نامه فاطمه ملکی همسر محمد نوریزاد

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

تاسف بار است جوانان ما را به خاطر یک تجمع ، یک اعتراض و یک همدردی می گیرند می برند تا آنها را متنبه کنند و غافلند که تخم کینه را می کارند تا کی درو کنند.

 

به نام خدای آزادی
نزدیک به چهار ماه است علی در زندان فشافویه جوانی خود را سپری می کند بدون هیچ گناهی. هر بار از او سوال می کنم اوضاع چطور است؟ می گوید: همه چی خوب است، شما نگران نباشید.

زندانیانی که در این سرمای زمستان آبگرم ندارند و از حمام کردن محرومند، فقط یک حمام اختراعی عمو نباتی آنهم برای شصت نفر؛ بخوبی می توان تصور کرد که چه خبر است. یک سالن با سه اتاق، یک اتاق مربوط به مالی ها و دو اتاق دیگر مربوط به سیاسی هاست. اتاق علی هشت تخت سه طبقه دارد؛ علی ساکن طبقه سوم است، بیست و چهار نفر در یک اتاق.

در تصورم هم نمی گنجید که چنین روزهایی را برای فرزندان سرزمینمان ببینم. به علی می گویم روزها چه می کنی؟ میگوید: ساعاتی به کارهای شخصی و عمومی می پردازم، مابقی را ورزش می کنم، کتاب می خوانم و می نویسم، گهگاهی هم در کار آشپزی کمک می کنم. بد نیست بدانید که در هفته فقط یکی دوبار غذای زندان را می خورند، مابقی را خود تهیه می کنند. از آب شرب گرفته تا مواد غذایی همه را از فروشگاه زندان می خرند. هر زندانی کارت بانکی دارد که خانواده ها باید شارژش کنند؛ اغلب زندانیان خود نان آور خانواده اند، و مجبورند در زندان تن به بیگاری بدهند تا مگر از پس فقط مخارج خود بر بیایند !!! خانواده هاشان هم خدا می داند که چگونه سر می کنند.

آه، خدایا قلبم بدرد آمد از این همه درد و رنج.
علی شبها می خواند و می نویسد؛ می پرسم: مگر خاموشی نیست؟ می گوید: نه، تازه لامپ را هم عوض کرده ایم تا نور زیاد شود و سوسک ها و ساس ها حرکت نکنند؛ یکی از دلایل بالا نشینی من همین است. چند روز پیش تخت ها را به حیات بردیم آتش آوردند باعث شد تا حدی ساس و سوسک برطرف شود.

تاسف بار است جوانان ما را به خاطر یک تجمع ، یک اعتراض و یک همدردی می گیرند می برند تا آنها را متنبه کنند و غافلند که تخم کینه را می کارند تا کی درو کنند.

آخر یکی پاسخ بدهد این همه انرژی مادی و معنوی صرف چه می شود؟
زندانیان بیگناه را آزاد کنید از خدا بترسید و بس کنید.
علی را گروگان گرفته اید تا چه بشود؟

آقای نوریزاد هم بر اساس رای کمیسیون پزشکی مبنی بر عدم تحمل حبس باید هر چه زودتر آزاد شوند و تلفنشان باید وصل شود. چهار ماه بدون تلفن گذشته، صبر ما را بیش از این نیازمایید.

ما منتظریم که آقای نوریزاد خود تماس بگیرند و خبر آزادی را به ما بدهند. امیدواریم که این انتظار به درازا نکشد.
فاطمه ملکی / ۳۰ دی ماه ۹۹

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram