ایران رکورددار سوانح کارگری در دنیاست، مجید ناصری

درخلال ٤١ سال گذشته از طرف رژیم هیچ گونه عکس‌العملی نسبت به بهبود وضعیت محیط کار و کارگر انجام نشده زیرا در رژیم جمهوری اسلامی جان انسان‌ها هیچ گونه ارزشی ندارد. 

 

مجید ناصری، عضو کارگروه کارگران، مزدبگیران و فرودستان شورای مدیریت گذار

وضعیت ایمنی کارگران در محیط کار حتی آنچه که در روزنامه ها و در رسانه های متعلق به رژیم و یا رسانه های خارج درج می شود، از نظر گستردگی و عمق به قدری فاجعه بار هست که انسان نمی داند به کدام یک از ابعاد این فاجعه متمرکز بشود. مسئله حیات انسان هاست خصوصا کسانی که بار اقتصاد و ساخت و ساز و تولید یک کشور را بر دوش دارند و بزرگترین فاجعه این است که حیات این انسان ها در چشم و فکر و اندیشه سران رژیم فاقد ارزش هست و رژیم جمهوری اسلامی به قدری مشغول استراتژی های ضد مردمی و ضد ایرانی خودش هست که فرصتی پیدا نمی کند تا به ضایعاتی که بر سرمایه انسانی مردم ایران وارد می شود فکر کند

بر پایه اطلاعات و آمار منتشر شده چه در سطح روزنامه ها و چه در واقعیت محیط های کار، در خلال سال های عمر رژیم جمهوری اسلامی خصوصا در دهه اخیر ، تعداد قربانیان سوانح کار هر سال نسبت به سال پیش سیر صعودی داشته است و الان ایران در زیر سلطه رژیم جمهوری اسلامی رکورد دار سوانح کارگری در دنیاست. توجه شما را به گوشه ای از آمار سوانح ثبت شده که البته تفاوت فاحشی با آمار واقعی دارد

خبرگزاری مهر ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ 

هر ساله ۱۷ درصد حادثه مرگبار در کارگاه های ساختمانی جهان اتفاق می افتد که در ایران این میزان بالغ بر 46 درصد است که بیانگر فاصله معنادار وقوع حوادث ناشی از کار ساختمانی در ایران نسبت به کشورهای دیگر است

خبرگزاری ایسنا ۹ اسفند ۱۳۹۱

به گزارش خبرگزاری ایسنا، سهراب براندیشه، مدیرکل تعاون ، کار و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه، نیز در مورد حوادث کار گفته است که نیمی از این حوادث در پروژه‌های ساختمانی  و بیشتر بخاطر گودبرداری غیراصولی و ریزش ساختمان اتفاق می‌افتند که “در ۷۰ درصد این رخدادها، مرگ نیروی کار قطعی است“.

به گزارش ایلنا مدیر کل پزشکی قانونی استان تهران از افزایش ۵۰درصدی مرگ ناشی از حوادث کار نسبت به سال قبل خبر داد. به گفته بشیر نازپرور، آمار مرگ و میر ناشی از حوادث کار نسبت به سال قبل ۶ / ۴۹ افزایش یافته است. به گفته نازپرور، در تیرماه امسال نیز فوت ناشی از سوانح حین کار در تهران نسبت به تیرماه سال قبل ۴۱ مورد بوده که حاکی از افزایشی ۶ / ۷۳ درصدی است.

تسنیم می‌نویسد: «در سال‌های گذشته مرگ و میر نشانی از سوانح کاری رشد دائمی داشته و از ۶۹۷ فوت در سال ۱۳۸۳ به ۱۹۹۴ فوت در سال ۱۳۹۲ رسیده است.»

هر ۱۶ روز یک معدنچی در ایران بر اثر سانحه ریزش معدن یا سقوط کشته می‌شود. معاون فنی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در مراسم افتتاحیه کارگاه کشوری بهداشت معادن در خرم‌آباد، اعلام کرد که بر اساس آخرین آمار، در هر ۱۶ روز یک معدنچی در معادن ایران بر اثر سانحه ریزش معدن یا سقوط، جان خود را از دست می‌دهد.

ایران رکورد دارد سوانح کارگری در دنیاست

خبرگزاری مهر به نقل از رئیس کانون کارگران ساختمانی می‌نویسد: «ایران با ۱۵ هزار حادثه‌دیده کارگری در دنیا رکورددار است .میزان فوت ناشی از حوادث کار در ایران بسیار بالاست. جان و سلامت کارگران ساختمانی بیش از سایرین در معرض خطر است. یا بیمه‌ای در کار نیست، یا همه انواع سوانح کاری را شامل نمی‌شود. میزان مرگ و میر، جراحت و نقص عضو در محیط‌های کار ایران به مرز نگران‌کننده‌ای رسیده است. نگاهی به ستون حوادث رسانه‌ها تاییدی است بر این مدعا.

سوانح در سال ۱۳۹۸

سازمان پزشکی قانونی روز سه‌شنبه هشتم مرداد / ۳۰ ژوئیه با اعلام تعداد کسانی که در سه ماهه اول سال جاری در اثر حوادث ناشی از کار جان خود را از دست داده‌اند از افزایش ۱۷,۹درصدی حوادث کار نسبت به بهار سال ۹۷ خبر داد. پزشکی قانونی مازندران از افزایش حوادث ناشی از کار در این استان خبر داده بود. در سه ماهه اول امسال حوادث کاری در استان مازندران به نسبت مدت مشابه سال قبل ۳۲ درصد افزایش یافته است

لازم به اشاره است که در اتحادیه اروپا تقریباً به ازای هر ۸۵۰ مورد حادثه غیر ‌فوتی، یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شده است در حالی که در ایران به ازای هر ۱۲ مورد حادثه غیر فوتی یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شده است

آمار رسمی بسیار کمتر از میزان واقعی است

اما واقعیت این هست که آمار واقعی سوانح بسیار بیشتر آمار ثبت شده است زیرا:

۱- اکثر سوانح در کارهای ساختمانی روی می دهد و در این قسمت هم بخش زیادی از کارگران بیمه نیستند.

۲- سوانح رخ‌داده بر کارگران بیمه ‌نشده‌ در آمار ثبت نمی شود.

۳- آمار سوانح کارگران شاغل در کارگاه های با کمتر از ۱۰ نفر ثبت نمی شود و آمار سوانح کارگران بدون مجوز کار ثبت نمی شود

۴- کارفرما ها به این خاطر که کارگاه شان در لیست سیاه قرار نگیرد از پر کردن فرم سانحه خودداری می کنند.

   

نمودار بالا نشان می دهد که بیشترین سوانح منجر به مرگ در پروژه های ساختمانی روی می دهد، جائیکه بیشتر کارگران بیمه نیستند و آمار سوانح ثبت نمی شود.
نظارت بر محیط های کار یا صورت نمی گیرد و یا به ندرت صورت می گیرد 

اجرای کار و نظارت بر اجرای صحیح کار توسط دو ارگان متفاوت صورت می گیرد. این امر به عنوان یک امر شناخته شده هست. در ایران آنچه که برفراز بازرسی از کارگاه ها، کیفیت آیین نامه ها و اجرای آنها ، بود و نبود امکانات ، بود و نبود آموزش و غیره نقش بازی می کند این است که بیش از ۸۰ درصد پروژه های بزرگ ساختمانی، سد سازی، راه سازی ساخت تونل توسط سپاه و قرارگاه خاتم النبیاء آستان قدس، بنیاد مستضعفان اجرا می شود، سئوال اینجاست که چه ارگانی و با کدامین قدرت می خواهد بر کارهای این دستگاه های نظامی امنیتی که در خیابان ها خون جوانان بیگناه معترض را بر زمین می ریزند نظارت کند. چه کسی و یا ارگان و وزارت خانه ای می تواند در کار این ارگان های سرکوب حسابرسی کند. به بیانی دیگر ، در بزرگترین پروژه های ساختمان سازی، راه سازی، سد سازی و احداث تونل که به دست سرداران و عوامل امنیتی و مافیای سرکوب و غارت رژیم هست ، نه نظارتی هست و نه کسی قدرت نظارت دارد.

می ماند پروژه ها و کارگاههایی که در دست نهاد های سپاه و آستان ها و بنیاد ها و عوامل امنیتی نیست و وزارت کار و تعاون اجتماعی وظیفه دارد که بر اینگونه کارگاه ها سر بزند و ببیند اصلا آیا کارگران بیمه هستند یا نه؟ محیط کار ایمن هست یا نه؟ کارگران امکانان ایمنی دارند یا نه؟ کارگران آموزش کافی دیده اند یا نه؟ امری که یا صورت نمی گیرد و یا به ندرت صورت می گیرد چرا؟ زیرا وزارت کار بارها در پاسخ این انتقاد که چرا نظارتی بر کار واحدهای تولیدی و خدماتی ندارد، بر کمی تعداد بازرسان تاکید کرده است. علی مظفری، مدیرکل بازرسی کارِ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ۱۴ مرداد در این ارتباط می گوید :حدود یک میلیون و سیصد هزار بنگاه اقتصادی دارای کد کارگاهی در سازمان تامین اجتماعی به ثبت رسیده است و استعداد بازرسی کار کشور نیز حدود ۹۰۰ بازرس کار است.» هر واحد تولیدی در بهترین حالت هر چهار سال یکبار می‌تواند مورد بازرسی قرار گیرد.
با استمرار حاکمیت رژیم هیچ امیدی به بهبودی وضعیت کارگران نیست

با استمرار حاکمیت این رژیم نه کارگران به حقوق خود خواهند رسید، نه زنان، و نه مصالح کوتاه مدت و بلند مدت مردم ایران تضمین خواهد شد، استراتژی این رژیم بر مبنای مصالح گروه ها و طبقات اجتماعی مردم ایران تنظیم نشده، استراتژی اش، تبدیل شدن به یک امپراطوری مذهبی با قدرت اتمی هست، آنان سرگرم ساختن موشک های نقطه زن، هستند، سرگرم پروراندن گروه های تروریستی برای بسط و گسترش اتوریته خود در منطقه خاورمیانه و افریقا هستند. لذا با استمرار حاکمیت این رژیم طبقات فرودست که الان اکثریت مردم ایران را تشکیل می دهند، در زیر دست و پا له خواهند شد، خودکشی ها، تن فروشی، بچه فروشی، کلیه فروشی، چشم فروشی افزایش پیدا خواهد کرد ، دزدی، فساد و تبهکاری هر روز بیش از روز قبل فزونی خواهد گرفت، با این رژیم نه آموزشی در کار خواهد بود و نه امکانات برای تامین ایمنی در محیط کار فراهم خواهد شد و نه قوانین به نفع کارگران، مزدبگیران و فرودستان تغییر خواهد کرد.

تا زمانی که جمهوری اسلامی در ایران بر سر کار است، جامعه‌ی کارگری ایران که بخش عظیمی از ملت ایران را تشکیل می‌دهد، هرگز روز خوش به خود نخواهد دید. زیرا امروز بیش از ۹۰ درصد از کارخانجات و شرکت‌های بزرگ در دست رژیم و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و پاسداران است. دوم این که محیط کار کارگر از دیرباز به‌ علت این که کارفرمایان کارگران را برای سودجویی بیشتر تحت فشار قرار می‌دهند، هرگز سالم‌سازی نشده و از آنجا که جمهوری اسلامی با توجه به حساسیتی که روی نام کارگر دارد و با توجه به تنگناهایی که در این ٤١ سال برای کارگران به ‌وجود آورده، هرگز به این کار مبادرت نخواهد کرد. چرا؟ چون اولاً آن کسانی که ریاست یا مسئولین شرکت‌ها و کارخانجات هستند، هیچ گونه سنخیتی با جامعه‌ی کارگری و هیچ گونه اطلاعی از وضعیت معیشتی و محیط کار و کارگر ندارند، این‌ها بخش عظیمی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و پاسدارها هستند. از طرف دیگر آن‌هایی هم که در رأس شرکت‌های پیمانکاری گمارده می‌شوند، آن‌ها هم وابسته به خود رژیم هستند.

درخلال ٤١ سال گذشته از طرف رژیم هیچ گونه عکس‌العملی نسبت به بهبود وضعیت محیط کار و کارگر انجام نشده زیرا در رژیم جمهوری اسلامی جان انسان‌ها هیچ گونه ارزشی ندارد. محیط کار را در صورتی می‌شود سالم‌سازی کرد، که نمایندگان سندیکاهای کارگری در سطح کارخانجات و شرکت‌های مختلف مستقر باشند و بتوانند بر وضعیت کارگر در محیط کار نظارت داشته باشند. امری که رژیم به شدت با آن مخالف هست.

چه باید کرد؟

باید اعتراضات را گسترش داد ، اما با هدف گذار از رژیم جمهوری اسلامی. اعتراضات حتما بایستی با خواسته های صنفی صورت بگیرد ، اما خواسته هایی که که بخش عظیمی از جامعه کارگری را با خود همراه کند. شعارهای صنفی کلان که برای همه نیروی کار مشترک باشد، مانند شعار ایمن کردن محیط کار، شعار بازرسی مداوم از محیط های کار، شعار حق آموزش مقررات ایمنی برای نیروی کار، شعار بیمه تصادفات در محل کار برای همه نیروی کار. شعار حق داشتن تشکل مستقل ، طرح این خواسته ها موجب می شود که اولا همه بخش های کارگری به حقوق خود آشنا شوند ، ثانیا حول این خواسته ها متشکل شوند ، ثالثا حول این خواسته ها با رژیم درگیر شوند و به هنگام ضرورت در تمام محیط های کار و تولید اعتصاب کنند.

باید سعی کرد تمامی سوانح در محل های کار به عرصه عمومی کشیده شود، به رسانه های مجازی ، تا کارگران در خاموشی قربانی نشوند، باید عمق فاجعه مداوما به تصویر کشیده شود. وجدان عمومی مردم ایران نباید در مقابل قربانی شدن فرزندان کارگر و زحمتکش خود ساکت بنشیند.

علاوه بر این چه بهتر که هموطنان ایرانی در کشور های مختلف آیین نامه های ایمنی در محیط های کار در کشورهایی که به لحاظ ایمنی محیط کار در صدر هستند ترجمه کرده و مداوما در فضای مجازی ، پخش کنند، تا رعایت مسایل ایمنی به یک امر اجتماعی تبدیل شود. خیلی از تصادفات ، از نا آگاهی ناشی می شود.