به زنان کُرد شورای گذار گوش کنيم!

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

در اين جلسهء مهستان، خانم های کرد واقعاً بحث هایی سیاسی را مطرح می کردند که شاید نسلی از جنبش زنان ایران نظیر آنها را حتی نشنیده باشند.

 

سام قندچی

این یادداشت اصلاً واجد بحث تئوریک نیست(۱) و صرفاً به جوانبی از بحث چند رهبرِ سیاسیِ زنِ کُرد وابسته به شورای گذار که يکشنبهء گذشته، بمناسبت روز جهانی زن، از جانب مهستان جنبش سکولار دموکراسی ايران برای سخنرانی دعوت شده بودند مربوط می شود. بحث های سیاسی ارائه شده از جانب اين زنان آنقدر پخته بود که شاید در جنبش سراسری زنان ایران نتوان نظیرش را در جایی سراغ داشت، چرا که جنبش زنان سراسری، اساساً در ۴۲ سال گذشته، بر «مبارزات مدنی» متمرکز بوده و نه «مبارزات سیاسی»(۲).

در اين جلسهء مهستان، خانم های کرد واقعاً بحث هایی سیاسی را مطرح می کردند که شاید نسلی از جنبش زنان ایران نظیر آنها را حتی نشنیده باشند. اما اکنون سؤال این است که «آیا کسی به نظرات بسیار گرانبهای اين خانم ها، بویژه در رابطه با سازماندهی، توجهی می کند؟» پاسخ من به اين پرسش در یک کلمه خلاصه می شود: «خیر!»

می دانید چرا؟ چون، در رابطه با فعالین کرد، بحث های گاه فهم نشدهء مربوط به «فدرالیسم» فضای سیاسی را بشدت خراب کرده و، بيرون از حلقهء معدود کسانی که واقعیت ها را می دانند، اکثریت اپوزیسیون غير کُرد فکر می کنند که کل جنبش سیاسی در کردستان جریانی تروریستی و تجزیه طلب نظیر حزب پژاک است.

آنها حتی نمی دانند که در همهء سال هائی که جنبش سراسری ایران بر «مبارزات مسالمت آمیز» تمرکز داشته، کردهای ايران نيز، به رغم داشتن امکانات مبارزهء مسلحانه ای که از روزگار دفاع در برابر حملهء رژیم تازه پای اسلامی به کردستان در سال ۱۳۵۹ در اختیار داشتند، ابداً عملیات مسلحانه انجام نداده اند، چرا که از اول هم با مشی چریکی مخالف بوده اند؛ چه در زمان شاه و چه در زمان رژیم اسلامی!

شايد، برای روشن شدن عمق اين «سوء تفاهم» مزمن، بد نباشد که همینجا ماجرای مشابهی را شرح دهم که سخت هم عامیانه است؛ تا آن حد که ممکن است باورش نکنید: وقتی که ۵۰ سال پیش در آمریکا من تازه هوادار چپ شده بودم، روزی در «انجمن شیکاگو» از یکی از فعالان چپ پرسیدم «این بورژوازی که اینجا همه تف و لعنت اش می کنند کیست؟» او هم یکی از رهبران جبهه ملی در انجمن شیکاگو را به من نشان داد که آن روزها تازه به ایران رفته و با خانمی ازدواج کرده بود که ناخن هایش را لاک زده و لباس کت و دامن باوقاری هم به تن داشت. او گفت «ببین، اینها بورژاوزی هستند!»

اين داستان چه ربطی به مسئله درک ما از کُردهامان دارد؟ نمونه اش اينکه بارها دیده ام که امروز هم یکی از کسانی که نمی خواهم نامش را ببرم و بعنوان صاحب نظر سیاسی در برنامه های تلویزیونی آقای سعید بهبهانی شرکت می کند، مرتب به فعالین کرد لقب «بچه فئودال» می دهد، که درست نظیر همان «بورژوازی» بیان شده در انجمن شیکاگوی ۵۰ سال پیش است!

در واقع، این جوان نمی داند کسانی که با این برچسب مورد خطاب اش هستند، در همان کردستان، با جریانات فئودالی و ملوک الطوایفی نظیر «سپاه رزگاری» شیخ عثمان مقابله کرده و آنها را خلع سلاح کرده اند، در حالی که می توانستند، با توسل به «مبارزه با رژیم اسلامی» چنين نکنند.

منظور من از اين همه آن است که بگويم امروز جوّ سیاسی اپوزیسیون در رابطه با دوستان کرد آنقدر مسموم شده که گوش های فعالان سراسری بسته است و در نتيجه، حرف های همین خانم های بسیار پرتجربه و با دانش در جلسهء مهستان را هم نمی شنوند!

داستانِ فهم سر هم بندی شدهء اپوزیسیون ایران از «فدرالیسم» در حقیقت بزرگترین ضربه را به کُردهای ایران در مبارزه شان جهت رفع تبعیض وارد کرده و حتی، در میان فعالین سیاسی، تبعیض علیه کردها را افزایش داده است. و وقتی وضع در میان فعالان اپوزیسیون چنین باشد چه توقعی می توان از مردم ناآگاه داشت؟ در واقع، همین امر باعث شده که به حرف های «شورای گذار»، بویژه در رابطه با مسائل مربوط به مناطق عمدتاً اتنیکی ايران، نيز توجهی درخور نشود.

در مورد مبارزاتِ مردمی جاری در بلوچستان در دو سه هفتهء اخیر هم، به رغم آنکه دوستانِ فعالِ سیاسیِ بلوچِ با دانشِ فراوان و به روز در «شورای گذار» حضور دارند، آن منبع خبری که کمتر مورد توجه فعالان اپوزیسیون ایران قرار گرفته «شورای گذار» بوده است. واقعیت تأسف آور آن است که فهم نادرست از داستانِ «فدرالیسم» به مبارزه برای رفع تبعیض های اتنیکی و قومی در ايران ضرر فراوان زده است و فعالان اپوزیسیون سراسری به بحث های مهم سیاسی، که مختص کردستان نیست و برای همهء ایران اهمیت حیاتی دارد، کمتر توجه می کنند!

اما، به نظر من، و همانگونه که ۴ سال پیش نيز بحث شد(۳)، مردم ایران و اپوزیسیون برخاسته از آن، بعد از ديدن و لمس کردن تجربهء عراق، زیر هیچ طرح فدرالیسمی که نشان از امکان تجزيه ايران را با خود داشته باشد، امضا نخواهند کرد! از من گفتن بود!
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

هجدهم اسفند ماه ۱۳۹۹

March 8, 2021

 پانویس:

۱. آنچه را در رابطه با شورای گذار و موضوع فدرالیسم بود، در همان نخستین یادداشتی که کمتر از چهار ماه پیش تحت عنوان «فدرالیسم: نامه ی سرگشاده به عبدالله مهتدی و یزدان شهدایی» منتشر شد، بیان کردم و حرف تازه ای نیست. و همچنان راهکار را به جای بحثهای بیهوده درباره ی فدرالیسم، نوعی کار روی توازن نظارتی می بینم که آنرا هم دو ماه پیش به تفصیل در نوشتاری تحت عنوان «نگاه کلان: فدرالیسم و غیرفدرالیسم، تمرکز و عدم تمرکز، اصل بحث نیست»، توضیح دادم و حرف تازه ای نیست. فتنه گریهای «کنگره ملیتهای ایران فدرال» هم در جو سیاسی ایران، مانند جریاناتی نظیر تروریسمِ پژاک و طرحهای «کردستان بزرگ» پ.ک.ک، ادامه خواهد یافت، و نتیجه ای نیز نظیر ترکیه داشته و دارد، که هم کردهای آن کشور و هم ترکها و دیگر اقوام ساکن در آن کشور را یک قرن است به نابودی کشانده اند، و این بیراهه یادآور ۴۰۰ سال تروریسم در ایرلند است که بالاخره در روزگار نسل ما پایان یافت و قرنها ایرلندی ها را به نابودی کشاند!

۲. البته و متأسفانه، در اين سخنان موضوعاتی نظیر آنچه جنبش زنان در روز ۱۷ اسفند ماه ۱۳۵۷ با آن روبرو شد، مورد بحث قرار نگرفت، حال آنکه همهء ما به یاد داریم که در آن روز، رهنمود رهبری سازمان چریک های فدایی خلق برای شرکت در تظاهرات، کنار آمدن با آنهایی بود که به اصطلاح «توده های ناآگاه» خوانده شده و در آن روز «شعار یا روسری یا توسری» را فریاد میزدند. به این شکل، وقتی آن روز رهبران چریک های فدایی خلق به دخترهای سازمان شان گفته بودند روسری بر سر کنند، جنبشی که علیه حکم حجاب اجباری خمینی راه افتاده بود، شکست خورد. شخصاً همان روز در آن تظاهراتِ زنان، شرکت داشتم و همهء وقایع آنروز را با چشم خود دیدم! اما کلاً موضوع «دوگانه ی خشونت و عقب نشینی جامعه»، مبحثی بسیار مهم در رابطه با جریان اسلامگرایی در ایران و منطقه و حتی کل جهان بوده و محدود به تفاوت اصولگرایان و اصلاح طلبان نیست، و متأسفانه هنوز اهمیت موضوع در جنبش سیاسی و مدنی ایران مورد مطالعه ی جدی فعالان اپوزیسیون بویژه فعالان زن، قرار نمی گیرد! اما اینجا منظورِ بحث درباره این موضوعات نیست.

۳. http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism.htm

و ما، همه، ماجرای سربداران را در سال ۱۳۶۰ به یاد داریم که امروز در کردستان و بلوچستان مورد مشابهی می تواند اتفاق افتد، با بازیگرانی دیگر از اپوزیسیون سراسری!

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»