یکدست کردن حاکمیت، پاسخی برای مقابله با بحران موجودیت، مجید ناصری

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

با یکدست شدن و متمرکز شدن همه قوای رژیم دردست خامنه‌ای، او دیگر نخواهد توانست فریبکارانه نقش اپوزیسیون را بازی کرده و تقصیر را به گردن نیروهای دست دوم بیندازد و تور حفاظتی برای خود درست کند.

 

مجید ناصری، عضو کارگروه کارگران، مزدبگیران و فرودستان شورای مدیریت گذار

رژیم جمهوری اسلامی سال هاست که “مشروعیت” اش را از دست داده است. انتصابات اخیر مجلس شورای اسلامی با شرکت ۱۰ درصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی هیچ پشتوانه مردمی ندارد و تنها عوامل وابسته به رژیم هستند که برای حفظ رانت خواری و یا ترس از عقوبت جنایاتی که در حق مردم ایران کرده اند، در انتخابات شرکت می کنند.

البته پیش از تشکیل مجلس یازدهم، مردم ایران در آبان ماه ۹۸ نشان داده بودند که دیگر رژیم جمهوری اسلامی را نمی خواهند و البته پاسخ خامنه‌ای برای حفظ قدرت سرکوب عریان بود.

لذا الان دیگر بحث درون رژیم بحث “بحران مشروعیت” نیست، بلکه “بحث بحران موجودیت” است و رژیم می خواهد با زور سلاح و سرکوب خودش را سرپا نگه دارد و یکدست کردن حاکمیت تحت اتوریته سپاه پاسداران تیز کردن تیغ سرکوب و اعمال قدرت نظامی در همه عرصه ها هست.

در خلال ۴۲ سال گذشته، بحران آفرینی یکی از ویژگی های بی وقفه رژیم جمهوری اسلامی بوده رژیم همواره تثبیت پایه های خود را در آشوب و در بستر تناقض ها و بحران ها جستجو کرده است. به گفته خمینی جنگ نعمتی برای بیمه کردن نظام بوده تا مخالفین نظام یعنی “آزادیخواهان ،عدالت طلبان و دگراندیشان” از بستر جامعه پاکسازی شوند.

پس از جنگ نیز همواره بحران ساخته تا بتواند در فضای آن بحران نفس بکشد. اما نتیجه اجتناب ناپذیر این استراتژی زیستن در بحران، امروز به بحرانی همه جانبه در بدنه رژیم و بدنه جامعه ایران انجامیده است. اینک ما با جامعه ای مملو از ناهنجاری ها،  تناقض ها و چندگانگی ها ویک نظام سیاسی فاسد و ترک خورده، که فساد درون اش از لابلای این ترک ها فوران می کند مواجه هستیم. کشاکش قدرت در درون نیروهای امنیتی و نظامی چند گانه و دستگاه ها و سازمان های موازی و همسو در درون ” نظام”، کشاکشی که با هدف رانت خواری و غارت سرمایه های ملی مردم ایران صورت می گیرد ، دیگر حد مرزی نمی شناسد.

تا جائیکه حتی حیاتی ترین ضرورت های فوری مردم ایران مانند واکسن کرونا به معرکه و کشاکش منافع و سود جویی سرداران و امام جمعه ها و بنیاد های غارت تبدیل شده است. شعار مرگ بر روحانی یعنی رئیس دولتی که با تایید رهبر و شورای نگهبان منتصب شده یکی از صورت های این کشاکش هست. به همین خاطر خامنه‌ای در صدد بر آمده تا با یک دست کردن و به زیر فرمان درآوردن همه قوای نظام، از گسترش ترک در بدنه نظام  و لاجرم از فروریختن آن جلوگیری نماید، این موضوع  را یکی از تئوریسین های رژیم “سعید لیلاز” عضو حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با علی علیزاده از لندن این چنین تئوریزه می کند:

” سه مشکل عمده در ساختار مدیرت نظام وجود دارد:

– فساد ساختاری و سیستمی،

– عدم انسجام بخش های حکومت،

– ناکارآمدی حکومت

در این شرایط  جهت مقابله با مشکلات فوق باید به یک دست کردن حکومت توسط سپاه پاسداران روی آورد، زیرا سپاه منسجم ترین نیروی نظامی کشور می باشد که بر مدیریت کشور هم مسلط است”.

سعید لیلاز با دفاع از دیکتاتوری نظامی از نوع بناپارتی معتقد هست که سپاه در فرایند یک دست شدن حکومت می تواند، پراکندگی و تفرقه در درون حکومت را از میان بردارد و وحدت را در سیستم حاکم نماید.

در ادامه همین استراتژی هست که خامنه‌ای علاوه بر تعمیم  یکدست کردن حکومت به قوه قضائیه، در انتخابات مجلس یازدهم، توسط مهندسی کردن تمام عیار انتخابات توسط صافی شورای نگهبان و حذف مهره های وابسته به استمرارطلبان، اعتدالیون وابسته به شیخ حسن روحانی و محافظه کارانی که خود را دور علی لاریجانی جمع کرده اند، توانست مجلس یکدستی را که اکثر نمایندگان آن از سردارانی هستند که “ذوب در ولایت خامنه‌ای” شده اند تشکیل دهد. و اینک در ادامه این استراتژی یکدست کردن قدرت در دست خود به سمت یک دست کردن قوه مجریه در انتخابات خرداد ۱۴۰۰ خیز برداشته است. تا شاید بتواند از فروپاشی رژیم جلوگیری نماید. آیا او از این اقدام نتیجه ای را که مد نظر دارد خواهد گرفت؟ نکته های زیر پاسخی به این سئوال هست:

۱-  سپاه در ایران، همچون ارتش یک دست مصر و پاکستان نیست، بلکه یک نیروی موازی با ارتش و دارای تناقضات زیادی با آن است، خصوصا با یک بی اعتمادی که از ابتدای حاکمیت رژیم نسبت به ارتش وجود داشته و او همچون فرزند نا تنی در نظر گرفته شده و بین سپاه و ارتش در همه توزیع امکانات و تدارکات تبعیض غیر قابل انکاری صورت گرفته، موجب گردیده که این دو نیرو نتوانند متمرکز شوند.

۲- با یک دست کردن حاکمیت در سایه گسترش چتر سپاه به همه عرصه ها مجلس و دولت چهره نظامی به خود خواهند گرفت و رژیم سرکوبگر ولایت مطلقه فقاهتی نخواهد توانست چنگال های آهنین و خونین خود را با دستکش های مخملی بپوشاند و به همین خاطر نیروهای بیشتری از بدنه رژیم، امیدواری خود به استمرار حیات رژیم را از دست خواهند داد و برای نجات آینده خود به صف اپوزیسیون خواهند پیوست و رژیم بیش از گذشته ضربه پذیر خواهد شد.

۳- با یکدست شدن و متمرکز شدن همه قوای رژیم دردست خامنه‌ای، او دیگر نخواهد توانست فریبکارانه نقش اپوزیسیون را بازی کرده و تقصیر را به گردن نیروهای دست دوم بیندازد و تور حفاظتی برای خود درست کند، تا عناصر ذوب در ولایت در خیابان ها مرگ بر آمریکا و مرگ بر روحانی سر دهند و به این ترتیب، خشم متراکم شده مردم مستقیما خود خامنه‌ای و سرداران ذوب در ولایت را نشانه خواهد گرفت.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram