به گواه تمام رنج و ستم ۴۰ساله رفته بر زنان ایران و به دلیل ستمی که در طول تاریخ بر زن ایرانی روا داشته شده، انقلاب آتی ایران انقلابی زنانه است.
رها (از ایران)
زنان در ایران تحت َستم مضاعف قرار دارند. علاوه بر له شدن زیر چرخدندههای استبداد و ظلم و جور حاکم، بار رنج و تبعیض مضاعف مردسالارانه را هم بر دوش میکشند.
تبعیضی که از خانه آغاز میشود و بار آن تا پایان عمر بر دوش ما زنان سنگینی میکند.
زنان ایران طی ۴۰ سال حاکمیت مطلقه فقیه در ایران حتی از طبیعیترین حقوق خود، یعنی انتخاب نوع پوشش نیز محروم بودهاند. در حالی که، نوع پوشش زن اصولا به هیچ رژیم سیاسی ارتباط ندارد و تنها یک حکومت توتالیتر تمامیت خواه از نوع ارتجاع سیاه مذهبی است که میتواند در مورد نوع پوشش زنان حکم صادر کند. حکومت باید حق انتخاب نوع پوشش را به خود زنان واگذار کند.
چهار دهه اجبار نشان داده است که سیاست حکومت در این رابطه، سیاستی شکست خورده بوده است .
عليرغم آن ستم مضاعف ۴۰ ساله حاکمیت ولی فقیه در بدترین اشکال ممکن، همچنان بر گرده زنان ايران سنگینی میکند و بار تحقیر، رنج و ستم مضاعفی که زنان را نسبت به مردان زیر منگنه فشار و آزار قرار داده است، همچنان ادامه دارد
در رویکرد ما، حق تعیین پوشش از پايهایترين حقوق هر انسان است که، در رژيم ولايت مطلقه فقاهتی همچون مطالبهای است که در کنار سایر مطالبات زنان مطرح میشود. مطالبات انبوهی که به خاطر اجرای احکام و قوانين تبعيض آلود و ظالمانه فقهی، روی هم انباشته شده و زنان ايران را علیرغم تواناییهای درخشانشان به شدت تحت فشار قرار داده است. اين مطالبات عبارتند از :
حق انتخاب نوع پوشش، حق زنان بر بدن خویش، حق اشتغال و دستمزد برابر با مردان، حق ارث برابر، حق تحصیل، دیه برابر زن ومرد، حقوق برابر زن و مرد در خانواده، حق ختم بارداری ناخواسته، حق استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری، حق برابر در طلاق، حق رفتن به سفرهای خارج از کشور بدون نیاز به اجازه همسر، حق حضانت فرزندان، حق زنان در استفاده از امکانات ورزشی، حق رفتن به استادیوم های ورزشی و مقابله با خشونت خانگی، اجتماعی و کلیشههای جنسیتی و…….
در اینجا به طور مثال به حق اشتغال زنان میپردازم:
حکومتها با سیاستهایی که در پبش میگیرند در تعیین جایگاه اقتصادی زنان مسئولیت و اثرات مستقیم دارند. در حکومتی که حق اشتغال زنان به رسمیت شناخته نمیشود و یا در آن مانع ایجاد میشود و برای پیشبرد سیاستهای خاصی بر خانه نشینی زنان تاکید میشود، نتیجهای جز فقر و بيکاری و تنگدستی زنان نخواهد داشت .
در اثر سیاستهای رژيم جمهوری اسلامی، زنان برای مقابله با فقر و بیکاری و تامین معاش، وارد بازارهای کاری میشوند که برای ورود آنها نه ظرفیتی دارند و نه جایگاهی.
در چنین حالتی، زنی که در خانواده نیز از حقوق برابر برخوردار نیست در صورت خشونت خانگی به دلیل نداشتن امکان اقتصادی و از طرفی نداشتن حق طلاق و حق حضانت فرزندان و ساير تبعیضات حقوقی، ناچار است ستم و زخمهای خشونت خانگی را نیز بپذیرد و تن به ذلت و حقارت و بیحقوقی بدهد.
توجه داشته باشیم که هر چقدر آگاهی زنان از حقوق شان بیشتر شود ستم پذیریشان هم کمتر میشود و دیگر خشونت را یک مسئله عادی قلمداد نمیکنند و البته اینجاست که نقش قوانین عادلانه که حقوق همه انسانها را مراعات کند برجسته میشود.
ما زنان در سالروز ۸ مارس، روز جهانی زنان، با تمام زنان دلیر و شجاع در ايران و در سراسر جهان که تحت ستم و انواع خشونتها قرار دارند اعلام همبستگی میکنيم و اعلام میداریم که : راه رسیدن به برابری، آگاهی زنان و مردان جوامع، مبارزه مستمر با تمامی قوانین زن ستیز، ناعادلانه و مرد سالارانه میباشد.
به گواه تمام رنج و ستم ۴۰ساله رفته بر زنان ایران و به دلیل ستمی که در طول تاریخ بر زن ایرانی روا داشته شده، انقلاب آتی ایران انقلابی زنانه است.
سخن پایانی اینکه، به قول مارتین لوتر کینگ : نابرابری در هر جایی، تهدیدی برای برابری در جای دیگری است.
آری، ما هرگز سر خم نمیکنیم
ما ایستادهایم و ایستاده میمیریم
#رها
#هشت_مارس_روز_جهانی_زنان