اگر حداقل در نیمی از این موارد شخصیت نوشته را ناخودآگاه زن تصور کردید یعنی هنوز تبعیض ساختاری و سفت و سخت یقه زنان این سرزمین را میفشارد و آسایش و آرامش را از آنان گرفته است.
سمیه شهریسوند – معلم و فعال صنفی
۱- من کودکی شهری هستم. حتی قبل از به دنیا آمدنم با من جنسیتزده رفتار کردید. از قبل رنگ صورتی و عروسک سیندرلا را به نام من سند زدید تا حق انتخاب و زندگی در مسیر دلخواهم را از من بگیرید. از همان روزها اجاق گاز و ظروف آشپزی را به عنوان اسباببازی برایم انتخاب کردید تا بدون مقاومت نقش کلیشهای خودم را در بزرگسالی بپذیرم.
۲- من کودکی عشایری هستم. هنوز زورم به پارچ آب هم نمیرسید که موقع بازی بقیه بچهها باید میرفتم و از چشمه دبه دبه آب میآوردم.
۳- من کودکی روستایی هستم. چندسالی است کنار گهواره خواهر برادرها و توی آغل و پای تنور روزها را میگذرانم و حسرت یکی از دفترهای برادرم را میکشم که چند خطی در آن بنویسم وقتی از مدرسه شبانه روزی برای تعطیلات خانه میآید و گوشت غذا را برای او میگذارند.
۴- من نوجوانی شهری هستم. هیچکس به من نگفت بلوغ دشوار است اما لذت بخش هم می تواند باشد و بزرگ شدن افتخار هم دارد. من از تغییرات بدنم شرمسار بودم و از اینکه نجس محسوب میشدم خشمگین.
۵- من نوجوانی روستایی هستم. کودکیام که گم شد اما نوجوانی را به اجبار پدر در بستر فردی بزرگسال میگذرانم و انواع خشونت جنسی را تجربه می کنم.
۶-من نوجوانی عشایری هستم. ازدواج اجباری فامیلی بخشی از سرنوشت محتوم من است.
۷- من جوانی شهری هستم. میخواهم ازدواج کنم ولی خودم صلاحیت انتخاب و تصمیم ندارم؛ یا پدرم یا جد پدریام یا قاضی دادگاه باید برای من تصمیم بگیرد.
۸- من جوانی روستاییام. دوست ندارم دیگر بچهدار شوم ولی اختیار بدنم را ندارم. این دیگران هستند که برای بچهدار شدن من تصمیم میگیرند. وسایل پیشگیری از بارداری را از دسترس ما با یک تصمیم سیاسی خارج کردهاند. البته اگر بود هم این من نبودم که حق تصمیمگیری داشت. همسرم حرف اول و آخر را میزند.
۹- من یک جوان عشایری هستم. تاب این زندگی پرمشقت را ندارم. شریک شدن همسرم با زنی دیگر برایم قابل تحمل نیست. طلاق میخواهم ولی من حق طلاق ندارم.
۱۰- فردی میانسالم. سالهاست خسته و فرسودهام. هر بار می خواهم بیرون بروم به من یادآوری میشود حق انتخاب پوشش خود را ندارم. دیگران تصمیم میگیرند چه بپوشم.
۱۱- فردی سالمندم. سالها کار کردم. رفتروب، شستوشو و پختوپز. ولی نه حقوقی داشتم و نه بیمهای و نه ارث چندانی از همسرم گرفتم. حالا من ماندهام و یک زندگی بدون درآمد.
اگر حداقل در نیمی از این موارد شخصیت نوشته را ناخودآگاه زن تصور کردید یعنی هنوز تبعیض ساختاری و سفت و سخت یقه زنان این سرزمین را میفشارد و آسایش و آرامش را از آنان گرفته است.
در راه برابری گامی بردارید حتی کوچک. برای شروع در کار خانگی سهمی عادلانه بپذیرید به جای تبریک گفتن و لایک زدن بر پیامهای روز جهانی زن.