گسترش فحشا به این معنی ست که نظام رفاهی فاقد کارایی لازم برای حمایت اجتماعی اقتصادی از زنان و دختران نیازمند است.
جمشید مومنی
کار تحقیقاتی خیلی خوبی آقای دکتر سعید مدنی در این زمینه انجام داده اند – این تحقیق همه ی شهرهای ایران را در بر می گیرد –
خلاصهای از کتاب جامعهشناسی روسپیگری نوشته سعید مدنی قهفرخی:
در اقدام به روسپیگری وجود نوعی اجبار به تأمین نیازهای حداقل مادی و مالی و بهطورکلی وجود دارد .
درواقع اصولاً برای کسانی که رابطه غیرمتعارف جنسی بدون انتظار مالی دارند کاربرد روسپی صحیح نیست و مطابق تعریف این گروه تنفروش نیستند.
شواهد نشان میدهد بیش از ۵۰ درصد زنان تنفروش تحت فشارهای مالی، به خاطر عدم توانایی در تأمین معاش و نبود حمایتهای انسانی اقدام به این عمل میکنند. بهویژه آنهایی که در محلات فقیرنشین هستند؛ و تنها ۸ درصد به دلیل شهوترانی و توسعه فساد در این شغل فعالیت دارند.
تقاضای بازار فحشا سازماندهی شده است
صنعت روسپیگری حداقل شامل این دسته از افراد است – : روسپیان، مراجعین، سردستگان، باج خورها، مامانها، ژتون فروشها، کارگران فاحشهخانهها، دلالان، دایهها، فرزندان روسپیها، نزولخورها، فروشندگان مواد مخدر، معتادان، همجنسگرایان و مردان بدکاره، واسطهها و تجار فحشا !
…
بهطور متوسط درآمد این حرفه از بسیاری از حرفههای ممکن برای این زنان بیشتر است. درواقع فحشا یک استراتژی فعال در مقابله با فقر است. هرچند در باور ما روسپی به خودش و کرامت انسانی او لطمه میزند و حتی موجب سست شدن بنیان خانوادهها میشود اما مجرم نیست .
نبود آموزش دقیق و فرهنگسازی و همچنین مشکلات مالی و اقتصادی، آمار پدیده روسپیگری روزبهروز در حال افزایش است. در حال حاضر ما از یک عدم سازماندهی ارتباطات جنسی در جامعه رنج میکشیم به صورتی که عملاً دولت و سیستمهای بهداشتی جامعه قادر به ادارهی این ارتباطات که در لایههای پنهان جامعه که بهصورت جدی جاری ست نمیباشند.
اختلاط بحثهای مذهبی- دینی و سیاسی در این حوزه موجب ایجاد آمار نادقیق از وضعیت روسپیگری در ایران که شامل روسپیگری کودکان، قاچاق جنسی، بردهداری و بهرهکشی جنسی هم میشود؛ که بیشتر منطبق بر موضع مصلحان اجتماعی ست تا نظرات و پژوهشهای علمی و آماری دقیق. از طرفی با پایین اومدن سن فحشا احتمال اینکه افراد بیشتری به اجبار وارد این صنعت بشوند و بیشتر مورد خشونت قرار بگیرند وجود دارد. بهطورکلی گسترش فحشا به این معنی ست که نظام رفاهی فاقد کارایی لازم برای حمایت اجتماعی اقتصادی از زنان و دختران نیازمند است.