آقای خاتمی، بزرگان اصلاحطلب و مشاهیر تحول خواه! این بیانیه ها را جدی بگیرید! به خدا قسم مسئولیت خونهایی که ممکن است ریخته شود فقط بر عهده آمران و مباشران نیست؛ بر عهده منفعلانِ ساکت و اهل تردید نیز هست!
بیانیهی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف را جدی بگیرید!
حسین جعفری
کنشگر سیاسی اصلاحطلب
۱. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، همزمان با سالگرد انهدام هواپیمای مسافربری اوکراین، با انتقاد از «دروغگویی» حکومت ایران درباره سرکوب و کشتار شهروندان نوشت: «اکنون و در سالگرد انهدام هواپیمای اوکراینی، واضح و شفاف اعلام میداریم که ما از شما بیزاریم».
این بیانیه و قبل از آن، بیانیهی آيتالله محمود امجد، یعنی رسیدن به این معنا که همهی راههای اصلاح بسته شده و باید راهی دیگر جست؛ انزوا، صوفیگری و رفتن سراغِ فرقههای درونگرا و یا انقلابیگری و …!
۲. “شاه در دههی پنجاه احزاب خودی را در یک حزب گرد آورد. احزاب منتقد ولی قانونگرا را منفعل کرد و سازمانهای چریکی را به بنبست کشاند. اما از متن مردم و نیازها و مطالباتشان غافل شد”.
“شعار گروههای قانونگرا – اصلاحطلب (بازگشت به قانون اساسی مشروطه) صحیح بود، اما برای تحقق آن راهبردی عرضه نکردند و عملا صبر و انتظار پیشه کردند تا مشکلات کشور و نارضایتی مردم شاه را به رعایت کامل قانون مجبور کند”.
“ترجمهی «تدریجی بودن اصلاحات» به «حل مشکلات با گذر زمان» خطای اصلاحطلبان دوره شاه بود. در حالیکه بهرغم استبداد موجود باید بر سیاستورزی سازمانیافته تأکید میکردند”.
“سیاست «صبر و انتظار» نه بسیجگر بود و نه رژیم را عاقل کرد. یکی از دلایل تشکیل سازمانهای چریکی را باید در اینجا جست”.
“ناامیدی از اصلاحات و قانونگرایی، در کنار خودکامگی شاه، انقلاب را اجتنابناپذیر کرد”.
(بخشهایی از پست “دربارهی سهگانه حاکم خودکامه، اصلاح طلب منفعل و برانداز افراطی” جناب تاجزاده که سعی کرده با تمثیل و اشاره سه گانه زمان شاه؛ صریحاً اوضاع سه گانه امروز را ترسیم و به نقد بکشد. [فیلم تحلیل مصطفی تاجزاده از دلایل انقلاب را در پیوند گذاشته شده ببینید])
۳. تصور میکنم اعتراضات دیماه ۹۶، آبان ۹۸، بیانیه آیتالله امجد و بیانیهی دانشجویان دانشگاه شریف، طلیعه ی جدا شدن از اصلاحطلبی است.
۴. واقع آن است که ما اختیار چندانی بر دو طرف جریان اصلاحات (خودکامه – برانداز افراطی) نداریم، اما میتوانیم با خارج نمودن اصلاحات از انفعال و سکوت و سکون، امید را به ایران برگردانیم و ایران را از شرّ دوگانه خودکامگی – انقلاب رها کنیم.
۴. درست است اگر حاکمان تن به اصلاحات ندهند جایگزینش کودتا یا انقلاب است (تعبیر جناب خاتمی)، اما این هم هست که اگر اصلاحات تن به خروج از محافظه کاری و انفعال و سکوت و سکون نداده و مخاطبه با قدرت مطلقه را شروع نکرده و بهجای رویکردهای معمولِ بی اثر و کم اثر، راهکارها و رویکردها کارآمد ارائه نکند، در حقیقت خود، درب استمرار خودکامگی و یا براندازی افراطی را به روی ایران می گشاید!
۵. توجه کنیم اگر بخشی از علت اینکه خودکامان تن به اصلاحات نمی دهند به ذات و طبع خودکامه برمیگردد، اما بخش مهمی از آن نیز به نحوهی عمل و عملکرد منفعل اصلاحطلبان در برابر خودکامه مربوط است.
۶. تجربه نشان میدهد بیشترین علت شکست گام اول اصلاحات (علیرغم خوب بودن گام اول)؛ عدم وجود گام دوم ایستادگی در برابر مقاومت قدرت مطلقه است. اگر گام دومی نباشد؛ اگر برنامهی جدی برای ایستادگی تدبیر نشده باشد؛ شک نکنید که قدرت مطلقه در همان گام اول اصلاحات را خرد میکند و به هیچ میانگارد؛ همچنانکه تا کنون چنین کرده است!
سوال مهم از اصلاحطلبان (خصوصاً از خاتمی به عنوان لیدر معدل اصلاحطلبی) این است: برنامهی اصلاحطلبان و جناب خاتمی پس از عدم اجازهی قدرت مطلقه برای انجام کنش اصلاحی (از جمله برگزاری انتخابات آزاد) چیست؟ آیا برنامه و هدفشان سکوت، سکون، واگذاری به خدا، منتظر تقدیر شدن، صبر و انتظار و بی عملی است و یا…؟
آقای خاتمی، بزرگان اصلاحطلب و مشاهیر تحول خواه! این بیانیه ها را جدی بگیرید! به خدا قسم مسئولیت خونهایی که ممکن است ریخته شود فقط بر عهده آمران و مباشران نیست؛ بر عهده منفعلانِ ساکت و اهل تردید نیز هست!
@PersianPolitics