قدرت باجگیری و زورگویی در دیپلماسی جمهوری اسلامی، حمید آقایی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

شاه کلید دیپلماسی جمهوری اسلامی مانند هر نظام اقتدارگرای نظامی-امنیتی باجگیری، همواره زورگویی و سو استفاده از تلاش های صلح طلبانه و آشتی جویانه دیگر ملت ها بوده است.

 

حمید آقایی

در دنیای حیوانات و بویژه در حیات وحش، چند مکانیزم طبیعی وظیفه حفظ تعادل محیط زیست و صلح و آرامش را بعهده دارند. از میان این مکانیزمها، مطمئنا، نیروی تنازع بقا و پایداری نسل و پاسداری از محدوده زندگی، حتی با اعمال قدرت، از مهمترین مکانیزمهای تکامل طبیعی است. اما نبود روحیه زیاده طلبی، و عدم نفرت یک گونه نسبت به گونه دیگر و بطور کلی اصل و چرخه حفظ تعادل در محیط زیست مانع از آن شده اند که قدرت طلبی و خشونتِ یک گونه از حیات وحش، هم گونه خود و گونه های دیگر را در خطر نابودی قرار دهد. به همین علت ما پدیده هایی مانند نسل کشی و قتل عام را در دنیای حیوانات نمی بینیم.

در دنیای انسانها نیز، بویژه زمانی که انسانهای اولیه هنوز معنای مالکیت و تصرف یک منطقه را نفهمیده بودند و با شکار و جمع آوری میوهای درختان زندگی می گذراند، همین تعادل و صلح و آرامش مشاهده می شوند. باستان شناسان نیز آثار و نشانه ای جدی از نسل کشی و قتل عام در این دوره از حیات انسانهای اولیه پیدا نکرده اند. از این نظر برخی از اندیشمندان، از جمله ژان ژاک روسو، معتقدند که انسان ها نیز مانند سایر موجودات در ذات خود صلح و آرامش طلب هستند و بر خلاف توماس هابز، که حالت طبیعی انسان را جنگ و اختلاف و کشت و کشتار می دید، حالت طبیعی انسان را صلح و آرامش تعریف می کنند.

در پاسخ به این سوال که پس چرا ما در تاریخ انسان، بویژه پس از آغاز دوره کشاورزی و ادامه آن در دوره صنعتی و شهرنشینی، شاهد  برده داری، جنگ و نسل کشی هستیم، اعتقاد بسیاری بر این است که این حوادث نه بدلیل حالت طبیعی انسان بلکه ناشی از شرایط غیر طبیعی، از جمله افزایش و تمرکز جمعیت در یک منطقه خاص و کاهش منابع طبیعی و دنبال آن پدیده هایی مانند مذهب و اعتقادات بوده است. شرایط و اعتقاداتی که بویژه توسط مالکین و قدرتمندان مورد سو استفاده قرار می گرفتند و همچنان نیز قرار می گیرند.

تاریخ جوامع بشری در چند سده اخیر مملو از جنگ و آدم کشی است، اما آمار جنگ ها، قربانیان و ویرانی ها در قرن بیستم نسبت به قرون پیشین روند نزولی را نشان می دهد. ملت ها و دولت ها نیز آموخته اند اختلافات خود را نه از طریق لشکرکشی و جنگ بلکه از راه مذاکره و دیپلماسی حل کنند.

در دنیای امروز، بویژه در میان اکثر ساکنین کشورهای مدرن و دمکراتیک آن اندازه حفظ آرامش و صلح اهمیت پیدا کرده است که نه تنها جریانهای سیاسی جنگ طلب و ناسیونالیست راست افراطی شانسی برای گرفتن قدرت ندارند و قدرت دیپلماسی داخلی مانع از آن می شود که فقط یک گرایش خاص حکومت کند، بلکه حتی دولت های این کشورها تا حد امکان سعی می کنند با مذاکره و با دادن امتیاز راه دیپلماسی در رابطه با رقبای منطقه ای و بین المللی خود باز نگاه دارند.

در این میان اما دولت های اقتدارگرایی هستند که همواره تلاش می کنند از چنین شرایطی حداکثر بهره را ببرند و حتی شده با باجگیری و تهدید و پروپاگاندا به اهداف خود دست یابند. نظام جمهوری اسلامی از جمله چنین رژیم های اقتدارگرا است که دیپلماسی خود را همواره از طریق باجگیری، تهدید و ایذا و یا گروگان گیری به پیش برده است.

در رابطه با ماجرای غنی سازی اورانیوم، جمهوری اسلامی همواره برنامه تولید بمب اتمی و موشک های دوربرد را مانند شمشیر داموکلس بالای سر ملت صلح طلب ایران و دیگر ملل صلح دوست نگاه داشته است. بمانند باجگیری در سر گذر ایستاده و با زور و تهدید اهالی محله را بقول معروف تلکه می کند، که در غیر این صورت مردم صلح و آرامش نخواهند دید.

دیپلمات های جمهوری اسلامی از همان زمان تاسیس این نظام، از هنگامی که سفارت امریکا در تهران اشغال شد و یا خمینی سربازان ارتش عراق در زمان صدام حسین را  تشویق به شورش می کرد، همواره از تاکتیک باجگیری و پروپاگاندا و تهدید به جنگ استفاده کرده اند. در طول این مدت جمهوری اسلامی دیپلمات هایی تربیت کرده است که روشی جز آنچه که در بیش از چهار دهه حاکمیت این نظام سنت همیشگی بوده است، نمی شناسند.

 در دوران ریاست جمهوری ترامپ در مقابل این روش جمهوری اسلامی آگاهانه تر عمل شد و کوشش شد در مقابل سخن زور جمهوری اسلامی، سخن زور و تهدید بکار رود. در این دوره اما جمهوری اسلامی با اتکا به حمایت های روسیه و چین و اختلافات بین امریکا و اروپا توانست فشارهای حداکثری را تحمل کند. بویژه که در دوران طولانی تحریم ها آموخته بود که چگونه تحریم ها را دور بزند. همانند دیپلمات های جمهوری اسلامی، مافیای اقتصادی و عوامل آنها نیز خوب آموخته بودند که در شرایط فشار حداکثری چگونه منافع خود را حفظ کنند.

اختلافات بسیار بنیادی بین دولت ترامپ و دولت های قدرتمند اروپایی در زمینه تجارت بین الملل، محیط زیست و مسایل نظامی و امنیتی مانع از آن شدند که دول غربی یک صدا در مقابل باجگیری ها و زورگویی های جمهوری اسلامی ظاهر شوند و سیاست فشار حداکثری، سیاستی که البته در پی ایجاد جنگ جدیدی در خاورمیانه نبود، نتوانست به نتایج مطلوب برسد. دوره ریاست جمهوری ترامپ نیز به پایان رسید و بادهای موسمی باج دادن و ساکت کردن این قلدر محله از طریق امتیاز دادن مجددا آغاز به وزیدن کردند.

در این شرایط و اتمسفر جدید سیاسی شاید عده ای تصور کنند که دوران جدیدی از قدرت دیپلماسی در روابط بین المللی جمهوری اسلامی آغاز شده است. اما همانطور که در دهه های اخیر شاهد بوده ایم، شاه کلید دیپلماسی جمهوری اسلامی مانند هر نظام اقتدارگرای نظامی-امنیتی باجگیری، همواره زورگویی و سو استفاده از تلاش های صلح طلبانه و آشتی جویانه دیگر ملت ها بوده است.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram