مسئله ایمنی در حین کار همچنان در حاشیه قرار گرفته و در مطالبات جنبش کارگری سخنی از آن نیست. بنابراین برای جلوگیری از روند فاجعه در حال وقوع، در گام نخست باید جوانب گوناگون حوادث در حین کار را به اطلاع اذهان عمومی جامعه رساند . تا در گام های بعدی امنیت جانی کارگران جایگاه واقعی خود را کسب نماید و جان کارگران ایران به خوبی حفظ شود.
رضا شیرازی، عضو شورای مدیریت گذار
گاهی از مواقع رخدادها چنان دهشت بار است که روح و روان آدمی را کاملا تحت شعاع قرار می دهد و درد جانسوز ناشی از آن تا مغز استخوان آدمی نفوذ می کند؛
بنابر اعلام اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل سازمان پزشکی قانونی کشور طی ۸ ماه امسال ۱۷ هزار و ۳۹۸ کارگر مصدوم و یک هزار و ۲۵۸ کارگر در کشور جان خود را از دست دادهاند.
اخبار تکان دهنده در مورد کشته شدن کارگران در حین کار چنان گسترده است که برای هر وجدان بیدار تکان دهنده و غیرقابل هضم است.
هیچ فرقی نمی کند که کارگر در تهران و یا در سمنان کار کند یا در زهدان و یا در معدن کرمان و یا بافق یزد یا … هر آن ممکن است که فرق اش بشکافد و یا از بلندی سقوط کند یا به مخزن بزرگی از روغن بغلتد حتی کارگران دیگری هم که برای نجات جان او تقلا می کنند، در مخزن انبوهی از روغن غرق و نابود شوند – اتفاقی که اخیرا در شهرک صنعتی قزوین به وقوع پیوست – یا کولبران در کوهستان های کردستان در زیر انبوه عظیمی از برف ناپدید شوند و یا سفیر گلوله های مرزبانان آنان را از پای درآورند، یا کارگر شاغل در واحد خدمات شهری سر بندر به دلیل درخواست پوتین کار، توسط سرپرست کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و روانه بیمارستان گردد.
اخبار در این عرصه تکان دهنده است؛ در چهاردهم دی ما دو کارگر در شهرهای گل دشت و خمینی شهر درگیر حادثه شدند یکی مجروح و دیگری جان باخت. هشتم دی ماه در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار نه کارگر در شهرهای آذر شهر، اصفهان و کرمان دچار حادثه شدند. طی این حوادث هفت کارگر مصدوم شده و دو کارگر دیگر جان خود را از دست دادند.
مدیران کل پزشکی قانونی استان های مازندران و اصفهان از افزایش سه و دوازده و نیم درصد تلفات حوادث ناشی از کار در این استان ها طی هشت ما سال جاری خبر دادند.
بر ساس آمارهای گردآوری شده توسط شبکه حقوق بشر کردستان در سال هزار و سیصد و نود و هشت حداقل هفتاد کولبر کشته و صد و پنجاه و چهار نفر نیز مجروح شده اند.
از آغاز فروردین ماه امسال تاکنون ده ها کولبر کشته و چهل و هشت نفر زخمی شده اند تعداد هشتاد و دو کولبر با شلیک مستقیم نیروهای نظامی ایران کشته شده اند.»
درحال حاضر همه می دانیم که کارگران ایران با چند مشکل اساسی روبرو هستند از قبیل؛ عدم امنیت شغلی، دستمزد ناعادلانه و استثمار شدید، عدم تشکل ها و اتحادیه های مستقل. البته مسئله عدم بیمه، قراردادهای سفید امضا و عدم قدرت چانه زنی با کارفرما و … اعتراض و به چالش کشیدن همه موارد فوق مهم و حیاتی ست. اما امنیت جانی و نبود ایمنی در کار تا کنون به عنوان مطالبه مطرح نشده و همین فقدان باعث شده است که سازمان تامین اجتماعی هیچ ترتیب اثری به برطرف کردن کاستی ها در عرصه بازرسی ندهد به تعبیر روشن تر سازمان تعاون و تامین اجتماعی دارای بازرس کافی نیست و به همین دلیل است که می بینیم حوادث کار در ایران چنان افزایش یافته است که در حال حاضر کشور ایران از نظر ایمنی در محیط کار به رده صد و چهارمین کشور در سطح جهان تنزل یافته است.
هنگامی که اخبار حوادث کار را موشکافی کنیم با مسائل گوناگونی روبرو می شویم از جمله؛ در اقتصاد حاکم بر ایران، حیات نیروی کار ماهر، نیمه ماهر و نیروی کار غیر ماهر، در همه بخشهای صنعت، معدن، راه و ساختمان و …، بی ارزش است. ما این بی مبالاتی را در عدم وجود آموزش کافی، عدم تخصیص بودجه کافی، نبود وسائل ایمنی از قبیل تورهای حفاظتی در هنگام کار – در بخش ساختمان – کفش و کلا ایمنی – در بخش صنعت – و نبود نرده های کافی برای حفاظت از سقوط و همچنین عدم وجود تونل ها با استاندارهای لازم در معادن و یا در هنگام گودبرداری ابزار کافی در اختیار نیروی کار قرار نمی گیرد و یا سرعت کار به حدی ست که دیگر مجالی برای رعایت مسائل ایمنی باقی نمی ماند. همه موارد یاد شده نشان می دهد که امر نظارت و بازرسی در کارگاه ها، معادن و مراکز صنعتی و بخش ساختمان وجود ندارد و محسوس نیست.
براستی از کجا باید آغاز کرد تا ایمنی جانی در حین کار برقرار گردد؟ به نظر می رسد که برای برقراری ایمنی در هنگام کار از یک سو طرح و برنامه روشن از طرف دیگر در اقتصاد و روند اقتصادی ایمنی نیروی کار باید جایگاه واقعی خود را بیابد و همچنین امر آموزش نیاز است. خوب می دانیم که موارد فوق در چهارچوب جمهوری آخوندی چندان ممکن و عملی نیست. با این وجود کارگران ایران فشار به حاکمیت را نسبت به پذیرش مسئولیت در این حوزه را نباید نادیده بگیرند.
فرض کنیم که همین فردا جمهوری اسلامی از هم پاشید و سقوط کرد. ما در یک روند دمکراتیک و در یک فضای آزاد قرار گرفته ایم آیا تصویب و جاری کردن قوانین ایمنی در کار گام نخست نیست؟ آیا در طرح و برنامه های اتحادیه های سراسری در ایران مسئله امنیت جانی نیروی کار بخش اصلی نخواهد بود؟
به گمان من تا زمانی که محافل کارگری، روشنفکران حامی طبقه کارگر، رهبران میدانی نیروی کار از مشکلات فراوانی که باعث عدم امنیت جانی کارگران است، سخن نگویند و حساسیت ها را در این مورد بیشتر نکنند، و بطور روشن و پیاپی اطلاع رسانی نکنند، از اهمال جمهوری اسلامی سخن نگویند، و صاحبان سرمایه و کارخانه ها را در این عرصه به چالش نکشند حتی دست به تجمع اعتراضی نزنند و … ما شاهد گسترده تر شدن فاجعه حوادث در حین کار خواهیم شد.
لذا در گام نخست باید توانست این معضل را در سطحی گسترده و در اذهان عمومی به درستی مطرح کرد به صورتی که حساسیت جامعه نسبت به این مسئله افزایش یابد و دریابد که طی یک سال صدها نفر از کارگران در حین کار کشته و مصدوم شده است و مسئولین ریز و درشت جمهوری آخوندی همچنان سکوت کرده اند.
بطور واقعی و عینی ایمنی در محیط کار به سه مسئله پیوند دارد:
- نقش دولت و قانون گذار؛
- نقش وزارت تعاون و امور اجتماعی؛
- نقش تشکل های مستقل کارگری و اتحادیه های سراسری.
تشکل های مستقل کارگری و اتحادیه ها می توانند کمبودها و ناقص از جمله عدم بازرسی، عدم وجود وسائل ایمنی در حین کار و … را به خوبی در رسانه ها منعکس کنند و مهمتر از همه مطالبه ایمنی در حین کار یکی از مطالبات اصلی در جنبش کارگری شود و بی توجه ای کارفرمایان را به چالش کشند. از طرفی سازمان تعاون و تامین اجتماعی باید بودجه کافی برای استخدام بازرسان و ناظران در کارخانه ها و معادن، در نظر گرفته و تعداد بازرسان را به نسبت کارگاه ها و معادن و مراکز کاری افزایش دهد و هر حادثه در محیط کار در گام نخست طی دستور العمل های روشن باید ثبت شود تا کارفرما و سازمان تعاون و تامین اجتماعی پاسخگو شوند تا جامعه با آمار و ارقام واقعی این مسئله پی برد. البته فورا باید اضافه کرد که جمهوری اسلامی نه در حیطه قانون گذاری برای ایمنی نیروی کار و نه سازمان تعاون و امور اجتماعی در زمینه فاجعه روز افزون کشته و مصدوم شدن کارگران ایران در حین کار اقدامات موثری را در دستور کار قرار داده اند و نه کارفرمایان گامی در این زمینه برمی دارند. کارگران هم به دلیل عدم وجود تشکل ها و اتحادیه های مستقل سراسری نمی توانند. گام های موثری در این عرصه بردارند.
سخن آخر؛
جنبش کارگری ایران تاکنون در مبارزات جاری توانسته است مسئله دستمزد ناعادلانه، طبقه بندی مشاغل، مخالفت با خصوصی سازی دولت، و اعتراض به قرار دادهای موقت و سفید امضاء و همچنین مخالفت با شوراهای اسلامی کار و بالطبع خانه کارگر و مسئله بیمه و حقوق های معوقه، حقوق کم بازنشستگان و مدیریت نادرست صندوق های بازنشستگی و …، را بدرستی مطرح نماید. اما برغم همه این ها شاهدیم که مسئله ایمنی در حین کار همچنان در حاشیه قرار گرفته و در مطالبات جنبش کارگری سخنی از آن نیست. بنابر این برای جلوگیری از روند فاجعه در حال وقوع، در گام نخست باید جوانب گوناگون حوادث در حین کار را به اطلاع اذهان عمومی جامعه رساند . تا در گام های بعدی امنیت جانی کارگران جایگاه واقعی خود را کسب نماید و جان کارگران ایران به خوبی حفظ شود.