امروز قوه قضائیه برایم اجراییه فرستاده، تنها احساسم وقتی دیدم نفرت بیشتر بود، پوران ناظمی

این واقعیت حکومت اسلامی است: دروغ، چپاول ،خیانت بی اخلاقی و……بزودی رسوایی.

 

پوران ناظمی

نفرت از حکومتی که از چهارده سالگی چندین بار انسانی را ببرد شکنجه کند زندان دهد و…
سی و پنج سال هر روز و ساعت حلقه های فشار و بی‌عدالتی را تنگتر کند …
حکومتی که بجز پرستوهای زیبا
کلاغ های زشت دست آموز هم دارد
از کلاغهایی که قالب صابون تا قالب پنیر می‌دزدند.
حکومتی که میخواهد با هر ترفند و مکر وبی اخلاقی شریانهای مالی مخالفان را قطع کند
خودشان راههای جعل و سندسازی را به مهره‌هایشان می آموزند
وقتی لازم باشد فرماندهان عملیاتی را برای نشان دادن اقتدارشان می‌فرستند تا اسلحه را بر شقیقه ای بگذارد که زیر بار ظلم و دروغ نمی رود
این داستان زندگی من است
رستوران و مزرعه ای با سختی به راه انداختیم.
وقتی دیدند از ثمره تلاشمان محبت می‌کنیم از همراهی و همدلی ترسیدند از اینکه مردمی که زندگیشان را جهنم کردند در کنار هم بفهمند و بمانند ترسیدند
و…
کوتاه کنم
چه کسی باور می کند یک دزد و جاعل به استخدام اطلاعات دربیاید، سابقه زندانش از سیستم نیروی انتظامی پاک شود.
وقتی لازم است سندی در محضر امضا کند هیچ سیستمی امضایش حتی نامش را قبول نکند و اصطلاحا ارور بدهد و بعد مشخص بشود که به ثبت احوال گفته‌اند مدتی او را متوفی معرفی کنند ( دوبار در مدت یکسال) و دادگاه بگوید اشتباه شده.

فرمانده عملیات اطلاعات یک استان بیاید در شلوغترین قسمت شهر جلوی دوربینها اسلحه بکشد تهدید کند و تو هرچه فریاد بزنی دادیار دستور دیدن دوربینهای رستوران را ندهد .

شبانه بیایند دیوار را تخریب کنند هرچه هست بدزدند اما در برابر اصرار و شکایت تو دادیار صریح بگوید دستور دادند ورود نکنیم ….
تنها بازپرس منصف را از مرکز استان به شهر دور تبعید کنند
و….
چه کسی باور می کند باند جعل و قاچاق و رشوه ریشه در میان ریشهایی داشته باشد که بر کرسی قضاوت و عدالت تکیه زدند .
چه کسی باور می کند بیشترین فساد و گناه شرعی را می‌کنند
چه کسی باور می کند دادستان وکلایی داشته باشد که پرونده های تضمینی قبول کنند
و وکلای دیگر بترسند پرونده مقابلش را قبول کنند .
چه کسی باور می کند برای خیانت خانه ۲۰۰۰متری بدهند …
وام های کلان و….
این واقعیت حکومت اسلامی است
دروغ، چپاول ،خیانت بی اخلاقی و……بزودی رسوایی.