تصور کنید این خانواده در آن مسیر یک ساعته چه دلشکستگی و ترس و وحشتی را احساس کردهاند. اینها دقیقا تجربیاتی هستند که تمامی خانواده های زندانیان سیاسی در سراسر دنیا با آن دست و پنجه نرم می کنند. حکومتهای سرکوبگر با چنین ظلمهایی که شخصی و خانوادگی هستند مخالفان خود را تنبیه می کنند.
من افتخار آشنایی با نسرین و خانوادهاش را حین ساختن فیلمی درباره زندگی و فعالیت های او داشته ام. اواسط سال ۱۳۹۵ درست وقتی که عده ای از سیاستمداران آمریکایی آواز منع ورود مسلمانان را سرگرفته بودند، ما کار ساخت این مستند را شروع کردیم. من می دانستم که داستان زندگی نسرین می توانست به مبارزه علیه چنین تبعیضاتی کمک کند و استقامت مردم ایران و تنوع فرهنگی شان را نشان دهد.
نسرین ستوده ۵۷ سال پیش در خانواده ای مذهبی اما مشوق و حامی او در همه مراحل زندگیاش متولد شد. به عنوان یک وکیل او همواره خودش را با دفاع کردن از اقلیت های مذهبی، کودکان، روزنامه نگاران، هنرمندان، زنان، معترضان صلح جو و زندانیان اعدامی در معرض خطر قرار می داد. او در خرداد ۱۳۹۷ به قسمی برای اینکه وکالت دختران خیابان انقلاب را بر عهده داشت دستگیر شد. این زنان برای اعتراض به حجاب اجباری روسری های خود را در ملا عام از سر بر می داشتند و چون پرچم بر سر چوبی تکان می دادند.
او با وجود اینکه به دهها سال زندان و صدها ضربه شلاق محکوم شده بود، دست از مبارزه برنداشت و به اعتراض کردن علیه حکومت ادامه داد. برای مثال، در مرداد ماه امسال، او برای اعتراض به وضعیت بهداشتی زندان و سلامت زندانیان سیاسی اعتصاب غذایی ۴۶روزه کرد.
من وقتی که به نسرین و مبارزان حقوق بشر بی شماری که در سراسر دنیا با زندان و آزار و اذیت دست و پنجه نرم می کنند فکر می کنم، نا خودآگاه به یاد جان لوییس جوانی می افتم که گروهی از مدافعان حقوق مدنی را روی پل «ادموند پتیس» به سمت گاز اشکآور و سربازان دولتی و پلیس های باتوم و شلاق به دست هدایت می کرد. اتفاقی نیست که هم نسرین و هم جان لوییس تصویر ماهاتما گاندی را در دفتر کار خود داشتند. یکی از تابلوهای نسرین سخنی از گاندی است که می گوید: « اصلیترین میزان مدنیت یک جامعه در طرز رفتار با قشر مظلومش آشکار می شود.»
همچون نلسون ماندلا که گاندی را تحسین می کرد و همواره از او سخن می گفت، نسرین ثابت کرده است که کسی نمی تواند صدایش را، حتی در زندان خاموش کند. آذر ماه امسال او برنده جوایز «زندگی درست» که به «نوبل جایگزین» هم معروف است و «جایزه النور روزولت برای پیشرفت حقوق بشر در جهان» توسط کانون وکلای آمریکا (همراه با دکتر آنتونی فاوچی و بیلی جین کینگ) شد. در قبال این افتخارات، دولت جمهوری اسلامی او را به یکی از کثیفترین زندان های ایران منتقل کرد.
طبق گزارشات عفو بینالملل، «زندان قرچک ساختمان مرغداری بوده است که امروزه زنان متهم به جرایم جنایی را در شرایطی غیرقابل پذیرش و بر خلاف حداقل استانداردهای سازمان ملل برای زندان ها و رفتار با زندانی ها نگه می دارد. برخی از شرایط این زندان از قبیل کف های آلوده به لکه های ادرار، عدم وجود سیستم تهویه هوا و سرویس بهداشتی مناسب، شیوع بیماری های واگیردار و خوراک نامطبوع چون آب شور و سنگ در غذا هستند.»
نسرین که از یک عارضه قلبی بسیار جدی رنج می برد، یک ماه بعد از ورود به زندان قرچک به ویروس کرونا مبتلا شد، ولی خوشبختانه پس از توجه جهانی که به خود جلب کرده بود و فشارهایی که به دولت آورده شد، توانست روز۱۲ دی ماه به مرخصی سه روزه ای که حتی برای مدت بسیار کوتاهی تمدید شد بیاید و برای قلبش آنژیوپلاستی انجام دهد.
آیا بازگرداندن نسرین به زندان درست یک روز قبل از مراسم تحلیف ریاست جمهوری جو بایدن و معاونت کامالا هریس اتفاقی است؟ پاسخ دادن به این سوال غیر ممکن است، اما تا به امروز، دولت جمهوری اسلامی بارها از زندانیان سیاسی به عنوان مهره برای بازی های سیاسیاش استفاده کرده است. بایدن صحیح گفت وقتی که سیاست خارجی دولت پیشین علیه ایران را «شکستی خطرناک» خواند. اکنون وقت آن رسیده است که دوباره برجام زنده شود تا بار دیگر اعتماد بین دو کشور برقرار و فشار آوردن برای اجرای حقوق بشر در ایران از سرگرفته شود.
در نامه ای که نسرین پس از بازداشتش به من و تهیه کننده فیلم، مارشا راس نوشته بود گفته است، « میدانید که این نامه را از داخل زندان برایتان میفرستم و از این رو بیشتر دوست دارم از آزادی سخن بگویم. پس اجازه دهید از آرزوهایم با شما سخن بگویم. از راههای رفته و نرفته، از سخنان گفته شده و نگفته و آرزوهایی که با ما ماندهاند و آنها که بر باد رفتهاند. هیچ دولتی نمیتواند از سر دشمنی، انسانها را از روابط انسانیشان منع کند. هیچ دولتی حق ندارد انسانها را از انسان بودن شان تهی کند. از این جهت ما نظاره گر عباراتی هستیم که دولتمردانمان نثار یکدیگر میکنند در حالیکه بیش از هر زمان دیگری نیازمند دوستی و عشق و محبتیم. من قدردان این همراهیها هستم که اگر غرور و اراده جمعی هنوز در ما، انسانهایی در این گوشهی کرهی زمین باقی مانده است، از این همراهیها است.»
تقاضای آزادی فوری برای نسرین و صدها زندانی سیاسی صلح طلب راهی برای باز کردن زخمهای خصومت بین دو کشور نیست. بلکه قدمی حیاتی به سمت گشایش درهای احترام و مشارکت است. همانطور که نسرین گفته، زمان آن فرارسیده تا «تا به دوستی تکیه کنیم و به سوی یکدیگر قدم برداریم.»
ترجمه فارسى، پريسا سارنج