عبور از جمهوری اسلامی و تلاش برای تغییر این سیستم تبعیض محور است.

 

١٠ \١\ ٢٠٢١

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram