بحث تحریم زود هنگام انتخابات، دیر هم هست!

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

دینامیزم بسیار زنده و غیر قابل پیش بینی جامعه می تواند آنهایی را که به تحریم زودهنگام روی آورده‌اند، دچار انفعال و بی عملی کرده و آنها را وادار نماید که به دنبال حوادث راه بیفتند تا پیشاهنگی و جلوداری مردم.

 

حمید آصفی

انتشار مقاله دو قسمتی جناب جلائی پور بس کنید! انتقاداتی از طرف برخی خوانندگان به مقاله شد که چکیده آن در زیر می‌آورم.

تحریم هنگام یعنی واگذاری میدان به عناصر ضد دموکراتیک، تحریم زود هنگام یعنی خلع سلاح خودمان.

تحریم زود هنگام یعنی از دست دادن یک امکان بسیار مناسب برای دیالوگ با مردم و تعطیلی تنویر افکار عمومی.

تحریم زود هنگام انتخابات یعنی غاصبان قدرت ما با شما کاری نداریم و همه قدرت ارزانی شما. شرایط داخلی و نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی و نیز اجماع احتمالی غرب و حتی همکاری چین و روسیه با آنها، انزوای سیاسی کشور ما را تا حد روزهای پس از دادگاه میکونوس پیش خواهد برد. در نهایت دینامیزم بسیار زنده و غير قابل پیش بینی جامعه می تواند آنهایی را که به تحریم زودهنگام روی آورده اند، دچار انفعال و بی عملی کرده و آنها را وادار نماید که به دنبال حوادث راه بیفتند تا پیشاهنگی و جلوداری مردم. نیروهای سیاسی چرا این امکان کنش سیاسی خلاق و این فرصت در بطن و در متن مردم و جامعه بودن را از خود دریغ کنند، آنها می توانند دقيقآ مبارزات انتخاباتی درون و بیرون حکومت را هر روزه رصد کنند و بر آن تاثیر بگذارند و در نهایت به یک جمع بندی با خرد جمعی برسند و در حساسترین لحظات با موضعی قاطع یا شرکت و یا تحریم فعال و حداکثری در انتخابات سیاست ورزی خود را به نمایش بگذارند.

و اما نقد و توضیح اجمالی من

موضع این انتقادات به مقاله بنده مبنایی ندارد!، اما چرا؟ بالاخره هر نظری بر یک زمینه جامعه شناختی ابراز می‌شود، جان این انتقادها دو تاست، یکی این که باید از فرصت انتخابات استفاده کرد و مثلا در باب دموکراسی سخن گفت و دوم این که نباید میدان را واگذار کرد.این که فرصت انتخابات می‌تواند تریبون باشد رد یا تحریم آن، این تریبون را نمی‌گیرد زیرا تریبون که فقط در اردوی اصلاح طلبان و در دفتر های تبلیغات آنها نیست. ضمن این که اصلا بحث امروز ما این نیست که باید جامعه را آگاه کنیم که دموکراسی بهتر از دیکتاتوری است! جامعه بارها نشان داده است که انتخابش دموکراسی است و در این سطح آگاهی هم دارد. موضوع این است که این دموکراسی با انتخابات در جمهوری اسلامی به دست نمی‌آید!

موضوع اول منتفی است یعنی این که انتخابات به ما فضایی برای آگاهی رسانی می دهد بی موضوع است و این انتقادت به مقاله بنده مبنایی ندارد!، اما چرا؟ بالاخره هر نظری بر یک زمینه جامعه شناختی ابراز می شود و جان این انتقادها دو تاست، یکی این که بایداز فرصت انتخابات استفاده کرد و مثلا در باب دموکراسی سخن گفت و دوم این که نباید میدان را واگذار کرد.این که فرصت انتخابات می‌تواند تریبون باشد رد یا تحریم آن، این تریبون را نمی‌گیرد زیرا تریبون که فقط در اردوی اصلاح طلبان و در دفتر های تبلیغات نیست!، ضمن این که اصلا بحث امروز ما این نیست که باید جامعه را آگاه کنیم که دموکراسی بهتر از دیکتاتوری است! جامعه بارها نشان داده است که انتخابش دموکراسی است و در این سطح آگاهی هم دارد

مساله این است که این دموکراسی در انتخابات جمهوری اسلامی به دست نمی آید، مگر اینکه بخواهیم با عینک جلاِئی پور تحلیل کنیم، پس موضوع اول منتفی است! یعنی این که انتخابات به ما فضایی برای آگاهی رسانی می دهد بی موضوع است!حداقل از دوم خرداد اکثریت مردم همه انتخاب هایشان درصدد تقویت دموکراسی بوده، انتخاب خود خاتمی و بعد بر پایی جنبش سبز حتی همین انتخاب خود روحانی! همه در آن راستا بوده است، حتی اقبال به هاشمی در سال۱۳۹۲ قبل از رد صلاحیتش.

حتی انتخاب هاشمی و اقبال به او انتخاب جامعه همواره به سمتی بوده که از ارزش های حقوق بشری و دموکراسی بیشترین حمایت را در همان بستر داشته برای آگاهی رسانی غیر از انتخابات چه ابزارهای دیگری لازم است؟همین الان هم اگر انتخابات آزاد باشد راست که ضد دموکراسی است رای نمی آورد پس این بحث بلا موضوع است این بحث در زمانی که شبکه های مجازی و تلویزیون های ماهواره ای و …نبود درست بود یعنی اپوزسیون تنها راه ارتباطش این بود که تو فرصت انتخابات برای سخنرانی برود مثلا به یک شهر، الان همه از همین تلویزیون ها و سایر ابزارهای پیام رسان مجازی می‌توانند با کلی از مخاطبین صحبت کرد.

بحث دومی که گفته بود تحریم یعنی واگذار کردن میدان باید گفت خیلی خوب شما بفرمایید دنبال انتخابات و میدان را بگیرید! اونی هم که میگوید تحریم روی هواست بنا به یک جامعه شناسی ای سیاسی این ادعا را نمی کند. همه شواهد نشان می دهد که اصلا نمی‌گذارند یک آدم حسابی تایید صلاحیت و بعد هم انتخاب بشود و بگذارند کاری بکند. یعنی رویا پردازی که نباید کرد حداقل از سال 76 همه این راه ها آزمایش شده و جواب نداده است.

ورود به انتخابات یعنی این که برویم مثلا از قالیباف یا دکتر عارف یا جهانگیری حمایت کنیم!، اگر منظور دوستان منتقدین این است، خوب بروند در ستادهای این کاندیداها آگاهی رسانی کنند!

راست های مدافع روحانی و خود روحانی وقتی این دخترای بی حجاب و فعالان اپوزسیون می‌رفتند در ستاد ایشان، چی فکر می‌کردند؟ فکر می‌کردند عیب نداره ما تحمل می‌کنیم بعد که رای آوردیم دهن همشون را گِل می‌گیریم، پس اینجا اپوزسیون نیست که بهره می برد این حکومت است که فایده می برد. اتفاقا این معلوم است که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات امری مشروطی است اما این روش بدون جنبش اجتماعی بی‌فایده است، حتی اگر آقای خاتمی هم بیاد کمترین رای را دارد، اصلا بن بست سیاسی در ایران جدی تر از این حرفهاست، در آینده باز هم به این بحث برمی‌گردیم.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»