بخش هایی از سخنرانی آقای حسن شریعتمداری، دبیر کل شورای مدیریت گزار، در مورد معنای حکومت غیر متمرکز:
عدم تمرکز، فدرالیسم، شاهنشاهی و یا جمهوری همگی از انواع حکومتها هستند و نه حاکمیت و اینها با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند. زمانی ما واحدهای مستقلی داریم مثل واحدهایی که در ایالت متحده آمریکا است که از طریق تشکیل کنفدراسیون اتحادهای ملی را با یکدیگر ادغام میکنند یعنی به دلیل داشتن دشمن مشترک، تقویت مبانی اقتصادی و یا ایجاد بازار بزرگتر داخلی اتحادیهای تشکیل میدهند و پیمان خود را به قانون اساسی تبدیل کرده و به حکومت فدرال تبدیل میشوند. در این مرحله قانون اساسی تصویب شده به این راحتی اجازه جدا شدن واحدها را نمیدهد.
از طرف دیگر حکومتهای تاریخی متمرکز مثل دیکتاتوریهای نظامی، اولیگارشی، سلطنتهای مطلقه، حکومتهای اقتدارگرا و تمامیتخواه تصمیم بر تمرکززدایی میگیرند. تمرکززدایی مراحل مختلفی دارد. برخی از این حکومتها بعد از تمرکززدایی میخواهند فدرال شوند مثل کشور آلمان که در دورهای یک سیستم غیرمتمرکز را داشت، همه اشکال دیگر را هم تجربه کرده، هم فئودال بوده، حکومت نظامی در زمان هیتلر داشته و بعد از پایان جنگ، حکومت فدرال تشکیل داده است. در اینجا حق جدایی وجود ندارد و از طرف دیگر اقتدار حاکمیت جدا نشده و فقط توزیع شده است در صورتیکه اقتدار برای ملت یکپارچه در کشوری واحد است.
ما در مورد آینده ایران دو نتیجهگیری داریم. عدهای با اذعان به این که ایران یک کشور دارای اقوام متعدد است میخواهند آن را به چند ملیت جداگانه تقسیم کنند و برای هر کدام کنفدراسیونی تشکیل دهند و بعد فدرال شوند. این با واقعیت تاریخی ایران منطبق نیست. عدهای دیگر میخواهند حکومت ایران را متمرکز نگه دارند و اصلاحات را در حد تکثرزدایی نگه دارند. اما چیزی که ما در شورا میگوییم تمرکززدایی است. یعنی تکثرزدایی، اعطای اختیارات و واگذاری مسئولیتها.
یک حکمرانی نیک (عدم تمرکز) شفافیت دارد. پاسخگو و محاسبهپذیر است. حکومت قانون در آن جاری است. مشارکتی است و مردم را در تعیین سرنوشت خود سهیم میکند. انضمامی است و هیچ گروه خودی و غیر خودی ندارد. کارآیی و کارآمدی آن حداکثری است و حکومتی مبتنی بر حقوق بشر است.